راحت تر از غذا خوردن

وقتی پای تلویزیون نشسته اید و با خیال راحت ، صحنه های هیجان انگیز تصادف ، سقوط از ارتفاع ، موتور سواری و اتومبیلرانی را تماشا می کنید ، چند فرد با دل و جرات در حال برنامه ریزی برای خلق این صحنه ها در فیلمهای بعدی هستند.
کد خبر: ۵۹۴۲۹

در این گفتگو شما با یکی از طراحان این صحنه ها آشنا می شوید. پیمان ابدی ، عضو تیم اکشن کانسرت - یکی از 4 تیم مهم بدلکاری شهر کلن - است که اگر زبان آلمانی بدانید حتما نام او را در عنوان بندی سریال هشدار برای کبرا - 11 ، پلیس اتوبان ، ماسک و پلیس موتور سوار دیده اید.
ابدی ، بیش از 20 سال است که در شهر کلن آلمان زندگی و تحصیل می کند. او در این شهر در رشته روانشناسی ورزش تحصیل کرده است.این رشته یکی از بخشهای روان شناسی است که سرو کار آن با ورزشکارانی است که به دلیل وقوع اتفاق های ناخوشایند از ورزش می ترسند. او در این رشته تا مقطع دکتری پیش رفته است و دیگر گرفتاری کاری به او اجازه کار نمی دهد. علاوه بر این در زمینه سینما و کارگردانی هم تحصیل کرده است.
ابدی 33 ساله است و علی رغم سالها دوری از ایران ، فارسی را به خوبی حرف می زند و البته به زبان های آلمانی ، ایتالیایی ، اسپانیایی و انگلیسی نیز مسلط است.
گفتگوی ما با او ،عصر روزی انجام شد که چند ساعت بیشتر به پایان اقامت 3 هفته ای او در ایران باقی نمانده بود. او به ایرانی بودن خود افتخار می کند.

پیش از مصاحبه اشاره کردید که فعالیت شما در قالب یک تیم است.این تیم چند نفر است و چه تقسیم کاری در آن وجود دارد؛

در بخش اکشن تیم ما حدود 12 نفر است که 3 نفر از آنها سر پرست و 3 نفر هم بدلکار هستند. تا 4 ماه پیش من بدلکار بودم ولی از آن موقع توانستم رکورد جهانی را بشکنم و به سربدلکار تبدیل شدم.

چه جالب ! این رکورد کجا شکسته شد؛

در صحنه ای از یک فیلم سینمایی باید کتک کاری و تیر اندازی می شد که در آن شخصیتی مافیایی از طبقه هفتم به پایین پرت می شد. قرار نبود من صحنه بدلکاری را اجرا کنم. من فقط سرپرست بودم ؛ اما به دلیل بارندگی شرایط جوری شد که بر خلاف معمول به جای استفاده از تشکهای حاوی کیسه هوا ، باید از جعبه های خالی مقوایی استفاده می کردیم.

  • احتمال مسمومیت شما در یک رستوران 30 درصد ، ولی امکان خطر در کار ما با توجه به محاسبات بسیارکمتر است

  • از تعداد جعبه های زیادی که باید استفاده می کردیم به دلیل بارندگی فقط 100 جعبه قابل استفاده بود و باید در یک مساحت یک متر و 60 در 2 متر و 40 می پریدم. از آن بالا کل مساحت محل پرش فقط اندازه یک قوطی کبریت دیده می شد. هیچ کس حاضر نبود این کار را انجام دهد. من این کار را کردم. چند روز بعد ، از کتاب رکوردهای گینس - که در انگلستان منتشر می شود - به من تلفن کردند و گفتند اگر این کار را دوباره انجام دهم نام مرا در این کتاب ثبت خواهندکرد.
    در 11 سپتامبر امسال در شهر فرانکفورت در حضور 900 نفر از یک ارتفاع 22 متری پریدم و در همان مسیر پرش 3 بار پشتک زدم و در 244 جعبه خالی فرود آمدم.

    چطور شد به آلمان رفتید و از این رشته سر در آوردید؛

    زمانی که دانش آموز بودم علاقه زیادی به ورزش اسکی داشتم. در همان زمان برای ادامه تحصیل به آلمان رفتم.آنجا زمینه اسکی فراهم نبود و من رشته ورزشی شیرجه را انتخاب کردم.

    payman12

    سال 1998 در دانشگاه با یک دعوت از سوی گروهی بدلکار مواجه شدم تا یک صحنه بدلکاری را اجرا کنم. پلی در شهر کلن وجود دارد که حدود 21 متر ارتفاع دارد و عمق آب زیر پل 4.5 متر است. جریان آب در آن بخش از رودخانه خیلی سریع است. در صحنه ای از یک فیلم خانمی که روی این پل بازی می کرد لیز می خورد و پایین می افتد. 25 ساله بودم که این صحنه را اجرا کردم. پس از آن با دعوتهای مختلف گروه بدلکاری برای اجرای این صحنه ها مواجه و مدتی بعد هم عضو ثابت تیم آنها شدم.

    آیا در کار شما تقسیم بندی خاصی وجود دارد؛ مثلا بعضی از شما مثلا در پرش از ارتفاع یا موتورسواری و دیگر کارها نسبت به دیگران توانایی بیشتری داشته باشند؛

    در این رشته افرادی سر بدلکار می شوند که در همه رشته ها تجربه بالایی کسب کرده باشند. مطمئنا ما در همه کارها حرفه ای نیستیم ، اما به دلیل دوره های آموزشی فشرده و امکانات خاصی که در اختیار ما قرار می گیرد ، توانایی های بیشتری نسبت به یک بدلکار معمولی کسب می کنیم. بسته به نوع صحنه ای که قرار است فیلمبرداری شود ، همیشه فرد مشخصی می آید و مثلا صحنه موتورسواری یا ماشین سواری را اجرا می کند ، اما همزمان ما هم تمرین می کنیم تا در صورت آماده نبودن یا بروز مشکل پیش بینی نشده ، کار متوقف نشود.

    تخصص شما در چه زمینه ای است؛

    در ماشین سواری و پرش از ارتفاع مهارت بیشتری دارم.

    کار شما چقدر پرمخاطره است؛

    برای من در شیرجه اتفاق افتاده که آسیب ببینم ، اما در اتومبیلرانی بدترین اتفاقی که برایم افتاد این بود که در یک صحنه رانندگی یک ماشین با سرعت 110 کیلومتر بدون ترمز به ما برخورد کرد و این مساله باعث شد همکارم یک چشمش را از دست بدهد و من هم میله ای از پشت به کمرم رفت و از جلوی سینه ام درآمد. اگر کمی آن طرف تر وارد می شد به قلبم خورده بود و من حالا پیش شما نبودم ؛ اما درباره درصد حوادث با اطمینان می گویم که اگر شما به یک رستوران در جایی از دنیا بروید و غذا بخورید ، احتمال مسمویت شما 30 درصد است ، ولی امکان حادثه دیدن در کار ما با توجه به محاسباتی که انجام می دهیم بسیار کمتر است.

    از افرادی که در این حرفه آسیب می بینند چه حمایت هایی می شود؛

    من در رشته شنا ، شیرجه رو هستم و تا کنون در 17 مسابقه بین المللی در آلمان شرکت کرده ام. به همین دلیل بیمه من با یک بدلکار عادی تفاوت دارد. به عنوان نمونه هر یک از پاهای من 100 هزار یورو بیمه شده است و در صورت بروز حادثه این مبلغ به من داده می شود.

    این کار چقدر خطر دارد؛

    خطر به این مساله بستگی دارد که چقدر روی کاری که می خواهیم انجام بدهیم تمرکز داشته باشیم. اگر بدانیم که یک روز خسته هستیم به هیچ عنوان کار نخواهیم کرد ، چون اگر من صدمه ببینم این صدمه غیرقابل جبران خواهد بود.

    payman4

    چقدراز کار شما با محاسبات ریاضی و فیزیکی همراه است؛

    65 درصد محاسبه ریاضی است و 20 درصد آن نیز به مسائل فیزیکی مربوط می شود. شخصا معتقدم باید 80 درصد از مغز استفاده کنیم و 20 درصد از بدن.

    معمولا چند درصد از بودجه هر فیلم و سریال به جلوه های ویژه اختصاص دارد؛

    ما همیشه ناشناس هستیم. ما می توانیم کار هنرپیشه ها را انجام دهیم ، اما آنها نمی توانند کار ما را انجام دهند ؛ البته این مساله طبیعی است. مجموعا حدود 25 درصد از بودجه یک کار برای صحنه های ویژه پرداخته می شود.

    چقدردر این سریال ها از جلوه های ویژه رایانه ای و میدانی استفاده می شود و مخاطب کدام را بیشتر می پسندد؛

    جلوه های ویژه میدانی همیشه طبیعی تر و برای بیننده هم قابل باور است ، اما کارگردان همیشه مساله مالی را هم باید در نظر بگیرد و براساس آن این صحنه ها را طراحی کند. اگر بودجه تولید زیاد نباشد بناچار بخشی از کار به صورت رایانه ای انجام خواهد شد.

    در ساخت سریال ها شیوه کار چگونه است؛

    صحنه های معمولی را کارگردان خاصی می گیرد و صحنه های اکشن را یک نفر دیگر. این سریال ها محصول یک شبکه خصوصی است. این شبکه تولیداتش را به شبکه آر.تی.ال می فروشد. ما هم یک شرکت خصوصی هستیم. این سریال ها در مرحله تولید به شبکه های مختلف ارائه می شوند و هر شبکه ای که تمایل به خرید داشته باشد ، آن را می خرد.

    ماشین هایی که به هم می خورند اسپانسر دارند؛

    مطمئنا. در آلمان تلویزیون ابزار مهمی برای تبلیغ است. ما ماشین ها را مجانی می گیریم و همه آنها نوست. معمولا 3 ماشین به ما می دهند که یکی مال هنرپیشه اصلی است. یکی برای کار کردن و یکی هم برای موارد پیش بینی نشده است.

    آیا آنها در زمینه استفاده از این اتومبیل ها اعمال نظر هم می کنند؛

    برای آنها مهم این است وسیله ای که در اختیار ماست در هیچ زمانی منفی نشان داده نشود. اگر قرار است ترمز ماشین نگیرد باید حتما نشان داده شود که کسی ترمز آن را دستکاری کرده است. جز این موارد در چیز دیگری اظهارنظر نمی کنند.

    هر قسمت از این سریال ها طی چه مدت زمانی تولید می شود؛

    ساخت هر قسمت از این سریال ها 3 ماه طول می کشد. صحنه های اکشن معمولا 3 قسمت است که بین 2 تا 4 روز کار می شود. ما از دوشنبه تا جمعه کار را آماده می کنیم و شنبه و یکشنبه کار ضبط می شود. چون این روزها اتوبان ها خلوت تر است. گاه آسیب دیدگی هم پیش می آید که سبب طولانی تر شدن کار می شود.بخش اکشن و درام هم همه چیزش با هم فرق می کند. تنها نقطه اشتراک ما گروه فیلمبرداری است ؛ البته دوربین ها هم فرق می کند ، زیرا دوربین های ما دوربین فیلمبرداری است اما دوربین بخشهای عادی دی وی کم است. برای صحنه های آغازی کبرا - 11 حداقل از 5 دوربین استفاده می کنیم.



    رضا استادی
    newsQrCode
    ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

    نیازمندی ها