در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مدتی قبل زن میانسالی به پلیس آگاهی شهرستان یزد رفت و به دلیل سرقت طلاهایش شکایت کرد. این زن به افسر پرونده گفت: امروز داشتم در خیابان میرفتم که خودرویی مقابلم نگه داشت و پسر جوانی که راننده آن بود به من گفت مقداری لباس کهنه و کار کرده دارد که میخواهد آنها را به انسانهای نیازمند بدهد. او گفت دنبال افراد نیازمند میگردد. من که چند نیازمند را میشناختم، گفتم اگر بخواهید من کسی را معرفی کنم و افرادی را میشناسم که به کمک احتیاج داشته باشند.
او هم جواب داد اگر ایرادی ندارد لباسها را به من میدهد تا آنها را به نیازمندان بدهم. همین که خواستم نایلونی را که داخلش لباس بود بگیرم، پسر جوان اشارهای به النگوی دستم کرد و گفت چه النگوی زیبایی، عتیقه است؟ من هم حرفش را تائید کردم و به خواسته او النگو را درآوردم و به او دادم. پسر جوان النگویم را جلوی چشمهای خودم داخل کیسه نایلونی انداخت، اما زمانی که به خانه برگشتم و کیسه را جستجو کردم، از النگو خبری نبود.
تحقیقات برای یافتن سارق طلا با اعلام شکایت زن میانسال آغاز شد و در ادامه کارآگاهان پلیس با پروندههای مشابه سرقت طلاجات زنان میانسال تحت عنوان کارهای خیر در سطح استان یزد و همچنین گزارش سرقتهای مشابه در دیگر استانهای کشور مواجه شدند. با توجه به اهمیت موضوع و ایجاد جو ناامنی بین شهروندان، موضوع بهصورت ویژه در دستور کار پلیس آگاهی استان یزد قرار گرفت. کارآگاهان در تحقیقات صورت گرفته موفق به شناسایی سارق اصلی در تهران شدند و او را با دریافت نیابت قضایی دستگیر کردند.
بهنام پس از انتقال به پلیس آگاهی به افسر پرونده درخصوص نحوه سرقتهایش گفت: در سطح شهر بهدنبال سوژه میگشتیم. طعمههای ما زنان میانسال بودند که براحتی حرفهایمان را باور میکردند. با دیدن سوژه مناسب، ما که سوار خودرو بودیم جلوی آنها نگه میداشتیم و میگفتیم اینها لباسهای کهنهای هستند که میخواهیم به افراد نیازمند بدهیم، اما کسی را سراغ نداریم، آیا امکانش هست شما این لباسها را به یک نیازمند بدهید. آنها هم بعد از کمی فکر میگفتند افرادی را سراغ دارند و قبول میکردند لباسها را بگیرند. در همین حین ما متوجه طلاهای آنها میشدیم و به بهانهای میگفتیم میشود گردنبند یا النگویتان را ببینیم. آنها هم طلایشان را در اختیار ما قرار میدادند و ما پس از نگاه کردن به طلاها آن را داخل کیسه لباسها میانداختیم. آنها هم کیسه را میگرفتند غافل از اینکه گوشهای از نایلون را ما سوراخ کردهایم و النگو یا گردنبند آنها از سوراخ کیسه بیرون انداخته میشود. ما طلاها را به این شیوه و شگرد سرقت میکردیم.
با اعتراف پسر جوان به سرقتهای سریالی، همدست او نیز دستگیر شد. سرهنگ خالقی، رئیس پلیس آگاهی استان یزد در این رابطه میگوید: متهمان اعتراف کردهاند تا به حال از 19 زن میانسال سرقت کردهاند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: