حسین هاشمی، نویسنده متنهای انتقادی برنامه «جمعه ایرانی» است. او سالهاست در مقام طنزنویس فعالیت میکند. ویژگی متنهای هاشمی این است که زبان طنز را بخوبی میشناسند و میداند باید چگونه یک معضل اجتماعی را با زبان طنز بیان کند. هاشمی میگوید از هفت سالگی که خواندن و نوشتن را آموخت، نویسندگی را هم آغاز کرد.
طراحی برخی تیپهای مختلف در برنامه جمعه ایرانی حاصل خلاقیت شماست. چگونه این تیپها را خلق میکنید که در عمر ده سالهاش برای شنوندگان جذاب مانده است؟
من همه تیپهای این برنامه را از میان افراد جامعه انتخاب میکنم. مثلا کافی است به یک مهمانی بروید یا به یک استخر. آنجاست که متوجه میشوید در این محافل چقدر افراد برای همدیگر چاخان میکنند و از شرایط خوب زندگیشان تعریف میکنند، اما برای این که چاخانهایشان مشخص نشود، سریع جمع را ترک میکنند تا به کسانی که گفتهاند ما ماشین پورشه داریم، وقتی در انتظار تاکسی ایستادهاند، دیده نشوند. همین چاخانگویی برخی افراد جامعه باعث شد بخشی با نام باشگاه چاخانیستها را در این برنامه راهاندازی کنیم. رئیس این باشگاه هم به منشیاش میگوید افرادی را که چاخان میگویند عضو این باشگاه کند. ما در قالب این باشگاه معضلات بسیاری را با زبان طنز بیان میکنیم.
یکی دیگر از بخشهای جذاب و میتوان گفت برگ برنده این برنامه، خبر در 60 ثانیه است که بعد از مدتی با نام در 60 هزار ثانیه و حالا با نام نمیدانم در چند هزار ثانیه پخش میشود. این بخش طرفداران زیادی دارد. در این بخش به خبرهای جالب در طول هفته به زبان طنز میپردازیم. دلیل تغییر نام این بخش این است که به اصطلاح موی دماغ خیلیها میشویم و خبرهایی را در این بخش میخوانیم که معمولا سانسور میشود.
برخی مواقع هم از میان شخصیتهایی که برای یک متن نوشته شده یکی گل میکند و آن وقت است که آن شخصیت را مستقل کرده و در قالب یک تیپ ارائه میکنیم. مثل عمه جان که پیرزن حرافی است یا آقای معترض که دائم در حال اعتراض کردن است.
شما اشاره کردید تیپهای این برنامه را از افراد جامعه الهام میگیرید. فکر میکنم با این تعریف وقتی شما به مهمانی هم میروید به جای این که از بودن مهمانی لذت ببرید بیشتر روی مهمانهای دیگر متمرکز میشوید تا تیپهای مختلف را طراحی کنید.
بله، دقیقا همین طور است و اصلا از مهمانی رفتن لذت نمیبرم، چون مرتب باید به حرف آدمها دزدکی گوش بدهم یا استراق سمع کنم تا شخصیتهای جالب را در میان آنها پیدا کنم. یکی دیگر از شخصیتهایی که در این برنامه مورد توجه مردم قرار گرفته شخصیت عاشق پیشه است که هر لحظه عاشق یک دختر میشود، حتی جلسات رواندرمانی هم در او اثری نمیگذارد تا این که میگویند بهتر است یک آدم جاافتاده او را نصیحت کند که دست از این کار بردارد. عمه جان برای این کار انتخاب میشود که پیرزن دنیا دیدهای است، اما این آدم عاشق عمه جان میشود.
خلق چنین شخصیتی، نقدی به برخی جوانان امروز دارد که هر لحظه عاشق یک نفر میشوند، بدون آن که هدف مشخص برای این کارشان داشته باشند. در مجموع در قالب چنین شخصیتهایی به معضلات جامعه میپردازیم.
برای خلق هر شخصیت چقدر زمان میگذارید؟
تمام هفته وقت میگذارم. مثلا برای نوشتن یک متن 30 دقیقهای برای این برنامه باید 600 دقیقه وقت بگذارم. ضمن این که باید خطوط قرمز هم رعایت شده و نمایش به گونهای نوشته شود که موردپسند مردم قرار بگیرد. همیشه سعی من بر این است نمایشم برای مخاطب پیام داشته باشد. یعنی فقط نمیخواهم مردم را بخندانم، بلکه هنگام خندیدن هم باید یک پیام مناسب را منتقل کنیم. برخی مواقع بخشهایی از نمایش جمعه ایرانی سانسور میشود که این سانسورهای غیرفنی، خستگی را از تن من نویسنده درمیآورد!
همین جا بگویم سعید توکل در میان همه هنرمندان، نویسندگان و دیگر عوامل برنامه جمعه ایرانی بیشتر زحمت میکشد. او بعد از ضبط برنامه باید ساعتها پای دستگاه بنشیند و برنامه را ادیت کند یا موسیقی و افکت بگذارد. او همیشه با ذوق خاصی این کار را انجام میدهد.
شما نسبت به متنهایی که مینویسید خیلی دغدغه دارید و شنیدهایم هنگام ضبط سر کار هستید تا اگر بازیگران نیاز به راهنمایی داشتند، کمکشان کنید؟
بله، دقیقا همین طور است. من برای کاری که انجام میدهم ارزش خاصی قائل هستم و در این باره حساسیت دارم. ممکن است برخی نویسندگان این کار را انجام ندهند، اما من دوست دارم هنگام ضبط برنامه سر صحنه باشم تا هنگام اجرا اگر لازم بود به بازیگران کمک کنم.
تا چه زمان نوشتن برای برنامه جمعه ایرانی را ادامه میدهید؟
تا وقتی دستم کار کند، مینویسم و اگر هم دستم از کار افتاد، سعی میکنم با زبانم برای کسی بگویم تا بنویسد.