پان ترکیسم؛ حربه ناکارآمد ترکیه

تاسیس جمهوری ترکیه برای بسیاری از روشنفکران، نخبگان سیاسی و دولتمردان ایرانی نویدبخش آغاز عصری نوین در مناسبات ایران و جانشین امپراتوری عثمانی بود. احساسات دوستانه توده مردم ایران نسبت به مصطفی کمال‌پاشا و نیروی نظامی تحت فرماندهی وی به عنوان مجموعه‌ای سیاسی و نظامی که برای نجات سرزمین‌های اسلامی در برابر یورش کافران یونانی و بویژه در مقابل نقشه‌های امپریالیستی انگلیس‌ها ایستاده بودند، با نوعی خوشبینی نخبگان ایرانی نسبت به ماهیت جمهوری ترکیه پیوند خورده بود.
کد خبر: ۶۷۶۶۲۹
پان ترکیسم؛ حربه ناکارآمد ترکیه

نخبگان ایرانی که آشکارا شکست سیاست توسعه‌طلبانه سلاطین سنی‌مذهب عثمانی و بویژه عبدالحمید دوم را در زیر لوای اتحاد اسلام و ناکامی ناشی از سیاست ترک‌گرایی همراه با اتحاد اسلام ترک‌های جوان و کمیته اتحاد و ترقی و فروپاشی امپراتوری عثمانی در نتیجه این سیاست‌ها را نظاره‌گر بودند، امید داشتند رهبران ترکیه جدید با درک درست از اشتباهات گذشته از اتخاذ هر گونه سیاست توسعه‌طلبانه و خصمانه علیه ایران پرهیز کنند. در راستای چنین دیدگاهی، نخبگان سیاسی و فکری ایران بر این باور بودند که دولت ترکیه از تلاش برای اعمال نفوذ در ایران زیر عنوان‌های مذهبی و زبانی و نژادی دست برداشته، از آلت دست قرار دادن عشایر مرزی و بویژه کردها علیه ایران خودداری کرده و از تجاوز به خاک‌ ایران که رویه همیشگی عثمانی‌ها بویژه در سال‌های پایانی امپراتوری عثمانی بود، بر حذر باشد، اما این خوشبینی‌ها دیری نپایید و سیاستمداران ایرانی خیلی زود دریافتند، نه‌تنها دولت ترکیه سیاست‌های توسعه‌طلبانه و ضدایرانی امپراتوری عثمانی را به ارث برده است، بلکه ابعاد این سیاست‌ها را گسترش می‌دهد. وجه بارز سیاست‌های خصمانه دولت ترکیه علیه ایران، تلاش برای ترویج اندیشه پان‌ترکیسم در ایران، بویژه در آذربایجان بود. ترویج پان‌ترکیسم در ایران نشانه‌ای از تلاش ترکیه برای تجزیه و انفکاک آذربایجان از ایران بود و از سیاست خصمانه دولت ترکیه علیه ایران و برنامه این دولت برای ایجاد آشوب و بلوا در ایران خبر می‌داد؛ سیاستی که افزون بر وجه فرهنگی و تبلیغی‌اش، با ایجاد آشوب در مرزهای ایران و نیز تجاوزهای نظامی برای تصرف مناطق مرزی ایران همراه گردید.

پان‌ترکیسم پیش از این که به عنوان یک ابزار سیاسی مورد استفاده دولت‌های عثمانی و ترکیه قرار بگیرد، به صورت پدیده‌ای برای دفاع از هویت ترک‌ها در مناطق ترک‌نشین روسیه تزاری در مقابل نیروی مهاجم روسیه شکل گرفت. نطفه پان‌ترکیسم در تاتارستان و سپس آسیای مرکزی به وسیله روشنفکران تاتار که درصدد دست یافتن به جایگاهی مناسب در روسیه البته نه با ادغام در هویت روسی بلکه با تاکید بر هویت متمایز ترکی بودند، شکل گرفت. در کنار این رویداد، اروپایی‌‌ها نیز دست به کار شدند و تلاش کردند ابعاد گوناگون هویت ترکی را برای ترک‌تبارها در عثمانی و روسیه عرضه نمایند. یک انگلیسی به نام آرتور لوملی دیوید در 1832 (1248 قمری) کتابی به عنوان «دستور زبان ترکی» در لندن به چاپ ‌رساند. این کتاب تاثیر چشمگیری در گسترش آگاهی به هویت ترکی بر جای گذاشت. در 1896 (1314 قمری) یک یهودی فرانسوی به نام لئون کاهون کتابی به عنوان «مقدمه‌ای بر تاریخ آسیا در فرانسه» منتشر کرد. این کتاب با تاکید بر تاریخ پیش از اسلام ترک‌ها، تأثیر بسزایی در پدید آمدن پان‌ترکیسم ‌گذاشت. تاکید بر هویت ترکی در میان تاتارهای روسیه و تلاش‌های اروپایی‌‌ها و بویژه نوشته همان فرانسوی یهودی که به آن اشاره شد در نظریه‌پردازی درباره هویت ترکی، بتدریج در عثمانی نیز نفوذ ‌کرد. البته عثمانی‌ها تا آغاز سده بیستم میلادی نسبتا به این موضوع کم‌اعتنا بودند و مقامات دستگاه امپراتوری عثمانی در نیمه سده 19 حتی تلاش اروپایی‌هایی همچون آرمینوس و امبری مجارستانی را در تعریف از هویت ترکی به دیده تعجب می‌نگریستند. در این زمان برداشت از مفهوم ترک و هویت ترکی در میان نخبگان سیاسی عثمانی، معنایی مترادف با وحشیگری داشت و آنان از چنین هویتی گریزان بوده و خود را صرفا عثمانی و مسلمان دانسته و استفاده از عنوان ترک را نسبت به خودشان موهن می‌دانستند، اما بتدریج وجه فرهنگی هویت ترکی در میان عثمانی‌ها نیرومند شد و در دهه اول سده بیستم با قدرت گرفتن کمیته اتحاد و ترقی و ترک‌های جوان در 1908 (1326 قمری) تاکید بر ویژگی سیاسی هویت ترکی در عثمانی اهمیت زیادی پیدا ‌کرد، اگر چه همچنان در برابر اسلام و تعلق خاطر به امپراتوری عثمانی به عنوان یک دولت فراتُرک در درجه سوم اهمیت قرار داشت. از نتایج نیرومند شدن هویت ترکی در امپراتوری عثمانی فارسی‌زدایی در این امپراتوری، زدودن هویت ایرانی از مناطق مسلمان‌نشین قفقاز و تلاش برای نفوذ در آذربایجان بود. در پیامد چنین شرایطی، با هر چیزی که در عثمانی نشانی از ایران و زبان فارسی داشت، مبارزه شد و نشانه‌های فرهنگ ایرانی همچون زرتشت و نوروز، ترک معرفی شدند. در مناطق مسلمان‌نشین قفقاز نیز با زبان فارسی که زبان فرهنگی این دیار بویژه در باکو، شروان و گنجه بود، مبارزه شد و هویت ترکی به عنوان هویت اصلی مسلمانان قفقاز مطرح ‌شد. موفقیت‌های ترک‌گرایان در قفقاز بسیار گسترده بود. مناطق مسلمان‌نشین قفقاز بویژه مناطقی که بعدها به‌ نام جمهوری آذربایجان خوانده شد، پیوندهای عمیقی با ایران داشت. مدرسه‌های فارسی‌زبان گوناگونی در قفقاز وجود داشت و روشنفکران و نخبگان فکری قفقاز از حس ایران‌دوستی بسیار زیادی برخوردار بودند.‌ایرانی‌ها نیز به مردم آن سوی ارس به عنوان هم‌میهن خود می‌نگریستند. اگر عملکرد افرادی همچون جلیل‌محمد قلی‌زاده(روزنامه‌نگار مشهور و مدیر نشریه معروف ملانصرالدین)، نریمان نریمان‌اُف (رئیس‌جمهوری آذربایجان در دوران پس از سقوط روسیه تزاری)، عادل‌خان زیادخان‌اُف (سفیر جمهوری آذربایجان در تهران) و محمدامین رسول‌زاده (روشنفکر مشهور آذربایجان) در دهه اول سده بیستم میلادی بررسی شود، عمق پیوندهای نخبگان فکری قفقاز با ایران بخوبی آشکار می‌شود. این افراد به طور کامل با مسائل سیاسی و فرهنگی ایران درگیر و برای احیای عظمت باستانی ایران و حتی ستایش از مفاخر فرهنگی ایران در تکاپو بودند. درگیر بودن قفقازی‌‌ها در جنبش مشروطیت نیز نشانه‌ای از پیوند عمیق آنها با ایران بود، اما این وضعیت با نفوذ افکار پان‌ترکیستی در قفقاز دگرگون شد. در دهه دوم سده 20 میلادی، نفوذ عثمانی در قفقاز رو به افزایش گذاشت و بتدریج،‌ اندیشه پان‌ترکی به اندیشه حاکم بر مناطق مسلمان‌نشین قفقاز تبدیل شد. درگیر شدن مسلمانان قفقاز در منازعه با روس‌ها و ارمنی‌ها، در شرایطی که عثمانی‌ها نیز در جنگ با روسیه تزاری به سر می‌بردند و درصدد سرکوب ارمنی‌های ساکن در قلمروی امپراتوری عثمانی هم بودند نیز به نزدیکی و اتحاد سیاسی عثمانی‌ها با مسلمانان قفقاز منجر شد. نتایج چنین پیوندی، به دنبال سقوط امپراتوری روسیه تزاری به روشنی آشکار ‌شد. در مناطق باکو، شروان، گنجه و تالش که به شروان و اَران مشهور بودند، حکومت نوپایی به نام جمهوری آذربایجان ایجاد ‌شد. برپایی حکومتی با چنین نامی که آشکارا جعلی و در راستای سیاست‌های پان ترکی بود، دو معنای مهم داشت؛ یکی حاکم شدن پان‌ترکیسم بر قفقاز و دیگری سیاست توسعه‌طلبانه پان‌ترک‌ها نسبت به ایران.

سیاست ضدایرانی پان‌ترک‌ها در خلال سال‌های جنگ اول جهانی (1918 ـ‌ 1914 ‌/‌ 1297 ـ 1293 خورشیدی) برای روشنفکران و نخبگان ایرانی آشکار شده بود، اما با تاسیس جمهوری آذربایجان، ابعاد خطرناک چنین سیاستی بیشتر برای ایرانی‌ها روشن شد

سیاست ضدایرانی پان‌ترک‌ها در خلال سال‌های جنگ اول جهانی (1918 ـ‌ 1914 ‌/‌ 1297 ـ 1293 خورشیدی) برای روشنفکران و نخبگان ایرانی آشکار شده بود، اما با تاسیس جمهوری آذربایجان، ابعاد خطرناک چنین سیاستی بیشتر برای ایرانی‌ها روشن شد. در این میان، آذربایجانی‌ها بیشتر از سایر ایرانیان، عمق خطر ناشی از پان‌ترکیسم و تهدید این اندیشه برای مالکیت ایران بر آذربایجان را دریافتند و به مبارزه با نفوذ چنین طرز تفکری در ایران بر‌خاستند. شاخه آذربایجان حزب دموکرات ایران و رهبر آن یعنی شیخ‌محمد خیابانی به مبارزه سیاسی و فرهنگی تمام‌عیاری با پان‌ترک‌ها مبادرت ورزیدند. استفاده از زبان فارسی به عنوان تنها زبان رایج در جلسات شاخه آذربایجان حزب دموکرات و متوقف ساختن استفاده از زبان ترکی در نشریات حزبی، مخالفت با ارمنی‌ستیزی که پان‌ترک‌ها تبلیغ می‌کردند و سرانجام مقاومت در برابر اشغال آذربایجان به وسیله عثمانی در جریان جنگ اول جهانی، از مهم‌ترین محورهای مخالفت خیابانی و همفکرانش با پان‌ترکیسم بود. بر اثر همین مخالفت‌ها، عثمانی‌ها به دنبال اشغال تبریز در جریان جنگ اول جهانی، خیابانی و سایر آزادیخواهان آذربایجان را بازداشت کرده و به قارص تبعید ‌کردند. با شکست قطعی عثمانی در جنگ اول جهانی، خیابانی همراه دوستانش به تبریز بازگشت.

خیابانی در تبریز به دلیل مخالفت با قرارداد 1919 ایران و انگلیس، خود زمام امور تبریز را به دست ‌گرفت و در این وهله نیز به مخالفت با سیاست‌های پان‌ترکی بر‌خاست. خیابانی برای بی‌اثر ساختن اقدام پان‌ترک‌ها در نامگذاری باکو و شروان به جمهوری آذربایجان، نام ایالت آذربایجان را تغییر داده و به پاس نقش رهبری‌کننده آذربایجان در جنبش مشروطیت، عنوان آزادیستان را برای این ایالت بر‌گزید. اگر چه خیابانی به دلیل مخالفت حکومت مرکزی با وی در شهریور 1299 کشته شد و جنبش سیاسی و فرهنگی وی نیز سرکوب شد، اما تضاد آذربایجانی‌ها با پان‌ترکیسم و واکنش همراه با نفرت آنان نسبت به این پدیده پایان نیافت. در خلال سال‌های بعدی و به دنبال تشکیل جمهوری ترکیه و پس از آن که دوباره تبلیغات پان‌ترکی در ترکیه از سر گرفته ‌شد، این آذربایجانی‌ها بودند که بار دیگر رهبری مخالفت با این اندیشه را به عهده ‌گرفتند.بجز مقالات میرزاعلی صادقی تبریزی در رد آراء و نظرات پان‌ترکی، رضازاده شفق ـ که خود آذربایجانی بود ـ نیز با نوشتن مقالاتی به زبان ترکی به مقابله با افکار تجزیه‌طلبانه و پان‌ترکی پرداخت. همچنین دکتر تقی ارانی ـ که او نیز آذربایجانی بودـ‌ مقالات مستندی در رد پان‌ترکیسم انتشار داد.

شفق و ارانی در نوشته‌های خود به تمایل ایرانی‌‌ها برای نزدیکی به یک همسایه دوست اشاره کرده و از ترکیه می‌خواهند اهمیت این موضوع را درک کرده و دست از تبلیغات ضدایرانی و توطئه علیه آذربایجان بردارد. افزون بر نوشته‌های شفق و ارانی، کنسرت‌های برگزار شده به وسیله عارف قزوینی، شاعر مشهور در تبریز نیز بازتاب بسیار گسترده‌ای پیدا کرد. اشعار عارف اگرچه لحن مستند و مستدل نوشته‌های شفق و ارانی را نداشت و حتی دربرگیرنده نوعی توهین و تحقیر نسبت به زبان ترکی نیز بود، با استقبال پرشور هزاران نفر از مردم تبریز روبه‌رو گردید. چنین شرایطی از نتیجه معکوس تبلیغات پان‌ترکی در آذربایجان خبر می‌داد.

محمدعلی بهمنی قاجار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها