در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

دکتر یثربی که در دانشگاه علامه طباطبایی تدریس میکند، نگران مسلمانانی است که به حج میروند ولی در زندگیشان اتفاقی رخ نمیدهد. از نگاه وی، بسیاری از مسلمین به معنای اعمال عبادی ای که انجام میدهند، توجه ندارند. در حالی که روی آوردن به حق، از اهداف اصلی وجوب اعمال عبادی است.
به نظر شما ، مسلمانان جهان امروز به کدام نگاه و بینش مغفول مانده در باب حج نیاز دارند؟
حج یک عمل پیچیده است. به عبارت دیگر تکلیف پیچیدهای است که جنبههای مختلفی دارد. عرفا نگاه عرفانی مخصوص به خود را به حج دارند و سیاستمداران نگاهی دیگر. جامعهشناسی نیز نگاه خاص خودش را دارد. در نگاه جامعهشناسی و تا حدی سیاسی می توان به اندیشههای دکتر شریعتی اشاره کرد و در نگاه عرفانی به ناصرخسرو و باطنیان. امروزه خیلی روشن است که باید نگاه سیاسی و اجتماعی به حج داشته باشیم و حج بخوبی این امکان را در اختیار ما قرار داده است. همه ما میدانیم کشورهای پیشرفته، اتحادیههایی را مانند اتحادیه اروپا تشکیل دادهاند که از این طریق منافعشان را به هم گره زدهاند. حج میتواند به منزله کنفرانس اتحادیههای اسلامی باشد؛ آن هم کنفرانسی که مسلمانها به شکل منظم سالی یکبار در آن حضور مییابند.
به نظر شما نتیجه این کنفرانس هر ساله تاکنون چه بوده است؟
هزار افسوس که مسلمانان از هر کشوری که خود را به مکه میرسانند، باهم ارتباط زیادی ندارند و ارتباطاتشان مانند ارتباطات امروزی کشورهای عربی با یکدیگر است یا حتی بدتر، مانند اتفاقاتی است که در هر یک از این کشورها رخ میدهد. ما شاهد این همه انفجار در عراق هستیم و این همه سختی در سومالی ، میانمار و... در حالی که در کنار آن شاهد برگزاری چنین مراسم عظیمی هستیم. امکانات زیادی که ما مسلمانان در اختیار داریم، به منزله ثروتی است که میتوانیم از آن بخوبی استفاده کنیم. با وجود این همه امکانات، ما یک چیز نداریم و آن فکر و فرهنگ لایق اسلام است. هر اندیشمند مسلمان، نیازمند بیداری ، آگاهی ، فکر و فرهنگ است و این مهمترین کاستی ماست، وگرنه خدا همه چیز به ما داده است. فقط مدیریت و تفکر پیشرفته نداده است. علاوه بر این، میخواهم عرض کنم که تمام کارها و تکلیفهای اسلامی به دو صورت میتواند اجرا شود: بهصورت آیینی یا به صورت عقلی.
کار آیینی به چه معناست و تفاوت آن با کار عقلی در چیست؟
کار آیینی بدون معناست. مثلا کسی طبق عادت یادگرفته پنج بار مشتش را باز کند و ببندد و چرایی در این کار ندارد. ما در زندگی کارهای زیادی بهعنوان آیین انجام میدهیم. اگر عبادات مسیحی و یهودی آیینی است و چرایی و فکری در پشت آن نیست، ولی در اسلام همه چیز عقلانی است. پاداش اعمال مسلمانان به عقلانیتی است که در عمل اسلامی به کار میبرند. ولی آیینها میگویند اجرا کن و بعد رها کن و چیزی هم نپرس.
تفاوت مراسم عقلی و آیینی حج را چگونه میتوان تشخیص داد؟
همه مسلمانان حج را به صورت آیین می دانند و میتوانند اجرا کنند. اگر هم کسی بلد نباشد، یاد میگیرد؛ ولی اگر به حج آیینی نگاه نکنیم، باید حواسمان باشد که به کجا میرویم. اجرای مراسم عقلی حج از همان زمان احرام آغاز میشود.
احرام آیینی آن است که آقایان دو تکه لباس مخصوص خود را بپوشند و خانمها نیز لباس مخصوص خود را. ولی اگر فردی به دنبال چرایی اعمالش باشد، از همان مقدمات احرام آموزش میبیند که مقصود، پاک شدن است؛ پاک شدنهای درونی و رها کردن زندگی عادی. نپوشاندن سر، عطر نزدن، نگاه نکردن به آینه، دشنام و دروغ به زبان نیاوردن و... همه و همه تمرینی است که آموزش میدهد چطور کسی میتواند بندهوار زندگی کند. ولی ما این درسها را از حج نمیگیریم. در مراسم آیینی، انگار به ما میگویند: جامه را عوض کنید و بعد دوباره همانی بشوید که بودید. در حالی که ما باید تمرین کنیم تا عبد خالص شویم. باید از زندگی عادی دست برداریم و به حق روآوریم. این اتفاق در دیگر اعمال عبادی ما نیز باید رخ میدهد. روزه و نماز ما نیز بومی و محلی است.
کسی که میخواهد به حج برود، چه نگاهی را لازم است در خودش تقویت کند تا بتواند یک مرحله به معنای اعمالی که انجام میدهد، نزدیکتر شود؟
باید دقت کنیم به دو خطا گرفتار نشویم؛ نخست آنکه حج را آیینی انجام ندهیم؛ یعنی بدانیم چرا هر کار خاصی را انجام میدهیم. به برادری و برابری مسلمانان فکر کنیم. در حالی که ما امروز در جهان شاهد مسلمانانی هستیم که از گرسنگی میمیرند و حج ما موجب نمیشود به فریادشان برسیم. اما مثلا اگر یک یهودی از گرسنگی بمیرد، دیگر یهودیها به سراغش میروند. در مثال سادهتر و دمدستیتر باید بگویم: بچههای یکی از خواهران شما ممکن است بیکار باشد، ولی بچه یکی از برادرانتان ممکن است پنج شغل همزمان داشته باشد. یکی از راههای حل چنین مسائلی ترک عبادت آیینی است. از افتخارات اسلام این است که هیچ عبادتش آیینی نیست.
خطای دوم ما این است که خیال میکنیم در عباداتمان باید کسری و نیاز خدا را جبران کنیم؛ در حالی که هدف از تمام برنامهها، این است که ما به جایی برسیم. خدا به چیزی نیاز ندارد. خدا به وسیله دین یکسری برنامهریزیهای مشخصی ارائه کرده تا ما صاحب زندگی خوب شویم. یکی از اشکالاتی که امروز میشود به مسئولان و صاحب منصبان گرفت این است که اینان باید بدقت به فکر مردم باشند تا حقی از آنها ضایع نشود. امام علی(ع) وقتی به خلافت رسید به فکر تصحیح حمد و سوره مردم نبود. به فکر این بود چه کسی بیشتر خورده و چه کسی نخورده است. بنابراین دو نکته را باید همواره به یاد داشته باشیم؛ نخست آنکه آیینی بودن، دین را پوچ میکند و دیگر آن که در تمام رفتارها حتی هنگام شلاق زدن، حساب نیاز خدا نیست. حساب این است که جامعه به چه چیزی نیاز دارد. در مراسم حج باید به فکر این باشیم که چه چیزی را میخواهیم به انسان برسانیم. امروز جهان اسلام به چه چیزی نیاز دارد و ما تا چه حد به رشدها و بهرهمندیهای اقتصادی رسیدهایم.
اصلاح اندیشه نیاز خدا به من، چگونه صورت میگیرد؟
دین باطل به درد نمیخورد. دین درست مثل آب و خاک است. مثلا شاه عباس تلفن نداشت. زیرا شعور بشر آن روز نمیتوانست از همین آب و خاک، تلفن بگیرد. امروز ما شاهد مملکتهایی هستیم که هیچ چیزی ندارند ولی در سایه رشد فکری، پیشرفته میشوند. ما نیز همانطور که از طبیعت برای رشدمان استفاده میکنیم میتوانیم از دین برای رشد فکریمان بهره ببریم. ما میتوانیم با هر حجی نظر دنیا را نسبت به مسلمانان تغییر دهیم و از طرف دیگر دنیای خودمان را نیز تامین کنیم. ولی به جای چنین بهرههایی، ما میبینیم که در تمام دنیا تنها مردم کشورهای اسلامی هستند که به جان هم افتادهاند.
عدهای در جریان مسائل حجشان بعضی از امور را به شکلی متفاوت به خدا و خواست او نسبت میدهند. این نگاه تا چه اندازه صحیح است؟
یکی از مسائلی که لازم میبینم در اینجا مطرح کنم آن است که رفتن به مکه آن هم با پول بیتالمال بسیار سخت است. کسانی که در چنین موقعیتی قرار میگیرند، نباید بگویند خدا خواسته است. در حالی که خدا تکلیف را تعیین کرده است. خدا بهرهگیری از بیتالمال را قدغن کرده حتی برای دختر علیبنابیطالب. آنان که در چنین موقعیتی قرار میگیرند باید خودشان سعی کنند کمترین هزینه از بیتالمال صرف سفر حج شود. عدهای عادت کردهاند که با این پول به حج بروند و تمام هزینههایش را نیز بگیرند. باید از اینان پرسید: شما چه فرقی با آن روستایی داری که ده سال است آرزوی حج بر دلش مانده است؟ ما باید در خلوت خودمان، به این مساله فکر کنیم که کجای کاریم؟
اگر بخواهیم رفتار آیینیمان را تغییر دهیم، این جنبههای فراموش شده تشیع کدامند؟
ما باید به امامت، عدالت، برادری انسانها، مبارزه با ظلم و شرک و... تاکید کنیم. نه اینکه تمام انرژیمان را صرف پنهان کردن مهر در دستمان بکنیم. باید یاد بگیریم از مقابل صف نمازگزاران رد نشویم. قرآن بخوانیم. قرآن را با احترام برداریم. ما در حج به یک کنگره جهانی میرویم و طرز فکر یک جامعه را با مذهبشان به مردم دیگر کشورها معرفی میکنیم. تمام اعمال و کارهای دین به این برمیگردد که ما تا چه حد از شعور برخورداریم. ما باید آگاهی و معرفتمان را بیشتر کنیم. هدف دین، درست شدن کار انسانهاست. ما دائم فکر میکنیم باید یک چیزی از خدا بگیریم. گویی آنجا هر کس به این فکر است که چه چیزی به دست بیاورم، در حالی که ما باید کارهایمان و اعمالمان را به جا آوریم.
آیا به نظر شما سبک فکری خاصی در زندگی ما رواج پیدا کرده که به این باورها منجر شده است؟
این سبک عوامانهای است که دیگر امروز اشباع شده است. سبک عوامانه از قدیم در مردم بود، ولی عمومی نبود. یک زمان در ایران یک عده نام فوتبال را نشنیده بودند. ولی امروز بچههای روستاهای دورافتاده هم همه به سراغ فوتبال میروند. فرهنگ عوامانه وقتی رواج پیدا میکند، برطرفدارانش تاثیر میگذارد و به افزایش تعداد آنها نیز کمک میکند. وقتی ما طرفدار چیزهای خرافی هستیم و اتفاقا یک عده هم به ما احترام میگذارند، کمکم نفر دوم و سوم و بیش از آن هم پیدا میشوند که از باورهای خرافی ما طرفداری و پیروی کنند. سخنگوی مکتب تشیع باید عقلا و دانشمندان باشند نه طبقاتی که در حد عوام 200 سال پیش زندگیشان را به سر میبرند. زمانی هیاتها یک داستان را سالها تکرار میکردند و مردم بیسواد هم آن را بدون شکایت گوش میکردند و میپذیرفتند، ولی آن زمان، گذشته است. الان حرفهایی که در هیاتها گفته میشود، روی آنتن میرود و افراد بیسواد و باسواد، با فهمهای مختلف شنونده آن میشوند.
شما چند بار به مکه رفتهاید؟ حسرت کدام کار انجام ندادهتان در سفر اول، هنوز هم در خاطرتان باقی مانده است؟
من فقط یکبار به مکه رفتم یعنی یکبار عمره رفتم و تاکنون تمتع نرفتهام. چندبار دیگر برایم فراهم شد که حج بروم ولی نرفتم. مکه را نباید امتیازی کرد. وقتی من از حج برگشتم، متوجه شدم از آن کاری که مسلمان باید در این سفر انجام بدهد، غافل بودم و من نیز فقط یک مراسم آیینی را انجام دادم. سفرنامهای هم از آن سفرم با نام «از این خانه به آن خانه» دارم. در آنجا نیز این شعر را نوشتهام که: گفتم ای دوست پس نکردی حج / نشدی در مقام محو مقیم / رفتهای مکه دیده، آمده باز / محنت بادیه خریده به سیم
حورا نژادصداقت / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: