تنها در تاریکی

«عشق گمشده» در بستر داستانی خود چالش یک دختر جوان با پدر پیرش را دستمایه خود قرار داده است. دختری که این بار به جای عشق ، از دریچه نفرت پدر را به صلابه می کشد تا ذره ذره به گذشته پنهان او رسوخ کند.
کد خبر: ۶۰۳۷۷

در واقع این یک اصل روانی است. برخی آدمها شیدایی و علاقه مندی خود به دیگرا ن را از طریق آزاررسانی طرف مقابل به سنجش می گذارند. هرچه فرد مورد نظر بیشتر در مخمصه روحی و عاطفی قرا ر بگیرد آنان لذت وافری می برند.از منظر دیگر عشق گمشده را می توان در چارچوب درامهای معمایی قرارداد ؛ معمایی که به صورت سردستی و خیلی ابتدایی با بازخوانی دفترچه خاطرات مادر قسمت به قسمت گره اش باید گشوده شود.
پدر به عنوا ن آدم مطلع ازقضا یا کنار دختر ماجراها را به صورت موازی پیش می برد. دختر در نقش قاضی و پدر در جایگاه متهم در واقع دو ریسمان قصه را به هم گره می زنند. وقتی برگ برنده دختر دفترچه خاطرات مادر ا ست و پدر نیز از گذشته و ماوقع آگاه است پس چه نیازی به این همه موش وگربه بازی است. وقتی این چالش ها پررنگ و قابل پذیرش بود که یک طرف درگیر قصه ، دستش در زمینه اطلاعات ماوقع گذشته خالی بود آن وقت انگیزه و جهش حرکتی شخصیت برای بازخوانی آنچه اتفاق افتاده قابل پذیرش و باوربود.رویدادهای عشق گمشده در دو زمان گذشته و حا ل رخ می دهد. اسکلت داستانی بخش گذشته در دو مکان خانه و بیمارستان سر و شکل گرفته وسکون یکدستی که دراین بخش قصه حاکم شده بر رخوت وکندی داستان افزوده است.
بخشهای زمان حال به علت تنوع جغرا فیایی و درگیری آدمهای درجه دوم با آدمهای اصلی قوت و صلابت بیشتری نسبت به فصلهای گذشته درآن احسا س می شود.یکی از آدمهای درجه دومی که در واکاوی گذشته ، دختر را همراهی می کند مهربانو، کلفت خانه است. متاسفانه ما باز با یک آدم تیپیکال امتحان پس داده مواجهیم. چه ضرورتی دارد که چنین شخصیتی حتما لهجه داشته باشد آن هم از لهجه های آزاردهنده کلفت های فیلم فارسی.این لهجه شخصیت چه کارکردی در دا ستان دارد؛آیا بدون این لهجه آزاردهنده ، گردونه قصه به غلتک نمی افتاد؛ جالب است که 2 بازیگر گذشته وحال کلفت را با 2 لهجه متفاوت ایفا می کنند.
تکلیف بیننده فلک زده با این دو پرسونا ژ چیست؛ در طرف مقا بل اسد قرار دارد که با توجه لال بودن و سکوتش بسیار موثرتر و گیراتر از مهربانو حضورش نمود پیدا می کند. عشق گمشده در تقسیم بندی آدمهایش با کمبود پرسوناژ خاکستری مواجه است بیشتر شخصیت ها در دو ساحت سیاه و سپید بیشتر قرار می گیرند.
آدم مجهول.مردم آزار که فعلا از نظرها پنهان است و در واقع برگ برنده قصه را در دست دارد تاکنون عدم حضور فیزیکی اش ذهن بیننده را فعال نگه داشته است. در نگاهی کلی ، عشق گمشده فصلهای زمان حالش قابل پذیرشتر از قسمتهای گذشته آن درآ مده است.


علی احسانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها