تله در قاب

چالش خودساخته مخاطب

داستان در جایی متولد می‌شود که دو حوزه عینی و ذهنی با هم تماس حاصل می‌کنند و قهرمان همان چیزی را طلب می‌کند که خارج از دسترس اوست. او آگاهانه یا ناخودآگاه تصمیم می‌گیرد عمل خاصی را انجام دهد آن هم بر اساس این فکر یا احساس که این عمل واکنشی را از سوی دنیای خارجی بر می‌انگیزاند و او را یک گام به هدف خود نزدیک تر می‌کند.
کد خبر: ۶۴۱۵۱۵

 بنابر دیدگاه ذهنی قهرمان، عمل او حداقل کار ممکن و محافظه‌کارانه است، اما برای هدفی که دنبال می‌کند، کافی است. بنابراین به محض این که دست به کار می‌شود، حوزه عینی، زندگی درونی، روابط فرد یا دنیای فرافردی او یا ترکیبی از همه آنها به نحوی واکنش نشان می‌دهد که یا شدیدتر یا متفاوت با انتظارات اوست.

واکنش جهان خارج، راه قهرمان را در رسیدن به مقصود سد کرده و او را بیش از پیش از هدف خود دور می‌کند. کنش قهرمان به جای این که همراهی و همکاری جهان پیرامون او را جلب کند، باعث برانگیختن نیروهای متخاصم می‌شود؛ نیروهایی که میان انتظارات ذهنی او و نتیجه اقدامش، میان چیزی که فکر می‌کرد روی دهد و آنچه در واقع روی داد و میان آنچه احتمال می‌داد روی دهد و آنچه جبرا به وقوع پیوست، شکاف ایجاد می‌کند.

هر آدمی در هر لحظه آگاهانه یا ناخودآگاه بر اساس آنچه احتمال روی دادنش را می‌دهد، دست به عمل می‌زند. همه ما فکر می‌کنیم یا دست‌کم امیدواریم که خودمان، نزدیکانمان، جامعه و جهان خارج را می‌شناسیم. رفتار ما متناسب با اعتقادی است که درباره حقیقت خودمان، نزدیکانمان و محیط پیرامونمان داریم، اما این حقیقتی است که نمی‌توانیم آن را به طور مطلق بشناسیم و در واقع چیزی است که فکر می‌کنیم حقیقت دارد.

همچنین ما فکر می‌کنیم آزادیم هر تصمیمی بگیریم و هر کاری بکنیم که ریشه در تجربیات ما دارد، بنابراین تصمیم ما در عمل مبتنی است بر واکنش احتمالی جهان خارج در برابر آنچه ما بر اساس تجربیات قبلی مان پیش‌بینی می‌کنیم، اما ممکن است به ضرورت بی‌توجه باشیم؛ یعنی همان چیزی که پس از عمل ما روی می‌دهد.

در واقع هر آنچه درباره زندگی واقعی صادق است در داستان هم صحت دارد. وقتی ضرورت عینی با آنچه شخصیت احتمال می‌دهد در تضاد باشد، ناگهان شکافی در واقعیت داستان ایجاد می‌شود. این شکاف محل برخورد دو نقطه عینی و ذهنی و تفاوتی میان پیش بینی و نتیجه است. میان جهان آن طور که شخصیت پیش از اقدام به کنش می‌پنداشت و حقیقتی که در عمل وجود دارد.

این شکاف در داستان مخاطب را به تلاش برای جمع‌کردن توانایی‌هایش برای مقابله وا می‌دارد. در نتیجه او به کنش دومی اقدام می‌کند تا قابلیت‌های انسانی خود را بیش از پیش به کار گیرد و همین مساله هم او را در معرض خطر شکست قرار می‌دهد. این کنش همان چیزی است که مخاطب ابتدا به انجام آن تمایلی ندارد و اراده بیشتری را طلب می‌کند. در این لحظه مخاطب دچار چالشی خودساخته اما برآمده از داستان شده است که مقصود نویسنده را تامین می‌کند.

رکسانا قهقرایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها