jamejamsima
سیما عمومی کد خبر: ۶۶۲۲۸۲   ۲۴ فروردين ۱۳۹۳  |  ۱۰:۲۸

بازیگر چینی نقش راحله (همسر ارسطو) در پایتخت‌۳ معتقد است ایرانی ها برروی نفت نشسته اند.

ایرانی‌ها روی نفت نشسته‌اند، چینی‌ها ناچارند تولید کنند

بازیگر چینی نقش راحله (همسر ارسطو) در پایتخت‌۳ معتقد است ایرانی ها برروی نفت نشسته اند اما چینی ها منبع درآمدی ندارند و ناچارند با فکر و تولید درآمدی برای خودشان ایجاد کنند و به همین دلیل توانسته اند بازارهای جهانی را قبضه کنند.

منگ هان ژانگ، اهل کشور چین است و مسلط به زبان فارسی. وی دانشجوی ترم دوم دکتری زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه تهران و چهار سال است که در ایران در خوابگاه دانشجویی زندگی می‌کند. گفت وگوی خبرگزاری آنا با او بیشتر حول درس و زندگی و فرهنگ دوکشور می چرخید اما علاقمندی‌هایش به ایران را هم در این گفت وگو بازگو کرد.

/Media/Image/1393/01/16/635323174794936892.jpg

چند سالتان است و چگونه به زبان فارسی علاقمند شدید؟
32 سالم است و دانشجوی ترم دوم زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه تهران هستم. البته چهار سال است که در ایران هستم و یک سال و نیم جلوتراز اینکه به ایران بیایم درچین فارسی می خواندم. از سال 2008 تاکنون فارسی می خوانم .

چطور شد ایران را انتخاب کردید؟
هرکسی برای رسیدن به هدفش کاری را شروع می کند و من زبان فارسی را انتخاب کردم. اگرچه خیلی سخت بود و هست اما چون علاقه‌مند هستم به آن عادت کرده ام .

نحوه انتخاب برای بازی در سریال پایتخت را بگویید ؟
تهیه کننده سریال پایتخت 3 از سفارت چین درخواست بازیگر کرده بود که مرا به آنها پیشنهاد دادند.

مگر سابقه فعالیت هنری هم داشتید؟
بله در چین یک برنامه تفریحی تلویزیونی در شبکه cctv داشتم که اجرای آن را به همراه یک گروه برعهده داشتم. در این برنامه معرفی فرهنگ های دیگر کشورها در آن صورت می گرفت.

پس از اتمام بازی در سریال پایتخت 3 پیشنهاد دیگری داشتید؟
بله پیشنهاد داشتم اما در حد حرف زدن بوده و به مرحله قرارداد نرسیده است. البته در ایران چنین است اما در چین به محض اینکه صحبت اولیه می شود، مقدمه ای برای همکاری محسوب و تقریبا نیمی از راه پیموده شده در نظر گرفته می شود.

چه حسی از انجام این همکاری و پایان پخش سریال دارید؟

واقعا خوشحالم که پخش سریال به اتمام رسید چرا که سریال مثل یک تکلیف بر گردنم بود و باید آن را به انجام می رساندم. البته دوستانم بسیار تبریک می‌گفتند اما فکر می کنم ایرانی ها بسیار تعارف می‌کنند و نمی دانم کارم را خوب انجام دادم یا خیر؟ البته برداشتم این است که خوب بود چون در چین به این صورت است که ما صد درصد نمی‌گوییم که یک کار عالی بوده است.

چقدر زمان برای بازی دراین سریال گذاشتید؟

بازی در این سریال چیزی حدود ده روز وقتم را گرفت.

توانستید فرهنگ چینی را به نمایش بگذارید؟
بله. در این سریال به زیبایی رستوران چینی ، طب سوزنی ، قلم مو و دیگر نماده‌ای فرهنگ چینی را به نمایش گذاشت

شما به طور کامل بیننده این سریال بودید؟
بله هرروز این سریال را می دیدم و به نظرم زیباتر از قیافه عادی ام بودم. البته فکر می کنم اگر تمرین کنم شاید بهتر باشد .

آیا تجربه دیگری در کار تلویزیون داشته اید؟

من و دوستانم در چین زبانهای مختلفی می خواندیم و من زبان آلمانی را هم می‌خواندم. در کلاس آلمانی برای معلمان آلمانی تئاتر آلمانی مهم است و باید یک داستان را بازی می کردیم که درحقیقت یک تمرین کوچک بود. زبانهای مختلف خیلی به من کمک می کرد بخصوص در کلاس آلمانی زیاد کار می‌کردیم چرا که درموسسه گوته بودیم و و تئاتر آلمانی زیاد از طرف موسسه اجرا می‌شد.

چه مدت عضو موسسه گوته بودید؟
یک سال و نیم عضو بودم.

پس به سه زبان می توانید صحبت کنید! یعنی آلمانی، فارسی و چینی؟
خیر به زبان آلمانی شش سال است که صحبت نکرده ام و بیشترش فراموش شده است اما فارسی راحت‌تر است و چون در ایران زیاد مانده‌ام می توانم به راحتی فارسی حرف بزنم .

در سریال پایتخت گریم هم می شدید؟

نه اتفاقا گیریم من سنگین نبود.در چین به این صورت است که روی ابرو کار نمی‌کنند و درحقیقت روی موها تمرکز می کنند اما ایران برعکس است؛ با حجاب هستی و روی ابرو کار می‌کنند.

سرصحنه سریال آیا طبق فیلمنامه پیش می رفتید یا که امکان بداهه گویی هم داشتید ؟
همه روش ها را برای یک خارجی حفظ می کردم و و طبق صحبت‌هایی که می گفتند با زبان خودم جمله را عوض می کردم و آنچه را که بازیگران دیگر پیشنهاد می‌کردند می پذیرفتم. البته گاهی حس‌های خودم را می دادم و پیشنهاد هایی که مقدم یا تنابنده و یا بابا پنجعلی و مهرانفر می دادند را درذهن خودم حلاجی می کردم.

با تمام این سختیهایی که گفتدی سرصحنه سریال داشتید و خوشحالید از اینکه به اتمام رسید آیا اگر سری بعدی پایتخت ساخته شود و از شما دعوت به بازی شود قبول خواهید کرد؟
بقدون شک،‌حتما قبول می کنم! چرا که سیروس مقدم را دوست دارم. شخصیت گرم و صمیمی‌ای دارد و همینطور الهام غفوری که یک زن قوی به شمار می رود و مغزش به خوبی کار می‌کند. من آدمهای باهوش را دوست دارم.

/Media/Image/1393/01/19/635325713901737094.jpg

از نظر شما زندگی درایران چگونه است؟

خیلی پیچیده است، نه می توانم بگوییم خوب است و نه می توانم بگویم بد. خاطره ای از اوایل ورودم به دانشگاه دارم که سرکلاس استاد ادبیات زبان درس تاریخ بیهقی داشتیم و من اصلا نمی فهمیدم و شروع کردم به گریه که استاد گفت چرا گریه می‌کنی؟ گفتم استاد اصلا این درس را نمی فهمم اما استاد گفت ناراحت نباش زمان زیادی داری. بعد از گذشت آن زمان الان واقعا تاریخ بیهقی را متوجه شدم.

درایران چند دوست ایرانی دارید؟
یک جمع بسیار زیادی دوست ایرانی دارم. دوستان زیادی پیدا کردم .

از اینکه رشته زبان و ادبیات فارسی را که شاید کمی دشوارتر از برخی زبان‌های دیگر باشد، انتخاب کردید پشیمان نیستی؟

همه چیزسخت است .اگر رشته دیگری هم انتخاب می کردم باز هم سخت بود. تا کنون پشیمان نشده ام و خوشحالم که این زبان را انتخاب کردم .

می توان گفت که به ایران وابسته شده اید؟
بله یادم است که بعداز فوق لیسانس تصمیم به برگشت به چین داشتم، البته برای همیشه، اما آنجا که رفتم طی سه ماه زندگی خسته‌کننده شده بود و دوستانم به دنبال کارشان رفته بودند شاید در ایران که بودم قبلش نمی دانستم که ایران را دوست دارم بعد ازچند ماهی که در چین بودم متوجه شدم که دلم برای ایران تنگ شده است. نمی توانستم در چین بمانم چرا که به ایران عادت کرده بودم.

کجا زندگی می کنید؟
درخوابگاهی در میدان انقلاب ساکن هستم. فرهنگ چین را دوست دارم چرا که فرهنگ خودم است اما چون دراینجا زندگی کردم اینجا را هم دوست دارم.

چه غذایی را در ایران و چه غذایی را در چین دوست دارید؟

به آبگوشت ایرانی علاقه‌مندم و غذای هات پات (غذایی آمیخته با سبزیجات ،‌گوشت و ادویه بسیارکه آب پز و مربای کنجد شور به آن افزوده می شود) را درچین دوست دارم .

ساکن کدام شهر چین هستید؟
شهر لویان که مابین شهرهای پکن و شانگهای است که البته شهر متوسطی است. مقابل منزل پدرو مادرم یک رستورانی است که غذای هات پات را سرو می کند.

به چه ورزشی علاقه‌مندید؟
بیشتر کوهنوردی می‌کنم و اکثرا یا توچال و یا دربند می روم.

به چه جاهایی برای گردش می روید؟

اول میدان انقلاب را دوست دارم و بعد جمعه بازار پارکینگ پروانه‌ها را که در خیابان استانبول قرار دارد.

چه کتاب هایی را می خوانید؟
کتاب ها را از روی اسمشان انتخاب می‌کنم و بیشتر علاقه‌مند کتاب ایران باستان برای کودکان هستم. مثلا سری کتاب‌های «قصه‌های خوب برای بچه های خوب» که قابل هضم است را دوست دارم. شاهنامه و مثنوی را همدوست دارم بخوانم و دوست دارم که اصلی کتابها را بخوانم چرا که بین کلمات معنی عمیقی می‌خواهم بیابم ، اما مترجم نمی تواند معنی را بخصوص در شعرها برساند و برداشت خود را می گذارد.با نگاهی به گلستان و بوستان به زبان چینی متوجه شدم که فوق ا لعاده عالی است چرا که با زبان چینی می توانم ببینم مترچم چطور آن را ترجمه می کند و البته در آینده زمانی که برگردم به چینی می روم و ترجمه آنرا می خوانم .

اینجا می مانید یا برمی‌گردید چین؟
دنیا جای گذر است هیچ کسی ماندگار نمی شود بالاخره همه ما یک جایی می رویم.

زبان عامیانه فارسی سخت تر است یا رسمی کتابی؟

زبان عامیانه سخت تر از کتاب است چون بیشتر کلاس می رفتم رسمی صحبت می کردم ولی سرصحنه اینقدر با من عامیانه صحبت کردند و به من کمک کردند که یادگرفتم. حتی دوقلوها هم به من کمک می کردند و درپشت صحنه هم با هم بازی می‌کردیم و گل می چیدیم. زمانی که عکسشان را به مادرم نشان دادم خیلی تعریف می کرد و می گفت که چقدرایرانی ها زیبا هستند.

چرا اینقدر بازار همه جای دنیا را محصولات چینی پرکرده است؟
شما ایرانی ها برروی نفت نشسته اید و درآمدتان از آن است اما ما چینی ها منبع درآمدی نداریم پس با فکر و تولید سعی می‌کنیم که درآمدی برای خود ایجاد کنیم. همین که توانسته ایم بازارهای جهانی را بدست بیاوریم نشان از هوش و درایت مردم چین دارد چرا که مردم چین در سختی زندگی می کنند سوخت بنزین گرانی دارند (7/20 ) یوآن است و ما باید تلاش کنیم و پول دربیاوریم. امیدوارم مردم ایران متوجه شوند که هرکشوری باید برای خود منبع درآمدی داشته باشد تا بتواند به فقیران و مردمش کمک کند.

آیا فامیل و اقوامی درایران دارید؟

خیر به زودی خواهرم برای کار به اینجا می آید و همینطور پدرو مادرم برای دیدن من به ایران می آیند.

خودتان کار می کنید؟
بله کار مترجمی را به صورت پاره وقت انجام می دهم.

به شهرهای مختلف کشور سفر کرده اید؟
بله. به شمال و جنوب و مرکز سفر کرده‌ام و بیشتر شهرهای اصفهان و یزد را به خاطر معماری و سنتی بودن بخصوص بادگیرهای یزد دوست دارم ضمن اینکه به کویر های ایران رفته ام و روستاهای ایرانی را دوست دارم. (مریم حضرتی/ خبرگزاری آنا)

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
چالش ایجاد شغل برای نخبگان

چالش ایجاد شغل برای نخبگان

مسائل مربوط به نخبگان از سال‌ها قبل مورد توجه من بود، به طوری که از سال ۱۳۸۰ به صورت جدی وارد این بحث شدم و دغدغه‌هایم را پیگیری کردم. علت اصلی‌اش هم این بود که در نمایشگاهی مطلع شدم از۱۵۰ دانش‌آموز المپیادی کشور، حدود ۹۰ نفرشان به خارج کشور مهاجرت کرده‌اند. این موضوع باعث شد تا من نظریه مهاجرت ژن‌ها را مطرح کنم و در مقاله‌ای به آن بپردازم.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر

نیازمندی ها