درنگ

ماهیگیری به‌جای ماهی دادن

یک: سفر، یک فرهنگ است. یک سنجه برای پی بردن به روحیات و آداب مردمان دنیا، برای رسیدن به شیوه و سبک زندگی‌شان. همین است که گردشگران و مسافران هر کشوری به نکته‌ای مشهور شده‌اند، به‌عنوان مثال می‌گویند گردشگران آلمانی خسیس‌اند! یا گردشگران چینی بی‌ادبند یا صفت‌های مثبت‌تری همچون این که گردشگران کره‌ای تمیزترین گردشگران دنیا هستند. این نکته‌ها به این مفهوم است که سفر به نوعی ویترینی است از فرهنگ زندگی ما در کشورمان. چاقویی دو لبه که می‌تواند در برداشت جهانیان از فرهنگ و رسوم ایرانی موثر باشد. مسافران ایرانی هر کدام رسانه‌ای مهم تلقی می‌شوند از بازتاب این فرهنگ در چشم جهانیان.
کد خبر: ۶۴۰۲۲۶

دو: ایرانی‌ها در سفر عادت‌های جالبی دارند. در سفرهای خارجی شاید اغراق نباشد که بگوییم همه ایرانی‌های مسافر ترجیح می‌دهند در هتل‌های چند ستاره اقامت کنند، در رستوران‌های شیک غذا بخورند و بلیت‌های درجه یک رزرو کنند. اما با نگاهی به گردشگران خارجی در ایران می‌توان دریافت آنها درست نقطه مقابل اینچنین طرز فکری در سفر هستند.

آنها در سفرهایشان معمولا به‌دنبال هاستل‌ها، متل‌ها و مسافرخانه‌های ارزان قیمت هستند، ترجیح می‌دهند در رستوران‌های محلی غذای بومی آن منطقه را بخورند و با اتوبوس و شیوه‌های ارزان دیگر سفر کنند. برای آنها خانه همچون یک هتل است، آشپزخانه‌شان رستوران! برای همین به‌دنبال موارد تازه و طعم‌های بکرتری هستند. این داستان برای ایرانی‌ها هم صدق می‌کند، آنها هم در خانه‌های خود زندگی می‌کنند و غذاهای خوبی در خانه‌شان می‌خورند اما در سفر ترجیح می‌دهند باز هم همان شرایط را تکرار کنند. بدون هیچ ارزشگذاری خاصی در این نوع و شیوه محبوب ایرانی باید گفت همین موارد فرهنگ سفر را تشکیل می‌دهد.

اما این موضوع سوی دیگری هم دارد به این مفهوم که «فرهنگ سفر» فراگیرتر از آن است که محدود به رفتار ایرانی‌ها در سفر شود. یکی دیگر از این تفاوت‌های فرهنگی ـ سفری این است که سفر در سبد خانواده‌های غیرایرانی‌ها هست در حالی که ایرانی‌ها به هر دلیلی سفر را از سبد خانوار خود خارج کرده‌اند. اتفاقی که مسوولان سازمان میراث را بر آن داشته تا سفر را به این سبد بازگرداند.

سه: مرتضی رحمانی موحد معاونت گردشگری هفته گذشته لابه‌لای برنامه‌های این معاونت برای سفر گفته است: «تلاش می‌کنیم سفر را توزیع و برای آن باید فرهنگ‌سازی کنیم و مقاصدی در نظر بگیریم، یعنی توزیع مکانی و زمانی داشته باشیم و از طرف دیگر مراکز اقتصادی که در عرضه سفر نقش دارند مثل بانک‌ها و بانک گردشگری و موسسات مالی را ترغیب کنیم تا با ارائه تسهیلاتی ما را یاری دهند.»

این‌که به جای «ماهی دادن» (مثل مدیریت پیشین سازمان) باید به مردم «ماهیگیری» یاد داد تا بتوان در یک فاصله زمانی کارشناسی شده فرهنگ سفر ایرانیان را تغییر داد و سفر را به سفره آنها بازگرداند.

میثم اسماعیلی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها