در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وقتی روبهروی تلویزیون مینشست همیشه یک خودکار و کاغذ همراهش بود و چون نمیتوانست بهطور همزمان در دفترچه فهرست مواد لازم غذا را با دستخطی خوش یادداشت کند ابتدا آنها را در یک کاغذ مینوشت و بعد وارد دفترچهاش میکرد، اما هیچکدام از فرزندانش یادشان نمیآمد در طول هفته غذایی بجز همین غذاهای همیشگی و معمول را خورده باشند. انگار زینب خانم به آرشیو کردن این دستورهای پخت علاقه داشت. گویی میخواست اصول و فنون آشپزی در جهان را گردآوری کند.
او احساس میکرد با این کار میتواند در روشهای پخت غذاها، راهکارهای سالمتری در پیش بگیرد و همیشه به سلامت خانوادهاش فکر میکرد. برنامههای خانواده تلویزیون هم بهترین منبع برای رسیدن به این خواسته بود؛ برنامههایی که دستکم یکی از بخشهای آن به آشپزی اختصاص داشت یا کارشناسان سلامت در بخشهایی از آن توصیههای غذایی را مطرح میکردند. ضمن این که در کنار آن مباحث پزشکی و سلامتمحور هم با حضور کارشناسان دنبال میشد؛ بنابراین دفترچه زینب خانم را محتوای این برنامهها و صحبتهای رد و بدل شده در آنها تشکیل میداد.
فرامرز، فرزند بزرگ خانواده وقتی اشتیاق مادرش را به دنبال کردن این نوع از برنامههای تلویزیونی دید، امکان ضبط آنها را برایش فراهم کرد. در ضمن شیوه ضبط برنامه را هم به او آموزش داد تا بتواند مواقعی که پخش دو برنامه باهم تداخل دارد یا به دلیل دسترسی نداشتن به تلویزیون، آنها را هم ضمیمه دفترچه جامع و مانع خود کند.
زینب خانم همچنین دانستههای خود از این نوع برنامهها را با دیگران قسمت میکرد و بعضی مکالمههای تلفنیاش به بیان جزئیات طبخ یک غذای خاص یا مثلا شگردهای آشپزی بدون روغن اختصاص داشت.
همین مساله هم باعث شده بود نسبت به تغذیه فرزندانش حساسیت به خرج دهد. او عادت داشت هر روز صبح برای نرگس، دختر دانشآموزش لقمه نان و پنیر درست کند و در کولهپشتیاش بگذارد و به او توصیه کند: «مبادا سراغ خوراکیهای ناسالم بروی.» محبوبه هم دختر بزرگ خانواده و کارشناس بیمه بود. او نیز همیشه یکی از پایههای ثابت این توصیههای مادرانه بود و زینب خانم همواره یک مقایسه ساده را برایش بازگو میکرد: «سلامت انسان مانند بدنه اتومبیل است و باید با خوردن غذاهای سالم بیمهاش کرد.»
زینب خانم گذشته از این، مشارکت فعالی در برنامه داشت. مرتب با کارشناسان ثابت آشپزی برنامه در تماس بود. از طریق پیامک نظر خود یا پرسشهایش را نسبت به غذاهای طبخ شده در بخش آشپزی برنامهها اعلام میکرد. ارتباط و تعامل او با برنامههای خانواده و بویژه بخش آشپزی آنها به قدری زیاد بود که گاهی همسرش خدا را شکر میکرد که تمام برنامههای تلویزیونی از این جنس نیست.
رکسانا قهقرایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: