در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما شاید کمتر کسی را دور و بر خودمان بیابیم که سالها زیسته باشد و طعم لذتهای رایگان اما بسیار عمیق را نچشیده باشد. فرض کنید شبی بیخوابی به سرتان زده است و مدام در رختخوابتان غلت میزنید. این وضع مسلما برای همه ناخوشایند است. اولین و مهمترین دلیلش هم این است که شما برای خواب به تختخواب رفتهاید، اما در ادامه دچار وضع دوگانهای شدهاید یعنی آماده خوابیدن و در مکان خواب اما همچنان بیدار. در چنین شرایطی یک آن به ذهنتان میرسد که میتوانید به جای غلتزدن در تختخواب بلند شوید، کتابی را که چند روز پیش از کتابفروشی خریدهاید و هنوز فرصت نکردهاید سراغش بروید بردارید و بخوانید. همین کار را هم میکنید. در اینجا لذت اول برای شما دورشدن از آن وضع دوگانهای است که به آن تن داده بودید، اما طولی نمیکشد که حس میکنید لذت بزرگتری به سراغتان آمده است. این که کتاب، همان چیزی بوده که شما دنبالش میگشتهاید. لذتی که شما در آن لحظه شب تجربه میکنید ـ با همراهی یک قوری کوچک چای ـ یکی از اصیلترین و گرمترین لذتهای دنیاست، بیخود و بیجهت نبوده اهالی علم و معرفت وقتی شبانه به آن لذتهای عمیق و وجدهای ناشی از انکشاف و باز شدن دریچههای حکمت در قلب و ذهن و زبانشان میرسیدهاند بانگ سر میدادهاند که کجایند پادشاهان دنیا که ببینند ما چه لذتهایی را تجربه میکنیم که دست آنها از لمس سرشاخههای این نخل و چشیدن از رطبهای شیرینش کوتاه و تهی است. ما در محاصره بسیاری از لذتهای نامرئی قرار گرفتهایم. این لذتها در روزگار شتاب و تقلا به همان اندازه که جانبخش و بیحاشیهاند به همان اندازه هم در چشمان ما نامرئی و محو شدهاند، بنابراین به چشم نمیآیند و به چیزی هم گرفته نمیشوند. گاهی پیادهروی با همسرتان در هوای بارانی زیر یک چتر حتی در یک پارک محلی میتواند شما را بیاندازه سرحال و کیفور کند در حالی که شاید لذتهای پرطمطراقتر برای آدمهایی که از درون احساس رکود و فشردگی میکنند نتواند کارکرد مشابهی داشته باشد.
حسن فرامرزی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: