با این که دانشآموزان دبیرستانی برای ادامه تحصیل شش انتخاب دارند (رشتههای ریاضی، تجربی، انسانی، معارف اسلامی، فنی و حرفهای، کاردانش) ولی بیشترشان دست روی دو رشته میگذارند؛ اول ریاضی و اگر نشد تجربی، بیآنکه بدانند مدتهاست پزشکان و مهندسان بیکار ترجیح دادهاند قید رشته دانشگاهی را بزنند و دنبال شغلی دیگر با آیندهای بهتر بروند. آمارهای رسمی که میزان گرایش دانشآموزان دبیرستانی شاخه نظری به رشتههای تحصیلی را روایت میکند، قابل تامل است و بخوبی تورم دانشآموز در رشته تجربی را نشان میدهد که اگر کسی واقعبینانه به آن نگاه کند از آینده این تعداد نیروی انسانی که به احتمال زیاد تلاشهایشان به نتیجه دلخواه نمیرسد، نگران میشود.
آمارها را علی افشانی، مدیرکل آموزش متوسطه نظری وزارت آموزش و پرورش به جامجم میدهد؛ آمارهایی که سندی است بر این که هماکنون از مجموع دانشآموزان پسر پایههای دوم و سوم متوسطه نظری در 32 استان کشور، 36.4 درصد در رشته ریاضی، 38.4 درصد در رشته تجربی و 25 درصد در رشته انسانی تحصیل میکنند، در حالی که این آمار در میان دانش آموزان دختر این دو پایه در رشته ریاضی 17 درصد، رشته تجربی 51 درصد و در رشته انسانی 31 درصد است.
مقایسه این دو آمار نشان میدهد میزان گرایش دانشآموزان دختر به رشته ریاضی 50 درصد کمتر از پسران است، ولی در رشته تجربی این دختران هستند که با گرایش 51 درصدی به این رشته گوی سبقت را از پسران ربودهاند و نوعی رکورد ثبت کردهاند. جمع آمارهای مربوط به این دو جنس نیز وضعی مشابه را نشان میدهد و از آن میشود بخوبی تورم دانشآموز در رشته تجربی را درک کرد. طبق این آمار 25.9 درصد دانشآموزان پایههای دوم و سوم متوسطه نظری در رشته ریاضی، 45 درصد در رشته تجربی و 28.4 درصد در رشته انسانی تحصیل میکنند که در آن باز هم رشته تجربی در صدر رشتههای پرطرفدار قرار میگیرد.
البته علی افشانی تاکید میکند اصلاح این وضع از مهر امسال آغاز میشود و تا زمانی که میان رشتههای نظری دبیرستانی تعادل منطقی برقرار شود، ادامه مییابد. در واقع این گفتهها به برنامه آموزش و پرورش و تکلیف قانونی این وزارتخانه برای اجرای طرح توازن رشتههای تحصیلی اشاره دارد که لازمه آن کاهش ورود به رشته تجربی و افزایش تقاضا برای رشتههای ریاضی و انسانی است.
براساس قانون برنامه پنجم توسعه، سیستم آموزشی کشور باید دانشآموزان را براساس علایق و استعدادهایشان هدایت کند و آنها را به سمت رشتههایی رهنمون نماید که هم مورد نیاز جامعه باشد و هم موجب توازن تعداد دانشآموزان در رشتههای مختلف شود. این در حالی است که سند تحول بنیادین آموزش و پرورش نیز که از این پس نظام آموزشی باید برمبنای آن حرکت کند، بر استقرار نظام جامع هدایت تحصیلی و استعدادیابی دانشآموزان تاکید دارد تا آنها به سمت رشتهها و مهارتهایی حرکت کنند که مورد نیاز حال و آینده کشور است و دانشآموزان استعداد پیشرفت در آن را دارند. چشماندازی که آن قانون و این سند برای نظام آموزشی کشور در قالب آمارها ترسیم میکنند، همانی است که افشانی، مدیرکل آموزش متوسطه نظری در گفتوگو با جامجم بر آن تاکید میکند. به گفته او تا پایان برنامه پنجم توسعه یعنی تا پایان سال 94 باید سهم رشته ریاضی 28 درصد، رشته تجربی 32 درصد، رشته انسانی 38 درصد و معارف 2 درصد باشد که البته شکی نیسترسیدن به این وضع آن هم در عرض 1.5 سال باقیمانده از برنامه پنجم کاری، تا چه اندازه دشوار و انرژیبر است.
چرا گرفتار تجربی شدیم؟
اگر امروز رشته تجربی یک رشته تحصیلی متورم است و تراکم دانشآموز در آن زیاد، محصول کار امروز و دیروز نیست بلکه یک فرهنگ نادرست در طول سالهای متوالی مسبب این وضع بوده است؛ همان فرهنگی که در چهره هر کودک، پزشک آینده را میبیند، بیآنکه بداند این کودک استعداد و توان رسیدن به آن نقطه را دارد یا خیر.
محمد الهی، کارشناس آموزش و پرورش در گفتوگو با جامجم، این فرهنگ که کار را به بیراهه برده است، تائید میکند. به گفته او مشکل اصلی در دیدگاه خانوادههاست چون دانشآموزان در این سن تصمیمگیرنده نیستند و این خانوادهها هستند که به انتخابهای آنها جهت میدهند. الهی البته میل بیشتر خانوادهها برای تحصیل فرزندان در رشته پزشکی را که لازمهاش تحصیل در رشته تجربی است در کمکاریهای سیستم آموزشی میداند، چون به اعتقاد او اگر برای خانوادهها درباره رشتههای تحصیلی و بازارکار و آینده آن صحبت میشد، عطش درباره این رشته تا این اندازه زیاد نبود. این کارشناس میگوید در همه سالهای گذشته گرایش به سمت رشتههای فنی و حرفهای فقط در صدور بخشنامهها خلاصه شده در حالی که کسی درباره فواید این رشتهها و بازار کار خوب آنها با خانوادهها و دانش آموزان سخن نگفته است آن هم در شرایطی که واقعیات بازار کار نشان میدهد مثلا یک تعمیرکار دستگاههای پزشکی درآمدش چند برابر یک پزشک است.
امیر زنده نام از مشاوران تحصیلی مدارس اما در گفتوگو با جامجم به نقش خانوادهها در گرایش روزافزون به رشته تجربی تاکید ندارد، بلکه مسئولیت این موضوع را بیشتر متوجه مدارس میداند. او میگوید: برای تهیه فرمهای هدایت تحصیلی، آزمون هدایت شغلی از دانشآموزان گرفته میشود که نمرههای به دست آمده از آن ملاک تصمیمگیری قرار میگیرد، به طوری که اگر دانشآموزی در درس ریاضی حدنصاب را به دست نیاورد، او را به انتخاب رشته تجربی ترغیب میکنند، در حالی که نمره نیاوردن این دانشآموز شاید به سخت بودن آزمون برگردد یا این که با رفع اشکال او در ریاضی، او فردی مناسب این رشته بود نه رشته تجربی. در واقع در بطن گفتههای این مشاور تحصیلی، کاستیهای سیستم هدایت تحصیلی در مدارس هویداست که محمد الهی نیز به شکلی دیگر آن را مطرح میکند. او میگوید: یکی از دلایلی که دانشآموزان به رشته تجربی متمایل میشوند، در برخی موارد این است که مثلا مدیر یک مدرسه تشخیص میدهد یک کلاس ریاضی و دو کلاس تجربی داشته باشد و بهناچار آنهایی که شرایط انتخاب رشته ریاضی را ندارند، به تجربی فرستاده میشوند. یا مثلا در رشته انسانی و ریاضی کمبود معلم وجود دارد و در نتیجه دانشآموزان به سمت رشته تجربی هدایت میشوند و ناچار به انتخاب رشته اجباری میشوند.
به همین علت او معتقد به نیازسنجی میان دانشآموزان است تا مدارس بدانند در سالی که نوبت انتخاب رشته گروهی از دانشآموزان است، باید چه تعداد کلاس و چه تعداد معلم برای هر رشته تحصیلی داشته باشند.
هدایت تحصیلی، نیازمند تولد دوباره
اگر امروز رشته تجربی، 51 درصد دانش آموزان دختر و 38.4 درصد دانشآموزان پسر را به خود جذب میکند، فارغ از فرهنگ جامعه که برای رفتن به این سمت فشار وارد میکند باید به سیستم ناکارآمد هدایت تحصیلی در کشور نیز اشاره کرد، یعنی موضوعی که کارشناسان آموزشی نیز به آن تاکید دارند.
گفته میشود در ژاپن که یکی از مترقیترین سیستمهای آموزشی دنیا را دارد، فرآیند هدایت تحصیلی از اوایل دوره ابتدایی آغاز میشود و علایق و گرایشهای دانشآموزان به طور نامحسوس شناسایی میشود و در نهایت به دانشآموز گفته میشود که او مناسب تحصیل در چه رشته و فعالیت در کدام شغل است. واضح است که ما از چنین امتیازی محروم هستیم و حتی طرح شهاب که هدفش شناسایی استعداد دانشآموزان در دوره ابتدایی است، هنوز در ابتدای راه است و مراحل آزمایشیاش را طی میکند. پس اگر این روزها تراکم در رشته تجربی دغدغهای ملی است، باید به شیوه هدایت تحصیلی دانشآموزان خرده گرفت که به گفته امیر زندهنام، ملاک آن فقط نمرههای کسب شده از سوی دانشآموزان است که ملاک درستی برای سنجش هوش و استعداد دانشآموزان نیست.
البته در این میان نباید از فرهنگ نادرست و باورهای غلطی که درباره رشتههای مختلف تحصیلی وجود دارد، غافل شد، فرهنگی که میخواهد با زور و اجبار از دانشآموزان انسانهایی بسازد که با ماهیت وجودیشان فاصله دارند. علی افشانی، مدیرکل متوسطه نظری آموزش و پرورش به همین علت میگوید برنامههایی در دست انجام است که از امسال دانشآموزان و خانوادههای آنها برای انتخاب رشته اقناع شوند، نه این که طبق باورهای قدیمی، رشتههایی خاص را انتخاب کنند. اگر این اتفاق رخ دهد و انتخاب رشته و هدایت تحصیلی دانشآموزان آگاهانه انجام شود، آن وقت شاید بشود به تحقق قانون برنامه پنجم توسعه در این بخش امیدوار بود و در سالهای آینده برقراری توازن منطقی میان رشتههای تحصیلی را مشاهده کرد.
چهکسی برای چه رشتهای مناسب است؟
هر کسی را بهر کاری ساختند فقط یک ضربالمثل نیست، بلکه واقعیتی است که در بیشتر موارد نادیده گرفته میشود. دانشآموزانی که قصد ورود به رشته ریاضی را دارند باید در درسهای ریاضی، فیزیک و شیمی قوی باشند و ضمن داشتن علاقه به این دروس، توانایی یادگیری مطالب آن را نیز داشته باشند. به طور معمول، دانشآموزانی که بهره هوشی بالا و سرعت عمل ذهنی خوبی دارند، همچنین قدرت تجزیه و تحلیل و تجسم اجسام فضایی را دارند در رشته ریاضی موفقیت بیشتری کسب میکنند.
شرط ورود به رشته تجربی نیز داشتن علاقه و استعداد در درسهای ریاضی، شیمی و علوم زیستی است، بویژه این رشته مناسب کسانی است که به ساختمان بدن موجودات زنده علاقه دارند و از مطالعه در طبیعت و انجام آزمایشهای گوناگون لذت میبرند؛ البته یادگیری مطالب زیستشناسی نیاز به حافظه قوی دارد و واضح است دانشآموزانی که حافظهای ضعیف دارند، نمیتوانند در این رشته موفق باشند. افراد علاقهمند به ادبیات، تاریخ، جغرافیا، فلسفه و علوم اجتماعی نیز بهترین گزینهها برای ورود به رشته علوم انسانی هستند؛ البته به این شرط که حافظهای قوی داشته باشند چون برخلاف تصور همگانی، موفق شدن در رشته علوم انسانی توان ذهنی بالایی میخواهد که علاقهمندی به مطالعه در مسائل مختلف مربوط به انسان شرط لازم آن است.
مریم خباز / گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم