ستاره هم که باشی ممکن است در یکی از صحنههای فیلم از بازیگر مقابلت براستی کتک بخوری، همچنان که این اتفاق برای مهناز افشار در فیلم سعادتآباد رخ داد یا برای بیتا فرهی که سیلی شوکهکنندهای از مرحوم شکیبایی در هامون خورد.
ستاره هم که باشی وقتی دردمند و عزادار هستی باید نقشی را که پذیرفتهای به انجام برسانی، همچنان که پرویز پرستویی در حالی که عزادار پدرش بود در فیلم «عزیزم من کوک نیستم» یک نقش کمدی را ایفا کرد.
ستاره هم که باشی ممکن است فریب بخوری و صحنههایی بازی کنی که نمیدانی کجای یک فیلم، به چهاندازه و چطور مورد استفاده قرار خواهد گرفت، همچنان که برای مهدی هاشمی در رژیم طلایی رخ داد.
حتی ستارهها باید همان کاری را انجام بدهند که کارگردان میخواهد. فرقی نمیکند که کارگردان چند ساله است، چقدر تجربه دارد یا چه میخواهد، مگر این که یک بازیگر تا آخر عمر حرفهایاش همواره و همیشه با کارگردانهایی کار کند که همه منصف، اخلاقمدار و هنرمند باشند!
ستارهها باید منتظر پیشنهاد کار بمانند و با شروع یک کارگاهی مجبور میشوند تن به سرما، گرما، کار مفرط، بیخوابی و دوری از خانواده بدهند. نتیجه کارشان هر چه که باشد به مذاق همه خوش نخواهد آمد، همیشه کسانی هستند که بیدلیل و با دلیل ستارهها را مورد بیمهری، حمله یا حتی ناروا یا توهین قرار بدهند. گاهی ستارهها با همه جلال و جبروتشان مجبور میشوند برای دریافت دستمزدشان کوتاه بیایند، از حقشان بگذرند، سماجت کنند، مجیز بگویند، تهدید کنند یا...
یک اشتباه کوچک در انتخاب نقش، یک اتفاق معمولی درروند تولید یک اثر مثل طولانی شدن یک طرح یا متوقف شدن آن، همزمانی نمایش نقشهایی که همزمان انتخاب و بازی نشده است و خیلی اتفاقات معمولی دیگر در دنیای بازیگری میتواند سرنوشت یک ستاره را عوض کند. مشکلات دنیای ستارهها شاید در مشاغل دیگر هم وجود داشته باشد، اما این مشکلات برای ستارهها و تصویری که مردم از آنها در ذهن دارند، بیشتر به چشم میآید و از بازیگری حرفهای دشوار میسازد که ظاهر و باطنش تضاد عجیبی با هم دارد.
آذر مهاجر / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم