در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کزازی با اشاره به این که ایران از کهنترین سرزمینهای جهان است به مهر گفت: ایران، گنجینههای گرانمایهای از افسانهها و اسطورههای گونهگون را فراپیش خواهندگان مینهد و آنچنان بکر و پندآموز و آکنده از تفکرهای نغز و ارزنده است که میتواند کارکردی جهانی داشته باشد و ما میتوانیم به گستردگی از افسانهها و اسطورههای ایرانی بهره بجوییم. آنچنان که در کشورهای دیگر از افسانههایشان بهره جستهاند.
پیشنهاد کزازی این است که بر پایه رزمنامهها، بزمنامهها و رازنامهها(ادبیات عرفانی)مان میتوانیم جشنها و جشنوارههای گونهگون داشته باشیم. میتوانیم جایی را از آن مولانا یا عطار کنیم یا کسی را به پیکره خیام درآوریم تا کسانی بیایند و با این خیام دروغین، به یادگار عکس بگیرند. یا در زابل که زادگاه رستم است کسی چون او با آن ریش دو پاره و ببر بیان بر تن، داستانهای شاهنامه را به نمود آورد.
کزازی در ادامه سخنان خود با اشاره به این که متولیان فرهنگی از ظرفیت و توان ادبیات کلاسیک و حتی شعر و داستان معاصر ما برای جذب گردشگر بیخبرند، گفت: افسانه، اسطوره، شعر و در کل ادبیات ما، سرمایه بیکرانهای است که اگر به کار گرفته شود، گردشگران بسیاری را به سوی ایران میکشاند. وجود یک پردهخوان چیرهدست یا یک داستانگوی گرمسخن که شاهنامه بخواند، کانونهای جهانگردی ما را دگرگون میکند.
کزازی گفتههای خود را این گونه به پایان رساند: من به آواز بلند میگویم، ایران، شکوهمندترین کشور از دید گردشگری است و نخست باید بدانیم ایران کجاست؟ ایرانی کیست؟ اگر به این دانایی برسیم در آن صورت تواناییهای خود و کهن دیار خود را باور میکنیم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: