در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این که گویش فرد دیگری را تمسخر کنیم یا از نوع پوشش محلیاش متلکها بسازیم، رفتاری است که تاریخ نشان داده است با اینگونه بداخلاقیها، وحدت ملی حاصل نمیشود.
در جامعهای که هر قومی احساس کند فقط میتواند با همزبان و همفرهنگ خودش کار کند و در صورت کار کردن و مراوده با قومی دیگر باید منتظر شنیدن متلک و تمسخر باشد، این رفتار در بلندمدت موجب میشود کشور به سمت مرزبندیهای ذهنی حرکت کند که در آن، هیچ قومی حاضر نیست برای پیشبرد منافع ملی، با قوم دیگری همکاری و مشارکت داشته باشد. ریشخند قومیتها، لهجهها و پوششهای افراد مختلف یک ملت، در نهایت باعث میشود آن کشور به مجموعهای از چند جزیره منفک و جدا از هم تبدیل شود که این جزیرههای متعدد، نهفقط حاضر نیستند برای منافع ملی با یکدیگر همکاری کنند، بلکه حتی با دید رقیب و گاه دشمن نیز به همدیگر نگاه میکنند.
اگر بپذیریم ماهیت زبانهای مختلف، صرفا برای سهولت در ارتباط برقرار کردن بین آدمها اختراع شده است، در آن صورت به این نتیجه میرسیم که هیچ گویشی بر گویش دیگر برتری ندارد؛ همانطور که هیچ زبان و لهجهای هم زشت و قابل تمسخر نیست. وقتی در کشوری احترام به قومیتهای مختلف و مناسک آنها جای پایش را محکم کند، در این شرایط، جانفشانی یک قوم برای سعادت قوم دیگر دور از ذهن نیست، زیرا در این وضع، همه قومیتهای یک جامعه خود را به مثابه پیکری واحد میدانند که در آن «چو عضوی به درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار.»
البته بدترین قسمت ماجرا هم اینجاست که صحبت کردن از اتحاد ملی و ریشخند نکردن قومیتهای مختلف به عنوان حرفهای شعاری در جامعه جاافتاده است که همه آن را به زبان میآورند، اما خیلیها حتی در پیامکهای ارسالی هم این اصل مهم را رعایت نمیکنند. واضح است که یک کشور واحد بودن، فقط به تعیین مرزهای جغرافیایی خلاصه نمیشود. حس ملت بودن در احترام به حقوق همه قومیتهاست. این که چنان برای فرهنگهای متفاوت یکدیگر ارزش و احترام قائل شویم که هر فردی در وهله اول خودش را یک هموطن بداند، نه این که قومیت مقدم بر ملیت شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: