اروپا مرتکب اشتباه نشود

دکتر علی لاریجانی نماینده مقام معظم رهبری در شورای عالی امنیت ملی هفته گذشته با شرکت در برنامه کنکاش شبکه جام جم به سوالات این شبکه و بینندگان ایرانی خارج از کشور در زمینه ارزیابی سیاست خارجی در دولت آقای خاتمی
کد خبر: ۷۰۰۵۶
و دیدگاه های دولت آینده در این باره و بویژه در زمینه فناوری هسته ای پاسخ داد.
لاریجانی در این گفتگو از اروپا خواسته است در قبال ایران و پرونده هسته ای این کشور مستقل تر و منطقی تر تصمیم گیری کنند تا بتوانند در منطقه خاورمیانه نقش فعال تری ایفا کنند.
در تهیه این گفتگو از همکاری شبکه جهانی جام جم سپاسگزاریم.


به نظر شما، مهمترین دستاوردهای دولت قبلی چیست؛
یکی از دستاوردهای خوب دولت آقای خاتمی بحث فناوری اتمی بود که به عنوان یکی از مهمترین دستاوردهای ملی می توان از آن نام برد و یکی از پایه های پیشرفت کشور ماست و از نظر قدرتمندی تکنولوژیک می تواند برای ایران ، یکی از پایه های خوب باشد.
دستاورد دوم ، در ارتباط با توسعه سیاسی ، این است که یک فرد جانشین خوب برای خود تقویت کند. توسعه سیاسی ای که آقای خاتمی پایه گذاری کردند، نتیجه اش انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری بود.
انتخاب دکتر احمدی نژاد به عنوان جانشین آقای خاتمی ، یکی از دستاوردهای دیگر دولت است و در این پروسه ، دولت توانست جانشین خوبی برای خود انتخاب کند. به نظرم اینها جزو کارهای مهمی است که دولت قبل توانست پیگیر آنها شود.

دوران آقای خاتمی در ارتباط با سیاست خارجی ، تعامل و ارتباط بیشتری با جهان برقرار کردیم. آیا با انتخاب دکتر احمدی نژاد، می شود نتیجه گیری کرد که یک عقبگرد به گذشته داشته ایم؛
البته من سخنگوی ایشان نیستم و باید خودشان درباره سیاست های خارجی اظهارنظر کنند، ولی فکر می کنم موضعگیری غربی ها درباره دولت آقای دکتر احمدی نژاد دلیل دیگری دارد.
من که از بیرون به این مناقشه نگاه می کنم ، احساس می کنم هدف دیگری دنبال می شود. سیاست های کلی درباره رفتار با خارجیان و دیپلماسی ایران ، همچنین سیاست های کلی درباره اقتصاد، فرهنگ و آموزش عالی چیزهایی است که کلیت نظام آنها را می پذیرد و در مجمع تشخیص مصلحت راجع به آن بحث می شود و همه بخشهای مختلف درگیر این موضوع هستند.
فکر نمی کنم سیاست های کلی دیپلماسی ما تغییر کند، بلکه ممکن است از نظر تاکتیک ، سرعت و حرفه ای کار کردن و نیز از نظر داشتن ابتکارات نو در دیپلماسی تغییر ایجاد شود.
به هر حال ، وقتی دولتی عوض می شود، دست روی دست نمی گذارد و می خواهد رفتار جدیدی داشته باشد و این بیشتر در بخش تاکتیک و ابتکارات است. فکر می کنم جهت گیری های دیپلماسی ایران ، همان جهت گیری گذشته است.

اگر سیاست های خارجی که مبنای عمیق و ریشه ای دارد، تغییر نکند یا تغییرات عمیقی نکند، چطور می شود که غرب یک دفعه واکنش تند نشان می دهد؛ آنها که می دانند با این دولت ، 4 سال یا 8 سال باید کار کنند. پس چرا کار را برای خودشان سخت می کنند؛
آنها دنبال هدف دیگری هستند. وقتی من مجموعه اقدامات یکی دو هفته گذشته غربیها را رصد می کنم ، برداشتم صرف این حادثه نیست ، بلکه دستاوردهایی است که می توانم از نوع رفتار نسبت به این موضوع داشته باشم ; مثلا رفتاری که بلژیکی ها نسبت به سفر آقای حدادعادل داشتند، چیزی نبود که پنهان بوده باشد.
28 سال است که همین فرمت وجود دارد، مثلا مشروب سرو نمی شود. این موضوع جدیدی نیست. چرا این مساله یک دفعه بزرگ می شود؛ موضعگیری کاملا غیردیپلماتیک وزیر ایتالیا درباره آقای احمدی نژاد و انتخابات ایران نیز خیلی غیرمعقول بود.
به نظر من ، کسانی که می خواهند دمکراسی در دنیا نهادینه شود، نباید این طور با دمکراسی بجنگند. چرا باید به انتخاب مردم این طور توهین کنید؛
در اجلاسی که به عنوان کنگره بررسی پس از انتخابات در بروکسل گذاشتند، حزب سبزها که عضو اتحادیه اروپایی هستند، بحث حقوق بشر را در این زمان بزرگ کردند که نوعی موضعگیری در آن اجلاس بود. مسائلی که درباره آقای احمدی نژاد مطرح کردند، بحث گروگانگیری سفارت امریکا در ایران ، یا ترور قاسملو،معلوم بود که خلاف است، چون سابقه آقای احمدی نژاد به این موضوعها نمی خورد.
آنهایی که در جریان مسائل سیاسی ایران هستند، می دانند چرا این مسائل مطرح می شود؛ این دو انتخابات که در ایران برگزار شد، برای غرب غیرقابل پیش بینی بود و تصور غرب از منتخب و از میزان حضور مردم ، چیز دیگری بود.
اگر شما موضعگیری های سیاسیون و رسانه های غربی را قبل ازانتخابات رصد کنید، کاملا متوجه می شوید که میل غرب چیز دیگری بود.
این دو انتخابات ، ظرف یک هفته با حجم زیاد حضور مردم نشان می داد که ایرانیان اراده قوی برای پیگیری مطالبات خود دارند و یکی از این مطالبات ، بحث فناوری هسته ای است ; یعنی همه می دانند که فناوری اتمی یک خواست ملی در کشور است ، غربی ها مواجه شدند با این مساله که در انتخابات یک کشور، مردم حضور چشمگیر دارند; یعنی دمکراسی واقعا در کشور ما هست.
حالا ممکن است در داخل کشور مناقشاتی درباره انتخابات وجود داشته باشد ولی این روشن است که تفاوت 7 میلیونی رای وجود دارد و در هر حال ، این قابل اغماض نیست.
این اراده قوی ملت و دمکراسی نهادینه شده در ایران ، از سوی غرب قابل پیش بینی و قابل پوشش نبود. حالا این دولت با چنین پشتوانه ای می خواهد مطالبات مردم را پیگیری کند، که یکی اش بحث هسته ای است.
غربی ها می خواهند هدف دیگری را دنبال کنند و وقتی با این اراده و خواست ملی مواجه می شوند مجبورند به آن توجه کنند و برای این کار به تعبیری از انتخابات اعتبارزدایی کنند و سطح کار را پایین بیاورند و مناقشات را زیاد کنند تا بتوانند با نتیجه آن چالش کنند; یعنی وقتی با پیگیری های این دولت مواجه می شوند، می خواهند آن را از اصل با مشکل روبه رو کنند.
این البته بر می گردد به تئوری امریکایی ها بعد از روی کار آمدن خانم رایس و همچنین مسوول طرح و برنامه اش آقای استیفان کرسنر، که اینها در واقع از نظر متدلوژی فکری یک جور فکر می کنند و می خواهند نظم وستفالی را عقب بزنند.
آنچه می خواهند جایگزین بکنند، این است که مشروعیتی که ما برای دولتها قائلیم باید جایگزین مشروعیت ذاتی شان شود;یعنی کشوری می تواند دمکراتیک باشد، اما از نظر ما مشروع نباشد و برعکس.
پس آنچه برای ما مهم است ، مشروعیتی است که ما به آن قائلیم.
حالا این موضوع را در بحث اتمی این طور می توان ترجمه کرد; بحث اتمی متناسب با حضور ایران در آژانس بین المللی طبق ماده 4. ما حق داریم فناوری هسته ای داشته باشیم.
اینها می گویند ما قائلیم که ایران نباید مشروعیت داشته باشد. ایران حق دارد عضو ان.پی.تی باشد، منتها ما به مشروعیت او اعتقادی نداریم.
بنابراین ، فکر جدیدی پشت این قضیه قرار دارد. این که چه کسی باید این صلاحیت را تشخیص دهد، برمی گردد به همان تئوری که ما باید مشروعیت رفتاری دولتها را تشخیص دهیم.
در گذشته این تئوری وجود داشت که هر دولت مشروع، حقوق خاص خود را خواهد داشت. اینها می گویند نه ، ما یک تبصره داریم با این مضمون که هر حکومتی را که ما مشروع بدانیم ، صاحب حق است.
پس مساله جدیدی دارد عنوان می شود. این فکر در عرصه های مختلف و در صحنه بین المللی مطرح است و یک نگاهش هم به انتخابات ایران است که ظرف 2 هفته حدود 60 میلیون نفر پای صندوق می آیند و رای می دهند.
طبق قواعد جاری دمکراتیک ، این دولت ، مشروع و از حقوق خودش برخوردار است ، اما اینها می خواهند بگویند این دولت مشروع نیست و ما باید تشخیص بدهیم مشروع است یا نه.

آقای دکتر! آقای خاتمی هم با همین فشارهای خارجی مواجه بود. به نظر خیلی از کارشناس ها، فشاری که دولت آقای خاتمی در 2 سال آخر از طرف غرب تحمل کرد، اصلا قابل مقایسه با دوره های دیگر نیست ; یعنی ما می بینیم ، دولتی هم که از نظر آنها پذیرفته شده ، اولش حداقل کار خود را با تعامل زیاد شروع می کند و در سالهای آخر با فشار خردکننده مواجه می شود.
می شود این را ربط بدهید به زمان حال ; یعنی ببینیم این پروژه هسته ای را فارغ از این که چه کسی رئیس جمهور می شود چطور می خواهند به پایان برسانند؛

قطعا همین طور است. یکی از مسائل مهم برای آنها نتیجه این قبول یا عدم قبول است ; یعنی این همه مناقشاتی که راجع به انتخابات برگزار می کنند، هدف دیگری پشت آن است و آن ، منفعتی است که در نظر دارند و سوالاتی ایجاد می کنند که ما به آن منفعت نرسیم.
آن منفعت چیست؛ یکی اش ، مناقشات و چالشهای اتمی است. غرب اعم از اروپا و امریکا تصور می کنند اگر ایران به فناوری اتمی برسد، وارد قلمروی جدیدی از توانمندی تکنولوژیکی می شود; یعنی جهش پیدا می کند و این آغاز یک حرکت مهم تکنولوژیک است.
بنابراین همین ابتدا باید محدودش کند یعنی در واقع در بحث جهانی سازی هم این بحث نو مطرح است. می گویند دو سطح ملت داریم ; یک سطح ملتهای هسته ای که اینها باید فناوری های پیشرفته داشته باشند.
دسته دوم ، کشورهای پیرامونی هستند که باید فناوری دست دوم و سوم داشته باشند. یعنی باید رب گوجه تولید کنند و کولر آبی اما نباید فناوری اتمی داشته باشند. چرا باید این طوری باشد!؛
فقط فناوری اتمی نیست ، یعنی الان اگر شما وارد بایوتکنولوژی و نانوتکنولوژی یا ICT هم بشوید، باز هم همین گرفتاری را دارید. یعنی آنها می گویند اینجا فناوری ها مدرن است و امکان دسترسی به تکنولوژی مدرن باید خاص کشورهای هسته ای باشد. به عقیده من این مناقشه با هر دولتی به وجود می آمد. ما هم باید بدانیم که در واقع این ، کلید پیشرفت است.
غرب باید در آینده این احساس را بکند که این گونه مناقشاتی که با دولتها به وجود می آورد، از نظر شرایط داخلی قابل تعریف است.
مردم متوجه هستند و این مناقشات که «شما دنبال هدفهای خودتان هستید» را زود تعبیر می کنند.
الان این طور نیست که این مناقشات مورد پذیرش باشد. شما دیدید که همین بحث حضور احمدی نژاد در لانه جاسوسی یا ترور قاسملو را حتی کسانی که در داخل از نظر سمت گیری های سیاسی مخالف او هستند، مثل آقای حجاریان که جزو اصلاح طلبان است ، تکذیب کردند و گفتند ما در آنجا بودیم و ایشان نبوده ، بنابراین آنها زود می فهمند که شما دارید چه می کنید.
این کارها به درد خودشان هم نمی خورد. ممکن است آنها بگویند ما یک افکار عمومی در دنیا می سازیم که در پناه آن به اینها فشار بیاوریم.
ولی باید این را بدانند که این یک خواست ملی است. آقای احمدی نژاد به عنوان کسی که از پشتوانه رای مردم برخوردار است ، نمی تواند جلوی خواست ملی بایستد و مجبور است آن را پیگیری کند.
فرض کنیم غرب مصمم است با جوسازی جلوی این خواست را بگیرد. نتیجه این می شود که در صحنه بین المللی ، اروپایی ها که تقریبا در عرصه دیپلماسی خاورمیانه غیبت داشتند و با ورود به صحنه اتمی وارد خاورمیانه شدند، شروع کردند به راهبری و میدان داری یک موضوع فوق العاده حساس. یا اصلا اروپا حذف شود. می ماند ایران و بحث آژانس و یک جریان بین المللی.
هر اتفاقی که می خواهد بیفتد، بیفتد اما دولت نمی تواند آن را حذف کند. من فکر می کنم اروپا می توانست از این بستر استفاده کند و روابطش را در خاورمیانه تعمیق ببخشد.
چرا که هم بازارهای خاورمیانه مطرح است و هم مساله حضور و نقش آفرینی ایران در صحنه سیاسی منطقه که اهمیت فوق العاده دارد.
نزدیکی ایران با اروپا می تواند نقش اروپا را کاملا برجسته کند و این یک فرصتی است که می توانست حذف بشود. این ، منافعی هم برای ایران داشت.
اگر اروپا بخواهد در این خصوص به برد و باخت فکر کند، همان اشتباهی را مرتکب می شود که امریکایی ها در دیپلماسی با ایران دارند اعمال می کنند. این به نفع اروپا نیست یعنی این در دسته بندی امریکا قرار می گیرد.

آقای دکتر هر کنشی یک واکنشی دارد. تا این لحظه دکتر احمدی نژاد خویشتن داری کرده اند و خیلی درخصوص مسائل خارجی اظهارنظر نکرده اند. به استثنای آن کنفرانس مطبوعاتی و آن جمله معروف که «اروپایی ها از برجهایشان بیایند پایین و ادبیاتشان را هم عوض کنند» که در پاسخ به سوال خبرنگاری بود که گفت اروپا مذاکراتش را به حالت تعلیق درآورده و گفته که ایران باید تکلیف حقوق بشر را مشخص کند...
ایشان از آن لحظه تاکنون اظهارنظر چندانی نکرده اند و فکر می کنم می خواهند صبر کنند تا خشم و خروش طرف اروپایی فروکش کند.
البته شاید خیلی هم بحث منطق و حرکت حساب شده اروپایی ها مطرح نباشد و به قول شما انتظار نداشتند که چنین اتفاقی اینجا بیفتد و این که به هر حال گیج عمل می کنند.
ایتالیایی ها خیلی مواضعشان در مورد عراق منطقی نبود ولی آن استخوان دارها و پیرمردها هم تا این لحظه سکوت کرده اند و مثل آلمانی ها، انگلیسی ها و فرانسوی ها فکر نمی کنند. شاید نتیجه گیری کردن درباره روابط آینده ایران و غرب کمی زود باشد.
حتما همین طور است. من فکر می کنم در صحنه بین الملل اولا اروپا یک جور موضع نگرفت. مثل آقای شرودر که موضعش منطقی بود و بعضی ها تردیدآمیز نگاه کردند.
بعضی ها هم مثل نخست وزیر ایتالیا غیردیپلماتیک رفتار کردند. این که نسبت به منتخب یک ملت توهین شود چیز جالبی نیست.
توهین کردن رفتار دیپلماتیک نیست. به نظر من در صحنه اروپا برخی کشورها هستند که پذیرفتند و می خواهند ارتباطشان را قوی کنند و برخی با تردید به موضوع نگاه می کنند.
این می تواند نشات گرفته از این باشد که چیز دیگری تصور می کردند. البته بعضی از دولتمردان در داخل هم چیز دیگری دوست داشتند; اما به هر حال نفس دمکراسی نیز همین است ; یعنی ممکن است بعضی از دولتمردان یک چیزی را بخواهند ولی انتخاب مردم چیز دیگری باشد. یا معنایش این باشد که به هر حال مردم دوست دارند نیروهای نخبه در سیاست دایم عوض شوند و این چیز مثبتی است.

آقای دکتر اگر قرار باشد که رئیس مجلس ایران به یک کشور کوچک اروپایی مثل بلژیک برود و با مشکلات پروتکلی مواجه بشود که البته مشکلی نباید باشد; چون به هر حال یک ربع قرن است که سیاست ما این گونه است.
اگر قرار باشد غرب همین طور برخورد تخریبی داشته باشد و ما همیشه احساس کنیم که باید مواظب باشیم و هر لحظه رابطه مان را طور دیگری تنظیم کنیم آیا به نظر نمی رسد طرفین به نوعی از هم فاصله می گیرند و رابطه شان را محدود می کنند؛
آیا به صلاح نیست تا اتفاقی نیفتاده و دولت جدید هنوز قوام نگرفته دست نگهداریم و سفر خارجی نرویم و در تعاملمان احتیاط کنیم؛

نه من فکر می کنم این طور نباید باشد، چون همیشه دولتها در حال چرخش هستند. اما نظمی که بر دولتها حاکم است ، نظم استواری است.
به هر حال نظام کشور ما هم یک نظام مستمری است، دولتها می آیند و در یک مقطعی می روند و همیشه باید ارتباطات و مراوداتی داشته باشند. ممکن است یک مقطعی افراد و برخی دولتها تصوراتی داشته باشند و دیپلماسی کشور ما فعال باشد و توجیه درستی داشته باشند.
با این حال مراودات همچنان باید وجود داشته باشد; چرا که هیچ وقت حیات یک کشور منقطع نمی شود. مدت حیات یک کشور به مراودات سیاسی و دیپلماتیک آن بستگی دارد.
من الان رفتار بلژیکی ها را در مورد رئیس مجلس نمی پسندم. این رفتار حتی برای خود بلژیکی ها هم چیز مثبتی نبود، یعنی به هر حال احترام گذاشتن به اموری که مورد پذیرش یک کشور است ، جزو اصول اولیه رفتار دیپلماتیک است.
احترام به میهمان مهم است ، احترام گذاشتن اخلاق عرفی بشری است. من فکر می کنم برمی گشت به این که یک علامتی بدهند و این علامت یعنی که شما اگر انتخابتان مثلا احمدی نژاد است و ایشان به هر حال این طور تصور شده که فردی اصولگراست ، ما هم رفتارمان می تواند این طور باشد، این چیز جالبی نیست.
این بی احترامی به رای مردم است. برای شما که طرفدار دمکراسی هستید.

تیم هسته ای مذاکره کننده در بحبوحه انتخابات و در فروردین و طی دو سه هفته گذشته به کشورهای منطقه زیاد سفر کردند. آیا به نظر شما تیم مذاکره کننده در دولت جدید عوض می شود؛
در مورد تیم نمی توانم خیلی نظر بدهم. مربوط به رئیس جمهور جدید است ، ولی فکر می کنم روشی که ایران در مورد بحث انرژی اتمی دنبال می کرد، یک روش با مبنایی بوده و ایران معتقد بوده ما باید حقوقی داشته باشیم.
غربی ها هم می گویند ما قبول داریم که این حقوق را باید داشته باشید، اما شما نباید بمب اتمی بسازید و این را باید تضمین کنید و اروپایی ها آمدند گفتند ما می خواهیم با شما مذاکره کنیم ، خوب ما هم قبول کردیم یعنی نفس قبول این پذیرش مذاکره ، یک پیام سیاسی دارد و آن ، این که ایران می خواهد فناوری اتمی داشته باشد، اما می خواهد به شما نشان بدهد که ما دنبال بمب اتمی نیستیم.
تضمین عینی را هم قبول داریم. در مسیر مذاکره ، اروپایی ها گفتند بهترین تضمینی که ما می توانیم داشته باشیم این که اصلا برنامه هسته ای نداشته باشیم ; خوب این رفتار غیرمعقول بود و ایران این را نپذیرفت.
در این فاصله بحث اخیری که پیش آمد، این بود که اروپایی ها گفتند شما پیشنهاد کنید ما هم پیشنهاد کردیم و گفتیم در چند مرحله ما این گونه رفتار می کنیم.
بحث فناوری اعم از U.C.F اصفهان یا بحث نطنز، آنها هم گفتند خوب ما مطالعه می کنیم. ما هم منتظریم آنها نتیجه مطالعاتشان را تا اوایل مرداد به ما بدهند و همین فکر به نظر من دنبال می شود.
من برداشتم این است که دولت جدید هم با توجه به این که اصل تکنولوژی اتمی را روی خواست ملی باید دنبال کند، منتها از همه روابط دیپلماتیک هم بایداستفاده بکند. این برمی گردد به رفتار اروپایی ها. نشانه هایی وجود دارد که رئیس جمهور جدید را مجبور می کند فناوری اتمی را در ایران شروع کند و این خیلی به نفع اروپایی ها نیست.
اروپایی ها باید از این فرصت استفاده کنند و بدانند که رئیس جمهور جدید به دلیل رای زیادی که از مردم گرفته ، باید خواست ملی کشور را پیگیری کند. این مطالبه عمومی است ; بنابراین حق کشور است.
در صحنه بین المللی حق هم تعریف شده است. اگر جلو این بایستند، خودشان هم از صحنه خاورمیانه حذف می شوند.

چند تلفن را با همدیگر بشنویم: فرهاد از نیویورک
با جو خوبی که بر ملت ما حاکم است ، با تیراژی که در روزنامه ها داریم ، روشنفکران و ملت آگاهی که داریم ، آیا به فکر افتادیم که یک شبکه آزاد و خصوصی تلویزیونی داشته باشیم؛

با گذشت 26 سال از انقلاب و جو اختناقی که در زمان شاه بود و الان خیلی آزادتر شده، چرا ما هنوز شبکه خبری خوب نباید داشته باشیم؛ شبکه خبری به قول معروف قابل اطمینان ملت نداریم. شبکه ای مثل الجزیره نداریم.

خمسه از شیکاگو
ما زورمان را زدیم که شما را بیاریم بالا، ولی نشد. مردم ما نتوانستند آن چیزی را که در درون است ، ببیند. ان شاءالله در دفعات بعد.
من می خواستم راجع به آن دمکراسی بلژیکی ها آن صحنه ای که وزیر خارجه اش با سفاهت و بلاهت پیش یک میهمان کتش را درمی آورد و با یک پیراهن دهن کجی می کند و سیگارش را دم به دم برمی دارد و به لبش می گذارد، شما ببینید این دمکراسی که از آن صحبت می کنند، با مهمان خودشان چگونه رفتار می کنند.
شما وقتی مهمانی به خانه تان می آید، باید تمام سعی خود را بکنید تا راحت باشد. اینها هنوز نتوانستند بفهمند بعد از 26 سال این دین اسلام ما بنده شکم نیستیم.
نمی توانیم مشروب بخوریم و این چیز مهمی نیست و برای همین هم آن خانمی که می آید آن عمل را انجام می دهد و آن طوری می نشیند ما اگر بخواهیم به ایران فکر کنیم راه به جایی نمی بریم.
بهتر است آقای احمدی نژاد هر جا که اشتباه کرد، بیاید خیلی شفاف با مردم در میان بگذارد و بگوید آقا من اشتباه کردم ; به این دلیل و به این دلیل.
مردم خود ما مهم هستند. هر چه اینها روشن تر باشند، بیشتر پشت این نظام می ایستند و ما از الان نمی توانیم وضعیتی به وجود بیاوریم که ببینیم هر کاری اروپا می کند، در مقابل آن موضع بگیریم.
اگر خوب بود، که خوب بود; اگر بد بود، سعی کنیم بهترش کنیم ; و اگر بدتر بود، آن را کنار بیندازیم. این رویه ای است که باید این حکومت در پیش بگیرد. ان شاالله اگر مردم همین طور روشن بین باشند، حتما موفق می شویم.

لاریجانی:
بحثی که بیننده عزیز درباره شبکه خصوصی کردند، من الان مسوولیت رادیو تلویزیون را به عهده ندارم و آقای ضرغامی باید پاسخ بدهند. تا آنجا که من اطلاع دارم ، رادیو تلویزیون امروز تولیداتش تا حدود زیادی خصوصی است یعنی 60 تا 70 درصدش خصوصی است ، اما این که شرایط خصوصی داشته باشند، باید قانون اساسی تفسیر شورای نگهبان تغییر کند قاعدتا در آینده باید پیگیری بشود. در مورد شبکه خبری نظر دوستمان درست است.
یعنی واقعا انتظار می رود ایران یک شبکه خبری شبیه C.N.N یا الجزیره داشته باشد. شبکه العالم با همین هدف ایجاد شد. منتها باید سرمایه گذاری کرد.
دنیای امروز دنیای سرمایه گذاری رسانه هاست. ما می گوییم در عصر ارتباطات زندگی می کنیم و مدام راجع به آن سخنرانی می کنیم.
باید عمل کرد، عملش پشتیبانی است. من فکر می کنم در دولت آینده اگر نگاه عمیقی به صحنه جهانی داشته باشند، خیلی مناسب است که روی این سرمایه گذاری و شبکه هایی از این سنخ ایجاد کنند. من این را تایید می کنم که باید در این زمینه سرمایه گذاری مناسب و درستی بشود.
از دوست دیگرمان که لطف داشتند، تشکر می کنم و در مورد بلژیکی ها با ایشان هم عقیده ام. رفتار دیپلماتیک درستی نداشتند. من هم آن صحنه را دیدم که کتشان را درآوردند و سیگار می کشیدند. در عرف مذاکرات دیپلماتیک کسی این کار را نمی کند.

آقای خرازی هم می توانستند کتشان را دربیاورند.
آدم نباید بداخلاقی را با بداخلاقی جواب بدهد. حداقل ایرانی ها این طور نیستند. رفتار بی ادبی را باید با ادب جواب داد. ولی معلوم بود کار درستی نیست.

در مقابل آدم متکبر هم نباید تواضع نشان داد.
من به اصل این سفر یک مقداری ایراد دارم ; چرا در این موقع وقتی استشمام می کند که مثلا در ایتالیا چنین رفتاری کردند، به نظر من شامه دیپلماسی ما در این قضیه دقیق نبوده. اینها نباید می رفتند و این به ضرر خودشان بوده.
این بیننده عزیز ما که این رفتار را دیده ، چقدر نسبت به رفتار بلژیکی ها عصبانی بوده. اینها باید بدانند برای همه ایرانی ها که این رفتار را دیدند، اصلا مورد قبول نیست.
بلژیک چه نفعی از این قضیه می برد. می گویند ما می خواستیم تحقیر کنیم، تحقیر نماینده یک کشور به روحیه جمعی آن کشور لطمه می زند، یعنی بلژیک باید بداند در مناسبات اقتصادی آینده همیشه ایرانیان رویش یک نگاه منفی دارند.

علی از لس آنجلس
با تشکر از آقای لاریجانی که در زمان ریاست شما تلویزیون های جام جم روی کار آمد. همچنین شبکه خبر که چشم و چراغ ایران عزیزمان به اینجا روشن شد و امیدواریم برنامه های خوبتان را ادامه بدهید.
امیدوار بودم آن موقع که شما ریاست سازمان صداوسیما را به عهده داشتید، تشریف می آوردید تا ما انتقادات مثبتی را که داشتیم ، مطرح می کردیم. اما حالا ان شاالله آقای ضرغامی که تشریف آوردند، مطرح می کنیم.
اما در ارتباط با نوع برخورد و نگاه سیاست مملکتمان ، متاسفانه مدیران ما در ایران یا با این ظرافت آشنا نیستند یا به آن اهمیت نمی دهند.
من خودم مدیر یکی از شرکتهای امریکایی هستم و در اینجا می بینم که کوچکترین پیشرفت شان را آنقدر زیبا به تماشاگران یا به نمایندگانشان نشان می دهند; ما دقیقا در ایران برعکس هستیم ; یعنی کار خوبی هم که انجام می دهیم ، بلد نیستیم یا نمی دانیم چگونه آن را خوب معرفی بکنیم ; چه به مردم خودمان ، چه در خارج از کشور.
درخصوص ورزشگاه آزادی و 7 نفری هم که کشته شدند، مثال کوچکی می زنم. ببینید انگار ما باید از طرف فیفا جریمه شویم ، باید آبرومان برود و 7 نفر هم کشته شوند تا یاد بگیریم که بلیت ها را پیش فروش کنیم ; چیزی که سالهاست می دانیم ، ولی انجام نمی دهیم.
اما در ارتباط با سفر آقای حدادعادل ، من فکر می کنم همان طور که خارجی ها به ایران می آیند و خانمهاشان حجاب سرشان می گذارند و به ما احترام می گذارند، ما هم باید وقتی آنجا می رویم به آنها احترام بگذاریم.
درست است که مساله میهمان نوازی مهم است و آنها روی میزشان مشروب می گذارند، ولی ما که نمی خوریم. حتی وقتی قرار است تیمهای ورزشی مان با اسرائیل بازی کنند چرا ما همیشه در نوع برخوردمان باید نوعی واکنش عقب گردی داشته باشیم ، به جای این که برویم جلو و نشان دهیم ما کی هستیم ، عکس العمل دیگری نشان می دهیم ; متاسفانه عقل مردم به چشمشان است.
منظورم این است که مثلا رئیس جمهور عزیز ما باید در نوع برخوردشان حتی در لباس پوشیدنشان هم دقت کنند، چون این مساله دیگر یک مساله شخصی نیست ، ایشان رئیس جمهور فرهنگ غنی یک مملکت هستند.
جناب آقای دکتر! آیا در دولت آینده ، شما هم نقشی خواهید داشت آیا در این زمینه صحبتی شده؛ اگر امکان دارد برایمان بگویید؛

حسن - کالیفرنیا
باسلام و تشکر، من جدا از رفتار بی ادبانه بلژیکی ها خیلی ناراحت شدم و آفرین به آقای حدادعادل که در برابر آنها مودبانه نشسته بودند و نمایندگان روسای بلژیک با کشیدن سیگار با تمسخر به روسای مجلس ما نگاه می کردند.
آقای لاریجانی! آیا اینها نمی خواستند با سرو کردن مشروب اتهامی به روسای مجلس ما بزنند و بهانه ای بگیرند و بگویند روسای مجلس ایران مشروب خوردند و با این کار آنها را بدنام کنند و مساله آخر این که ما باید آداب و رسوم 2500 را به دنیا نشان دهیم نه این که خودمان را با دنیا تطبیق دهیم؛

لاریجانی:
من فکر می کنم نقطه ای که دوست عزیزمان علی از (لس آنجلس اشاره کردند، مساله مهمی است ; غربی ها در نشان دادن چنین کارهایی موفق تر از ما هستند; این واقعیتی است و ما باید یاد بگیریم.
ما در عصری زندگی می کنیم که به هر حال افکار عمومی مهم است ; افکار عمومی چه در داخل چه در بیرون. این که من عرض کردم رسانه ها باید متناسب با شرایط حال گسترش یابند، همین است ، گاهی ما متوجه نیستیم ; مسوولان ما باید در گسترش رسانه ها بیشتر سرمایه گذاری کنند; این موضوع برای منزلت و اقتدار کشور و همین طور برای هویت ملی یک کشور خیلی مهم است.
شرکتهای اروپایی و امریکایی روی این کارها خیلی خوب سرمایه گذاری می کنند; اما ما روی این امور نقص داریم. نکته دیگری که ایشان اشاره کردند; ما باید به آنها احترام بگذاریم ، آنها هم باید به میهمان احترام بگذارند; اگر آنها مشروب سرو می کنند، ما سخت نگیریم.
ببینید دومساله مطرح است یکی این که مشروب خوردن از نظر آنها اشکالی ندارد و دیگر این که ضرورتی برای خوردن آن نیست ; هر کس نمی خواهد می تواند چای یا آب میوه بخورد، اما نشستن بر سر میزی که مشروب سرو شده خلاف شرع است.
این میهمان نمی تواند بنشیند. میزبان باید احترام بگذارد و بگوید چون من شما را دعوت کردم ، پس به جای مشروب ، آبمیوه میل کنید. اگر هم میل ایشان بود و هم میل آقای حدادعادل ، خوب آقای حداد عادل می نشست.
به هر حال احترام گذاشتن به آداب و رسوم طرف مقابل ، تا آنجا که مقدور باشد، کار درستی است.

کما این که آنها هم وقتی وارد ایران می شوند، اصرار نمی کنند که باید مشروب باشد.
قطعا همین طور است و نکته ای هم که فرمودند در خصوص این که مردم از ظاهر افراد قضاوت می کنند و مسوولان باید از نظر پوشش و آراستگی مناسب باشند; حرف متینی است ; نه تنها در دنیایی امروز، در مکتب اسلام هم هست ، کسی که در اماکن عمومی حاضر می شود بهتر است با آراستگی ظاهر شود، حرف درست را باید پذیرفت.
این که من در دولت آینده هستم یا نه؛ من قبلا اعلام موضع کرده بودم که در دولت جدید هم من آمادگی همکاری دارم و این موضوع به این بستگی دارد که من در مجموع مذاکرات با آقای احمدی نژاد، در جایگاهی که ایشان پیشنهاد می دهند می توانم مفید باشم یا نه.

مذاکره ای هم کردید؛
بله مذاکره هم کردیم ، اما در خصوص رفتار توهین آمیز بلژیکی ها، هر کس از جایی زنگ می زند و اعتراض می کند و حساسیت خود را نسبت به هویت ابراز می کند و البته اینها یک امتحان بود چون عکس العمل ما را می دانستند. آنها می خواستند یک علامت بدهند و علامتشان هم درست از آب درنیامده ; علامتی دادند که همه فهمیدند.

علامت آنها نتیجه ای را که می خواستند نداشت. آقای دکتر اگر که شما سیاست خارجی را در دست بگیرید، چه اصولی را تغییر می دهید و چه اصولی در شرایط فعلی را ثابت نگه می دارید؛
حالا اصول قابل تغییر نیستند، من معتقدم چند بخش در سیاست خارجی در واقع از نظر تاکتیکی باید تغییر کند; یکی ساختار سیاست خارجی است ; متناسب با امروز باید کارآمدی بیشتری پیدا کند، هم از نظر تقسیم بندی کار، هم از نظر واکنش های دیگر.
نکته دوم این که کار باید در وزارت خارجه ، حرفه ای تر و کارشناسی تر صورت بگیرد. این چیزی است که خیلی تخصص می خواهد.
نکته سوم ، واکنش باید با سرعت بیشتر صورت گیرد. گاهی حادثه ای رخ می دهد که واکنش آن صورت نمی گیرد.
این تاخیر خود به خود مثل آفتی در منافع کشور می افتد; گاه ممکن است این آفت در حد یک تهدید ظاهر شود. درباره این انتخابات مثالی می زنم.
غربی ها برای آن تصوری داشتند، اما چیز دیگری از آب درآمد; البته در ظاهر امر ممکن است عده ای مناقشاتی هم داشته باشند.
از نظر من خیلی از این مناقشات دقیق نیست ; ولی همیشه این مناقشات هست ، به هر حال تفاوت 17 میلیون و 10 میلیون در دور دوم ، با این حرفهایی که زده می شود پنهان شدنی نیست.
اگر اختلاف 1 میلیون بود، قابل بحث بود; این انتخابات در عرض 2 هفته با حجم زیاد انجام شد. ببینید رفتار غرب چگونه است .
به رئیس جمهوری که منتخب مردم است توهین کردند. و مقالاتی که در روزنامه هایشان نوشتند، همه نشان می دهد که غربی ها هدفی را آغاز کردند، به نظر من برای آن باید واکنش سریع تری باشد.
این تاخیرها به ضرر ماست ، دیپلماسی ما باید بدون تاخیر انجام شود. نکته سوم ، ابتکار است دیپلماسی از آن چیزهایی است که اگر ابتکار داشته باشید، در صحنه بین المللی 80 درصد برده اید. مثلا فرض کنید ترتیبات منطقه ای وجود دارد.
حالا در حوزه قفقاز به طور نانوشته ترتیباتی وجود دارد. اصلا نمی شود در صحنه منطقه ای امنیتی برقرار باشد، اما ایران در آن نباشد. یا مثلا در شورای همکاری خلیج فارس - که یک ترتیب منطقه ای است - ایران حضور ندارد، که باید حضور داشته باشد.
از سوی دیگر باید ترتیبات جدیدی ایجاد کرد. مثلا الان عراق وارد صحنه شده و دیگران می خواهند شرایط منطقه را تغییر دهند; بنابراین ترتیبات جدید منطقه ای لازم است ، یا ترتیبات دیگری که در حوزه ورای منطقه ای مطرح است ; حالا جهان اسلام است یا جاهای دیگر. من فکر می کنم داشتن ابتکار در این زمینه بسیار لازم است.

آقای دکتر! خیلی ممنون.
برای من هم جالب بود و حضور در میان مردم بسیار لذتبخش بود. مهم این است که صحنه انتخابات با آرای مختلف ، شفاف و فعال باشد و من خیلی راضی هستم و از شما تماشاگران تشکرکنم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها