
در سینما و تلویزیون ما، معمولا کارگردان مسئولیت و همینطور اختیار کامل یک اثر را به عهده دارد یعنی کارگردان است که درباره یک فیلم یا سریال مورد تمجید یا توبیخ قرار میگیرد. به همین دلیل کارگردان ترجیح میدهد سلیقه و دیدگاه خود را از جنبههای مختلف به اثر تزریق کند تا در نهایت بتواند پاسخگوی واکنشهای مردم و منتقدان باشد.
در این میان خیلی وقتها نویسندهها مظلوم واقع میشوند. آنها معمولا مجبور هستند فیلمنامه را مطابق میل و سلیقه کارگردان پیش ببرند یا تغییر دهند و به همین سبب بیشتر اوقات از دنبال کردن سبک و سیاقی که مطابق میلشان است، چشمپوشی میکنند، اما این مساله درباره همه نویسندهها صدق نمیکند. نویسندگانی هم هستند که به واسطه کسب تجربههای موفق و پافشاری بر یک شیوه خاص، فضایی را که میخواهند به کارگردان و اثر تحمیل میکنند. آنها به سلیقه کارگردان احترام میگذارند، اما درباره شکل و شمایلی که مد نظر دارند، انعطاف به خرج نمیدهند. به بیان دیگر، کارگردانی که میخواهد با نویسندهای کار کند، باید بتواند سر و شکل تثبیتشده قلم او را قبول و خودش را با فضای کاریاش هماهنگ کند.
یکی از این نویسندهها علیاکبر محلوجیان است که حضورش در میان عوامل یک مجموعه، تعیینکننده فضای کلی کار و خطمشی اصلی آن است. درواقع وقتی نویسنده سریالی محلوجیان باشد، میتوان وجود عناصری را پیشبینی کرد که از یک سریال به سریال دیگر منتقل میشوند. عناصری مثل خانواده سنتی که در خانهای قدیمی زندگی میکنند، پدر خانواده سنتی و سختگیر اما مهربان و خیرخواه است، مادر محترم و حمایتگر و گوش به فرمان پدر است و در شرایط بحرانی بخوبی میانجیگری میکند، فرزندان و همسرانشان یکی در میان خلف و ناخلف هستند و بلندپروازی و پشت کردن به سنتها کار دستشان میدهد و...
این عناصر از سریال «پدرسالار» که یکی از معروفترین و محبوبترین مجموعههای زمان خودش بود با همین خصوصیات وجود داشتهاند و در تازهترین اثر این نویسنده یعنی «زمانی برای عاشقی» که این روزها به کارگردانی محمدحسین لطیفی از شبکه تهران پخش میشود، دوباره تکرار شدهاند. آدمهای این سریال، نظیر شخصیتهایی هستند که در آثار قبلی این نویسنده معرفی شدهاند. گرچه این آدمها مو به مو و جزء به جزء مطابق با شخصیتهای سریالهای قبلی نیستند، اما تعریف کلی و صفات برجسته آنها همانهایی است که قبلا در نقشهای مشابه وجود داشته است. درواقع میتوان گفت «زمانی برای عاشقی» شخصیت جدیدی معرفی نمیکند، بلکه شخصیتهای آشنا را در موقعیت جدید و در مواجهه با مشکلات جدید قرار میدهد. ریشه و خاستگاه شخصیتهای اصلی این سریال را میتوان در آثار پیشین محلوجیان پیدا کرد. تا جایی که به نظر میرسد مثلا حاج مرتضی در این سریال، همان اسداللهخان «پدرسالار» است که حالا بهصورت اتفاقی درگیر ماجرای تصادف نوهاش (امیرعباس) شده است. همین که در «زمانی برای عاشقی» شخصیت کاریزماتیک پدر، به واسطه یک سهلانگاری مقصر یک اتفاق بزرگ میشود، فرصتی به وجود میآورد تا از ستایش زندگی سنتی گذری صورت بگیرد و به تفکرات نادرستی که در میان آدمهایش جاافتاده است، تلنگری وارد شود. در این سریال حاج مرتضی از جایگاه کسی که قرار است در نهایت درست بودن تصمیماتش به همه ثابت شود دور میشود و بعضی از رفتارهای او مثلا دخالت بیجای او در تصمیم پدر و مادر امیرعباس (حسین و نرگس) برای موضوع کماهمیتی مثل فرستادن او به مهدکودک، مورد انتقاد قرار میگیرد، اما به طور کل تغییرات شخصیتپردازیها آنقدر جزئی و کمرنگ هستند که همچنان این قابلیت حفظ میشود که برچسب تکراری بودن به سریال بچسبد.
داستان «زمانی برای عاشقی» به مناسبت ماه محرم، مثل بسیاری از سریالهای دیگر که برای این ایام ساخته و پخش میشود، به عاشورا، هیات دسته عزاداری، سینهزنی و تعزیه گره خورده است. میشود انتظار داشت که عزاداری و طلب آمرزش و درخواست شفا، نقاط اوجی را در سریال به وجود بیاورند که بیننده را متاثر کند و همدلی او را برانگیزد. نحوه کارگردانی محمدحسین لطیفی در این سریال هم به شکلی است که میتوان پیشبینی کرد فرصتهای دراماتیک اینچنینی غنیمت شمرده شوند و با میزان تاثیرگذاری هرچه بیشتر اجرا شوند. گذشته از ساختاری که در نظر گرفته میشود، آنچه میزان کیفیت این تاثیرگذاری را تعیین میکند، نحوه ظاهر شدن بازیگران در قالب این شخصیتهاست. در قسمتهای اول شخصیتی که بیش از بقیه فرصت مانور و بروز دادن خود را داشته، نرگس (با بازی لیلا بلوکات) است.
بلوکات که پیش از این بیشتر برای ایفای نقشهایی با بار منفی تواناییهایش را به معرض نمایش گذاشته است، در این سریال در نقشی با خصوصیات اخلاقی و ظاهری متفاوت با آنچه از او دیده شده حضور پیدا میکند. او در قالب یک مادر پریشان و نگران از آینده کودک خردسالش، علاوه بر میمیک متفاوت چهره، از صدا و لحنی متفاوت هم بهره میگیرد. تفاوت صدای او در قسمتهای اول داستان که با وجود مشکلات، لجوجانه میخواهد به هدفش برسد با قسمتهای بعدی که ترس از دست دادن فرزندش را دارد و بعدها وقتی میترسد که او دچار نقص عضو شود، از نقاط قوت بازیگری او در این سریال است. با این که میتوان ضعفهایی در «زمانی برای عاشقی» پیدا کرد، اما بهطور کل میشود امیدوار بود که این سریال در میان تعداد انگشتشمار مجموعههایی قرار بگیرد که برای ایام ماه محرم ساخته شده و در ذهن مردم ماندگار میشود.
شروینه شجری کهن / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم