هنوز کامل نشده ام

جعفر دهقان آن گونه که خود میگوید، کار هنری خود را از 12 سالگی با ایفای نقش در نمایشنامههایی که در مرکز رفاه خانواده شهید ذوالفقاری به روی صحنه میرفته، آغاز میکند.
کد خبر: ۶۷۴۰۸

این مرکز امروز در منطقه مهرآباد جنوبی قرار دارد. اما او از این محل تا امروز که به گفته خودش 35 فیلم سینمایی ضمیمه کارنامه کاریاش کرده، مسیری طولانی را طی کرده است.
او مانند بخش قابل توجهی از هنرمندان نسل بعد از انقلاب، فعالیت حرفهای خود را از پشت دیوارهای بهمنی ساختمانی آغاز کرد که به حوزه اندیشه و هنر اسلامی معروف بود.
دهقان کار جدی خود را با حضور در فیلم توجیه در نقش یک چریک آغاز کرد و سال 59 بر اساس فیلمنامه محسن مخملباف مقابل دوربین منوچهر حقانیپرست رفت.دو سال هم زیر نظر سعید کشن فلاح، تاجبخش فنائیان، محمدرضا هنرمند ودیگران دوره بازیگری گذراند و بعد در تیرباران نقش مامور ساواک را داشت و بعداز آن درکلی فیلم جنگی بازی کرد.
به قول ظریفی، زمانی بود که با یک جعفر دهقان و یک اسلحه میشد یک فیلم جنگی ساخت! حالا سریال صنوبر و فیلمهای هراس و تیرباران او در یک ماه اخیر پخش مجدد داشته و سریال روژان او هر پنجشنبه شب، بینندگان زیادی در شبکه 2 سیما دارد.


به نظر میرسد درمورد کارنامه بازیگری تان زیاد سختگیر نیستید و میان نقشهایی که در فیلمهای مختلف ایفا میکنید، گاه تفاوتهای عجیب و غریبی از نظر کیفی وجود دارد. علت چیست؛
خیلی اوقات نقشهایی وجود داشته که دوست نداشتم آنها را بازی کنم، اما بنا به شرایط زمان...

لابد میخواهید بگویید در رودربایستی ماندید؛
البته همهاش این نبوده. من آدم رفیق بازی هستم و گاه در رفاقت کارهایی را کردم که بعدا به ضرر من تمام شده است. اما ایستادم و حرفی نزدم.
گاهی اوقات هم برای این که ثابت کنم اهل کلاس گذاشتن نیستم، در فیلمی بازی کردهام. مثلا بعد از گرفتن سیمرغ بلورین از جشنواره فیلم فجر برای فیلم حماسه مجنون، خیلیها گفتند که جعفر دیگه بازیگر شده و در فیلمهای جنگی بازی نمیکند.
اما فردای آن روز رفتم سر فیلمی که بدترین فیلم زندگیام بود و با کارگردانی کار کردم که اصلا این کاره نبود و نقاش ساختمان بود. این فیلم بدترین فیلم عمرم شد. کارگردان اغلب سر صحنه حضور نداشت و بخشهایی که بازی داشتم را خودم کارگردانی میکردم. این کار را کردم تا ثابت کنم اهل کلاس گذاشتن نیستم.

گفتید اسم فیلم چه بود؛
آخر مصاحبه که ضبط خاموش شد، شاید بگم.

روژان چطور پیش آمد؛
با کارگردان آن دوستی دیرینهای داشتم. بعد از خواندن فیلمنامه قرار شد نقش یک شخصیت کرد را بازی کنم که قصد ترور یک بسیجی را دارد اما فرزند بیمار او را همین شخصیت نجات میدهد.

در فیلم هراس هم که مدتی قبل پخش شد،در نقش یک شخصیت کرد به نام ابراهیم حضور داشتید.این دو نقش چه تفاوتهایی با هم دارند؛
در هراس یک رزمنده کرد بودم که وجوه مثبت زیادی داشت، اما در روژان شخصیتی منفی داشتم با رگههای مثبت. البته هر دو شخصیت از لحاظ المانهای تصویری اشتراکاتی با هم داشتند، اما در نهایت پوشش و گریم آنها هم با هم فرق داشت.

شما از بازیگرانی هستید که گریم در ایفای نقش او تاثیر زیادی دارد. گاه گریمهای سنگینی هم داشته اید.گریم پرحجم برای بازیگر محدودیتهایی ایجاد میکند. با این مساله چه میکنید؛
معتقدم گریم و لباس تاثیر زیادی در ایفای نقش بازیگر دارد و این مساله بازیگر را در جهت ایفای نقش به سمت درستی هدایت میکند.گاه پیش آمده که برای کاری دعوت شدهام و قرار بوده برای نمایش طاس بودن سرم ،از لوازم گریم استفاده شود.
اما خودم خواستهام که موی سرم تراشیده شود تا به واقعیت نزدیکتر شوم.در فیلم بوی پیراهن یوسف برای ایفای نقش جانبازی که چهرهاش آسیب دیده بود، روزی سه ساعت زیر گریم مینشستم و گاه ساعتها چیزی نمیخوردم تا گریم صورتم به هم نریزد.
یادم میآید چسبی که با آن گریم میشدم سوزش زیادی در صورتم ایجاد میکرد اما با اشتیاق این درد را تحمل میکردم، زیرا همین گریم کمک زیادی به ایفای نقشم میکرد. به همین دلیل خیلی اوقات خودم پیشنهادهایی هم در زمینه لباس و گریم به گروه دادهام و همیشه این مساله به نفع من بوده است.

برگردیم به روژان. همه چیز خوب پیش رفت؛
در طول کار سردرگمی عجیبی بر کار حاکم بود که در نهایت تنها با انگیزه کارگردان، سریال به انتها رسید.
فیلم، روز اول تهیه کننده داشت اما در پایان کار تهیه کننده نداشت و من نمیدانستم با چه کسی طرف هستم؛ من به عنوان بازیگر موظف بودم وظایفم را انجام دهم اما طرف دومی که به تعهداتش عمل کند، وجود نداشت.

این مشکلات حاشیهای چقدر در کار شما موثر است؛
وقتی بازیگر با کاری قرارداد میبندد، برای زندگیاش برنامه ریزی میکند. حالا بازیگری را در نظر بگیرید که جلوی دوربین ایستاده و قرار است یک نقش حسی را ایفا کند، ناگهان یادش میافتد که چک شهریه مدرسه دخترش به دلیل بدقولی تهیه کننده ممکن است برگشت بخورد. حالااو چطور میتواند نقشش را ایفا کند؛

میتوان نتیجه گرفت فیلمهایی که کارهای خوبی از آب در نمیآید، متاثر از این مسائل حاشیهای است؛
بله. به همین دلیل گاه شما فیلمی را میبینید که در آن بازیگران خوبی هم حضور دارند ، اما نتیجه رضایت بخش نیست. اینجا همان جایی است که میتوان رد پای مشکلات حاشیهای را حس کرد.

مدتی پیش، تلویزیون یکی از فیلمهای قدیمی شما با نام تیرباران را پخش کرد. فیلم هراس هم پخش شد و منهای صنوبر که بتازگی پخش آن تمام شده، سریال روژان هم در حال پخش است. با نگاه دقیق به این سریالها و فیلمها به نظر میرسد حضور شما در نقشهای منفی همیشه پر رنگتر بوده و در این نوع فیلمها بهتر دیده میشوید.
هرکدام از این فیلمها شرایط خاص خود را دارد. در کارنامه بازیگریام هم تجربه نقش مثبت داشتهام و هم شخصیتهای منفی. اما همیشه شخصیتهای منفی که نقش آنها را ایفا کردهام جای کار بیشتری برایم داشته است. چون همه چیز این شخصیتها رو نیست و همیشه بازیگر امکان کار روی این نقشها را دارد و میتواند از لایههای زیرین این شخصیتها نکات جالبی بیرون بکشد.
این کندو کاو همیشه شیرین است. این نوع شخصیتها همیشه با مردم هم بخوبی ارتباط برقرار میکند. البته نقش مثبت من در سریال مردان آنجلس در نقش ماکسیمیلیان هم توانست ارتباط خوبی با مردم برقرار کند، اما نقش منفی چیز دیگری است.
نقش منفی بازیگر را وادار به تحقیق، مطالعه و کار کردن درباره آن نقش میکند و دیگر بازیگر فقط به توانایی چهره خودش برای ایفای نقش اکتفا نمیکند و برای خلق نقش کندوکاو زیادی میکند.

برای ایفای نقش غلامشاه خان در سریال صنوبر هم این مراحل طی شد؛
کارگردان این فیلم تحقیقات زیادی درباره این شخصیت انجام داده بود و من هم طی صحبت با مجتبی راعی به نتایج خوبی درباره این شخصیت رسیدم. البته همیشه شیوه کار این است که در مورد شخصیتی که میخواهم نقش آن را ایفا کنم، اطلاعات زیادی کسب میکنم.
البته گاهی تمامی آن در فیلم یا سریال مورد استفاده قرار نمیگیرد؛ زیرا هم از حوصله فیلم خارج است و هم نیازی به طرح آن نیست. مثلا در این سریال جایی اشاره میشود که غلام شاه خان برای گرفتن مالیات به یکی از روستاها مراجعه کرده و وقتی مردم مالیات ندادهاند، وارد حمام زنانه شده است. بیان این جمله بخوبی میتواند جنبههای مختلف این شخصیت را نمایش دهد.

چقدر درگیر کار بودید؛
فیلمبرداری این سریال حدود 8 ماه طول کشید ، اما من تمام مدت آنجا نبودم.

اولین همکاری تان با مجتبی راعی بود؛
بله، البته من و او از سال 61 در حوزه هنری با هم دوست شدیم ، اما هیچ وقت فرصت همکاری پیش نیامده بود. راعی از کارگردانهایی بود که دوست داشتم با او تجربه کاری مشترکی داشته باشم.

سخت ترین قسمت بازی تان کجا بود؛
جایی که در میدان شهر میایستادم و میگفتم از امروز مالیاتها 10 برابر میشود و اگر کسی ندهد، گوشواره زنش را از گوشش میکنم و میبرم. برای این صحنه تمرین زیادی کردیم تا بخوبی اجرا شود.

چند سریال تاریخی در کارنامه کاری شما میگوید از بازیگرانی هستید که حوصله و تحمل کارهای طولانی را دارند...
هیچ وقت ایفای نقش سخت در مدت طولانی خستهام نمیکند. البته خیلی از بازیگران تمایل چندانی به این مساله ندارند و ترجیح میدهند در مدتی کوتاه در فیلمی بازی کنند و بعد سراغ کار دیگری بروند.اما شخصا اگر کاری را دوست داشته باشم، از حضور در آن خسته نمیشوم.

چه چیزهایی این دوست داشتن را به وجود میآورد؛
کارگردانهایی هستند که جنس بازی و بازیگر را خوب میشناسند و بازیگر را درست به سمت نقش هدایت میکنند. تعداد کارگردانهایی که با بازیگر در مورد نقش سرو کله میزنند خیلی کم است.
این کارگردانها تا نتیجه مناسب را از بازیگر نگیرند، راضی نمیشوند و کار کردن با چنین فیلمسازهایی برایم همیشه شیرین است.

تعداد کارگردانها و فیلمنامه نویسانی که هنگام نوشتن فیلمنامه یاد جعفر دهقان میافتند چند درصد است؛
فکر میکنم حدود 70 درصد.

چطور به این آمار رسیدید؛
من از بازیگرانی هستم که همیشه سر کار هستم و در زمان کار هم مرتب پیشنهاد بازی دارم.

تا یک دورهای شما را تنها در فیلمهای جنگی میدیدیم.این نوع فیلمها را دوست داشتید یا پیشنهاد دیگری نداشتید؛
در آن زمان، سالی 4 فیلم کار میکردم که از میان آنها 3 فیلم جنگی بود. خودم بیشتر دوست داشتم فیلم جنگی کار کنم و البته در آن زمان پیشنهادهای مختلفی به من میشد.
مثلا در سریال پاییز بلند نقش رضاشاه را هم ایفا کردهام و کارگردانها هم با تواناییهای من آشنا هستند. اما همیشه با ایفای نقش در این فیلمها میخواستم به بچههای جنگ ادای دین کنم که اگر نمیتوانم اسلحه در دست بگیرم، در عوض در کنار شما هستم و کاری که شما میکنید را به تصویر میکشم.
آن سالها هر فیلم جنگی که قرار بود ساخته شود،اول به سراغ من میآمدند. اما بی میل نبودم که نقشهای دیگری را هم بازی کنم.

خودتان چه تلاشی کردید تا این مساله محقق شود؛
تلاش خاصی نمیکردم. الان هم منتظر میمانم تا نقش خوبی پیشنهاد شود.البته گاه نقشی در فیلمهای دختر پسری هم به من پیشنهاد شده که دیدم جایی در آن ندارم و با حضور در آنها فیلمها کارهای قبلیام را زیر سوال میبرم. به همین دلیل بازی در آن فیلم ها را قبول نکردم.

چه چیزی باعث میشود که فکر کنید جای شما در این فیلمها نیست؛
چون معمولا از ایفای نقشی خوب برمیآیم که شخصیت آن را دوست داشته و حس خوبی نسبت به آن داشته باشم. والا هیچ وقت کاری را به خاطر پول قبول نکردم.

نقشی بوده که دوست داشته باشید آن را بازی کنید؛
در سریال امام حسین (ع) بازی میکردم. نقش نافع بن هلال یکی از یاران امام حسین (ع) را داشتم و با نقش زندگی میکردم که کار تعطیل شد و... اما همیشه آرزو داشتم که نقش جهان پهلوان تختی را ایفا کنم.

شما ورزشکارید؛
بله. کشتی کار کردم و مدتی هم به ورزشهای رزمی رو آوردم.

پس فیلمهای رزمی مثل یاسهای وحشی که در آن ایفای نقش کردید...
بله. همه حرکات رزمی آن فیلم کارخودم بود. الان هم دان سه کمربند مشکی «رزمیران» را دارم.

پس تهیه کنندههایی که با شما کار میکنند، باید خیلی مواظب خودشان باشند.
نه بابا! ما از این عرضهها نداریم که با کسی دعوا کنیم. ورزش را هم برای حفظ سلامت و تندرستی خودمان انجام میدهیم.

یعنی تا به حال در خیابان هم موقع تصادف از آموختههایتان در هنرهای رزمی استفاده نکردهاید؛
نه. حتی اگر عوا شود، برای تماشا هم نمیایستم.

در خانه چطور؛
اصلا. آنجا حتی کتکم هم بزنند صدایم در نمیآید. راستش را بخواهید در خانه همیشه کتکخور هستم.

از آنچه در زمینه بازیگری به دست آوردهای راضی هستی؛
بله. البته نه صد درصد. همیشه هرچقدر که فیلم بیشتری کار میکنم احساس میکنم که علاقه بیشتری به دانستن دارم. هنوز کامل نشدهام و یک بازیگر کامل که بتوان روی آن نام بازیگر تمام عیار گذاشت نیستم. دوست دارم بیشتر یاد بگیرم و هرچه کار میکنم این عطش بیشتر میشود.
البته از سویی احساس میکنم باید جایم را به جوانترها بدهم. تابه حال جلوی کسی را نگرفتهام و به خیلیها هم کمک کردم. معتقدم هیچ کس نمیتواند جای دیگری را بگیرد و هرکس که استعداد، حوصله و علاقه دارد، میتواند بیاید و ماندگاری به توانایی او بستگی دارد.

علاقهای به کارگردانی ندارید؛ مثل بعضی همکارانتان؛
الان نه، اما شاید پنج سال بعد بخواهم مجموع تجربیاتم را با ساخت فیلمی ارائه کنم.

تا به حال موقعیتی پیش نیامده که فیلم بسازید؛
بوده، اما از نظر خودم موقع انجامش نبوده.

راستی الان چند سالتان است؛
45 سالهام.

رضا استادی
ostadi@jamejamonline.ir

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها