
در بین شبکههای فعال تلویزیونی در رابطه با تولید مستندهای مختلف و متفاوت، شبکه بی.بی.سی سهم ویژهای دارد. مستندسازان این شبکه با سر زدن به نقاط مختلف، مستندهای خاصی تهیه میکنند که در مقایسه با بقیه شبکههای تلویزیونی از تنوع و تازگی خاصی برخوردار است. «هفت شگفتی دنیای صنعت» هم یکی از همین مستندهاست که در سال 2003 تولید و پخش شد و نوروز امسال هم از شبکه مستند به نمایش درآمد. این سریال مستند در هفت اپیزود تهیه شده و کسانی مثل رابرت لیندسی، اریک جیآندرسن و جورج آنتونی راوی قصههای مختلف آن هستند. تهیهکنندگان مجموعه از همان ابتدای تولید آن اعلام کردند آن را در یک فصل تهیه خواهند کرد و قرار نیست صاحب دنباله شود. خط اصلی مجموعه در ارتباط با فعالیتهای مختلف دنیای تکنولوژی در عصر صنعت و بنای چند اثر پرشکوه صنعتی در شهر نیویورک است.
شش مستندساز انگلیسی (و در راس آنها کریستوفر اسپنسر که دو قسمت مجموعه را کارگردانی کرد) وظیفه ساخت هفت اپیزود مجموعه را به عهده گرفتند. آنها مستندهای خود را براساس هفت فیلمنامه مستقل کارگردانی کردند. این فیلمنامهها پس از انجام یک کار تحقیقی یک ساله، توسط هفت فیلمنامهنویس متفاوت نوشته شد. هفت شگفتی دنیای صنعت در هر اپیزود خود به بحث درباره یک کار صنعتی بزرگ و پرسروصدا میپردازد که در دوران انقلاب صنعتی به عنوان نماد صنعت و پیشرفت درآمدند و لقب نمایندگان انقلاب صنعتی را به خود اختصاص دادند. به این ترتیب، حوادث واقعی به شخصیتها و قهرمانان اصلی قصه مجموعه تبدیل شدند. بازیگرانی که در مجموعه حضور دارند در نقش چهرههای واقعی متعددی ظاهر شدند که درگیر مضمون کلی مجموعه هستند. فیلمنامه براساس نامهها و نوشتههای واقعی این چهرهها نوشته شد و به همین دلیل، دیالوگها و مونولوگهای اپیزودهای مختلف این درام تاریخی مستند برپایه مستندات واقعی است.
منابع نزدیک به این سریال میگویند برای تولید هفت قسمت هفت شگفتی دنیای صنعت حدود دو میلیون دلار خرج شد. استقبال تماشاگران آمریکایی و انگلیسی از مجموعه خوب بود و نامزد دریافت جوایز تلویزیونی بسیاری شد. در مراسم جوایز بفتا (اسکار انگلیسی) این درام مستند نامزد دریافت جوایز بهترین مستند و فیلمبرداری شد.
جوایز تلویزیونی انگلیسی RTS هم در سال 2004، هفت شگفتی دنیای صنعت را نامزد دریافت جوایز بهترین طراحی صحنه و درام تاریخ طبیعی و علمی کرد. تماشاگران مجموعه در هر اپیزود آن با خلق یکی از آثار بزرگ صنعتی آشنا میشوند و در جریان تمام مسائل و حواشی ساخت آنها قرار میگیرند.
بعضی از این آثار بزرگ صنعتی (قتل پل برومکین، کانال پاناما و سد هوور) شهرت بینالمللی دارند و برخی از آنها برای تماشاگران غیرآمریکایی ناشناخته است. به همین دلیل، این مجموعه کمک میکند تماشاگرانش با این شگفتیهای صنعتی کمترشناختهشده هم آشنا شوند.
کریستوفر اسپنسر در این رابطه میگوید: «هدف اصلی از تولید و ساخت مجموعه، آشنا کردن کامل تماشاگران بینالمللی با عجایب انقلاب صنعتی بود. هر یک از این بناها و مراکز، تاریخ پنهان و ناگفتهای را در دل خود دارند که بشدت جذاب و شنیدنی است. کمتر کسی چیزی درباره این واقعیتهای ناگفته میداند.
تلاش ما این بود که موضوع ساخت و احداث این هفت شگفتی دنیای صنعت را از منظر تمام کسانی ترسیم کنیم که در ساخت آن مشارکت داشتند. برای همین، شما نقلقولهایی از مسئولان رسمی، مهندسها، کارگران معمولی و حتی اهالی شهر را میبینید.
شاید این نقلقولها باعث شود نگاهها به این بناها و تاریخ آنها عوض شود. هدف مجموعه خلق یک تمثیل رویایی از این بناها و سازندگانشان نبوده است. برای ما واقعیت موضوع اهمیت داشت و میخواستیم ببینیم چه شرایطی باعث شد این بناها شکل گرفته و ساخته شود.
منتقدان تلویزیونی، لحن روایتی مجموعه را مورد تحسین قرار داده و مینویسند قصه آن به شکلی شگفتانگیز، واقعیتهای درونی مربوط به انقلاب صنعتی را مورد کنکاش قرار داده و نگاهی جانبدارانه نسبت به آن ندارد.
ضعفهای کار هم در همین ارتباط به بحث و بررسی گذاشته میشود. در عین حال، دراماتیزهکردن یک موضوع مستند و صنعتی کار سختی است که سازندگان مجموعه توانستهاند آن را بخوبی به انجام برسانند. در این رابطه، انتخاب بازیگران برای بازی در نقش شخصیتهای واقعی اهمیت زیادی پیدا میکند. بازیگران اپیزودهای مجموعه ترکیبی از نامهای ناشناس و چهرههای آشنا هستند و برخی اوقات، بازی برخی از آنها باعث شگفتی و تعجب تماشاگران میشود. به همین خاطر، برخی از منتقدان از هفت شگفتی دنیای صنعت به عنوان یک درام دورهای تاریخی اسم میبرند که چندان هم رنگ و بوی مستند ندارد!
قصه مجموعه با بهرهگیری از عناصر مختلف موفق میشود رشتههایی از چیزهای ناجور را در هم ببافد تا بتواند نتیجهگیری نهایی خود را انجام دهد.
جلوههای ویژه در دل قصه مجموعه بهدرستی به کار گرفته شده است و باعث ترسیم حال و هوایی میشود که قصه اپیزودهای مختلف مجموعه آنها نیاز دارد. منتقدان تلویزیونی انگلیسی عقیده دارند این مجموعه عدالت و انصاف را در ارتباط با کسانی که دربارهشان صحبت میکند، رعایت و ادا کرده است. آنها میگویند حال و هوای مجموعه شبیه حال و هوای فانتزی کلاسیک «هفت طلسم»(قصه معروف کلاسیک کودکان) است.
ورایتی / مترجم: کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم