هنرمندی که عاشق مردم بود

نسل پیشین مخاطبان رادیو شاه باجی خانم را می شناسند کاراکتری که شادروان علی زرندی مطلق آفرید و با اجراهای قدرتمند خویش در رادیو او را به عموم مخاطبان معرفی کرد
کد خبر: ۶۲۳۷
شاه باجی خانم پیرزن 60 ساله ای بود که هفت بار ازدواج کرده بود اما همچنان تمایل وافری به ازدواج داشت تمامی نمایشنامه های شاه باجی در نهایت به بحث پیرامون ازدواج شاه باجی خانم ختم می شد هدف نمایشنامه یک چیز بود؛ اما از آنجا که در قالب های گوناگون و تنوع طنز بیان و اجرا می شد، هیچ گاه غبار عادت و کلیشه به خود نگرفت چگونه می توان نقش آفرینی های زیبای زرندی را فراموش کرد. عشوه های پیرزن 60 ساله در گفتگوی تلفنی با کالیفرنیا، گپ های شاه باجی با رمال ، حضور شاه باجی در دادگاه به عنوان شاکی دامادش به یقین شاهکاری است که زرندی آفرید و هیچ گاه فراموش نخواهد شد.علی زرندی مطلق در سال 1304 در شهر ری در خانواده ای مذهبی قدم به عرصه وجود گذاشت پدرش مرحوم حسن زرندی اهل کاشان بود.زرندی هنرمندی گرانقدر بود که رسالت هنری خویش راتاحدکمال درک کرده بود شادی آفرینی از ویژگی های بارز او بود در جمع دوستان کمتر حرف می زد و بیشتر یک شنونده بود و سعی می کرد کسی از او رنجیده خاطر نشود.عاشق تنهایی بود و در تنهایی هم درگذشت روحی لطیف و سرشار از عطوفت داشت برای خانواده هایی که به دلیل نداشتن تفاهم از هم پاشیده می شد، فراوان می گریست ، هیچ گاه دوست نداشت کانون خانواده ای از هم گسسته شود او فردی حساس و انسانی واقعی بود بسیار در لفافه شوخی می کرد و در اثنای آن فولکلورها و لهجه تهرانیان قدیم راجانی دوباره می بخشید صحنه هایی راکه باهنرمندی می آفرید، خاطره خانه هایی را زنده می کرد که زنانش در اوج تنهایی با نگاهی طنز به مسائل می نگریستند.چهره شاه باجی خانم را با آن همه شور و طنز و ترنم و تمثیل همه به یاد دارند اصطلاحاتی را که با لهجه زنان تهرانی در نقش شاه باجی خانم ادا می شد، یاد زنان عهد قجر را زنده می کرد.زرندی علاوه بر فعالیت رادیویی ، فعالیت های فرهنگی نیز داشت او لیسانس الهیات و کارشناس ارشد روانشناسی بود با توجه به این که در رشته هنرهای دراماتیک نیز فارغ التحصیل شده بود. زرندی سالها ریاست دبیرستانهای پرورش ، سیما و نیک اعلا را به عهده داشت و مدتی هم مشاور و رایزن امور تربیتی در اداره کل آموزش و پرورش بود. پس از آن به اداره کل انتشارات و تبلیغات )صدا و سیمای کنونی ( انتقال یافت و پس از سه سال دوباره به آموزش و پرورش بازگشت و در سمت بازرس ویژه به کارش ادامه داد و در نهایت بازنشسته شد.آشنایی مردم با زرندی بیشتر از طریق رادیو و کمتر از طریق نقشهای کوتاهش بود میان دوستان در پاکی و صداقت زبانزد بود بیانی شیوا و استادانه داشت ؛ به طوری که هنگام تعریف یک داستان همه را تحت تاثیر قرار می داد شادروان علی زرندی مطلق در دوازدهم اردیبهشت سال 67 جاودان شد.برای آشنایی بیشتر خوانندگان صمیمی روزنامه جام جم با مرحوم زرندی ، گفتگویی با آقای منصور سرکشیک از همکاران و دوستان صمیمی مرحوم زرندی ترتیب دادیم که محور بحثمان فعالیت های هنری و زندگی شادروان زرندی است آنچه می خوانید حاصل این گفتگو است.چه سالی با مرحوم زرندی آشنا شدید؛از بدو تاسیس رادیو. حدود40 تا50 سال پیش با زرندی و دوستانی چون : زنده یاد مستجاب ، زنده یاد بهمنیار و تقی مشکاتی آشنا شدم و سالهای سال در کنار هم در رادیو برنامه اجرا می کردیم.آیا مرحوم زرندی علاوه بر فعالیت رادیویی فعالیت هنری دیگری هم داشتند؛یکی دو تا فیلم بازی کرد و یکی دو کار دوبله هم داشت و برنامه صبح جمعه را نیز اجرا می کرد.فعالیت مشترک شما با ایشان از چه سالی و با کدام برنامه آغاز شد؛از اواخر دهه سی با همان شاه باجی خانم معروف ؛ البته من پیش از ایشان وارد رادیو شدم )در بی سیم ( هنگامی که رادیو به میدان ارک منتقل شد، همکاری من با زرندی هم آغاز شد. مرحوم زرندی در سال 1341 وارد رادیو شدند در ضمن غیر از این برنامه در تالار نوربخش چندتا نمایشنامه تک پرده ای اجرا کردیم.نویسنده تکس های شاه باجی خانم چه کسی بود؛خیلی ها بودند؛ پرویز خطیبی و حسین مدنی که هم اکنون بازنشسته شده و در شمال زندگی می کنند. اما آفریننده کارکترها خود مرحوم زرندی بودند و در حین کار نیز نظراتشان را می گفتند.آیا شاه باجی بداهه هم اجرا می شد؛در طول نمایش ، خود مرحوم زرندی کارهایی می کرد؛ مثلا از اصطلاحات زنان عهد قجر استفاده می کرد و حتی گاهی خارج از محیط کار با صدای شاه باجی خانم صحبت می کرد و یا روزنامه را با صدای او می خواند عشق عجیبی به این رل داشت.شاخص ترین ویژگی اخلاقی مرحوم زرندی چه بود؛خصوصیات اخلاقی عجیبی داشت با یک جعبه شیرینی به میان خانواده هایی می رفت که با هم اختلاف داشتند و آنها را با هم آشتی می داد از کسی گله نمی کرد و بسیار باگذشت بود علت فوت مرحوم زرندی چه بود؛ آیا به بیماری خاصی مبتلا بود؛بیماری خاصی نداشت ، سکته کرد همان طور که گفتم ، هفته ایسه یا چهار بار همدیگر را می دیدیم یک روز که قرار بود سری به من بزند، از او خبری نشد ناراحت شدم و رفتم منزلش که به ما نزدیک بود به مدیر ساختمان گفتم :این آقای زرندی کجاست ؛ گفت : من اطلاعی ندارم ، فقط یکی دو روز پیش او را دیدم زنگ زدم ، دیدم کسی در را باز نمی کند؛ اما چراغ آشپزخانه روشن است به مدیر ساختمان گفتم : امکان ندارد زرندی چراغ را در روز روشن بگذارد از او خواستم که از پنجره آشپزخانه وارد شویم و او نیز موافقت کرد نبردبان گذاشتیم و از پنجره آشپزخانه وارد شدم صحنه تلخی بود سکته کرده بود و سرش روی میز آشپزخانه بود حدودا24 ساعت از زمان فوتش می گذشت.آیا جدایی شما و مرحوم زرندی از رادیو در یک زمان بود؛خیر من بعد از ایشان از رادیو کناره گیری کردم و آخرین فعالیت مشترک ما تکسی نیم ساعته بود که در سال 66 با هم اجرا کردیم.و کلام آخر:آرزوی سلامتی و موفقیت برای دوستانم دارم وقتی به گذشته نگاه می کنم ، متوجه می شوم ، دوستانی که از دست داده ام ، جایگزین ندارند: یاران همه رفتند و در این خانه کسی نیست ما را نفسی مانده ولی همنفسی نیست بر تربت من با نی و مطرب بنشینید کاین طایفه شرمنده آثار کسی نیست رفت آن که چو گل ، زیب طربخانه دل بود یاد آور او حیف که جز خار و خسی نیست
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها