jamejamsima
سیما چهره کد خبر: ۶۶۴۸۰۳   ۰۱ ارديبهشت ۱۳۹۳  |  ۱۶:۱۹

رضا عطاران در فیلم «دهلیز» در نقش یک پدر در آستانه اعدام ظاهر می‌شود؛ پدری که با واقعیت مرگ کنار آمده اما دلبستگی عاطفی‌اش به زن و فرزند اجازه نمی‌دهد این معامله براحتی صورت پذیرد. او بعد از مدت‌ها پسربچه‌اش امیرعلی (با بازی محمدرضا شیرخانلو) را می‌بیند و همین دیدار شوق دوباره زندگی را در دلش زنده می‌کند.

عطاران باید خودش باشد

رضا عطاران انتخابی کنجکاو برانگیز برای این نقش محسوب می‌شود. فیلمی که لحن تلخ و غمباری دارد با حضور عطاران هر لحظه ممکن است دچار تغییر لحن شود. ممکن است عطاران نظم آن فضای هماهنگ را بر هم بزند و حواس همه را پرت کند، اما عطاران جلوی خودش را می‌گیرد و مسیر خواسته شده در فیلمنامه را طی می‌کند؛ مسیری که بر اساس آن باید مظلومیتش بیشتر به چشم بیاید تا خشونتش. اتفاقا فیلمنامه نشان می‌دهد شخصیت پدر غالبا آدم خشن و عصبی نیست؛ اما در یک لحظه به هم می‌ریزد و خونش به جوش می‌آید. مثل آن سکانسی که با مشت و لگد از زندانی مزاحم پذیرایی کرد.

پدر در آستانه اعدام در فیلم دهلیز شخصیتی چندبعدی دارد. او در گذشته معلم زبان انگلیسی بوده و به دانش‌آموزان، این زبان را تدریس می‌کرده است. این مهارتش او را از دیگر زندانی‌ها متمایز می‌کند تا جایی که او به یکی از مسئولان زندان، زبان آموزش می‌دهد. او همچنین تجسم هنری قوی دارد و می‌تواند با تراش دادن چوب مجسمه‌های زیبایی خلق کند. در سکانسی که امیرعلی مجسمه اسب چوبی را از پدر هدیه می‌گیرد، این هدیه رابطه پدر و پسر را قوی‌تر می‌کند. همچنین امیرعلی بعدها مجسمه را به دوستانش نشان می‌دهد و به داشتن چنین پدری افتخار می‌کند.

پدر باید خودش را پیش پسر شاد و خوشحال نشان دهد، اما مخاطبی که فیلم را تماشا می‌کند می‌فهمد این خنده‌ها زورکی و از سر اجبار است. پدر با دیدن پسر بیشتر رنج می‌کشد و دلشوره آینده یک فرزند یتیم بیشتر از پیش به جانش می‌افتد.

عطاران در این سکانس‌ها مجبور است از طرفی جلوی پسرش لبخند بزند و از طرف دیگر نگرانی و اضطرابش را نشان بدهد. او در بیشتر لحظات دارد با دستانش بازی می‌کند. نگاهش را از دیگران می‌دزدد و سرش را به پایین می‌اندازد. حتی چند بار تا مرز بغض و اشک و هق‌هق هم پیش می‌رود. همه این کنش‌ها از طرف بازیگری نمایش داده می‌شود که استاد خندیدن و خنداندن است. عطاران در بیشتر فیلم‌هایش با یک کلمه یا یک واکنش، سالن تاریک سینما را از خنده منفجر می‌کند، اما اینجا با سکوت و حیرتش حسی از ترس و دلهره را به بیننده منتقل می‌کند. رضا عطاران چندی پیش در برنامه سال تحویل شبکه سه گفت مردم از او می‌خواهند در کارهای تجاری بامزه مثل نیش و زنبور و ترش و شیرین بازی کند. امیدواریم او این درخواست مردم را خیلی جدی نگیرد و به هنرنمایی‌اش در فیلم‌های جدی چون دهلیز ادامه دهد.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
دانشجو همیشه عدالتخواه بوده است

دانشجو همیشه عدالتخواه بوده است

افتخارم این است که همیشه دانشجو بوده و هستم و خواهم بود. تا بوده دانشجو همیشه و در همه جهان فرهیخته، وطن‌دوست و عدالت‌طلب بوده است.

آن 18 نفر در گوانتانامو

آن 18 نفر در گوانتانامو

ترم اول دانشجویی من در خوابگاه خصوصی گذشت، خوابگاهی که از خیلی جهات مثل تمام خوابگاه‌های دیگر بود.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر

نیازمندی ها