نمی توانم جای لیلا باشم

زهرا امیرابراهیمی متولد 60 است و عاشق فیلمسازی و البته نمایش و تئاتر، سینما و تلویزیون. داستان های نوروزی ، نذر ، مسیل عشق ، یک اپیزود به نام هشدار ساخته رامبد جوان و بازی در فیلم انتظار از فعالیت های تصویری اوست.
کد خبر: ۵۹۱۲۴

در تئاتر ضمن دستیاری تئاتری به نام «کسی نیست که داستان ها را به خاطر آورد» ، در نمایش های «شب نشینی در جهنم» و « پول» بازی کرده است. «غریبانه» دومین تجربه بازی او با کارگردان سریال های خط قرمز ، مسافری از هند و کمکم کن است که به گفته خودش بعد از بازی در سریال آخری ، بازیگری برای او حالت جدی تری پیدا کرده است.
امیرابراهیمی بعد از ساخت یک فیلم کوتاه اکنون در حال تهیه و ساخت فیلم 15 دقیقه ای دیگری است. لیلا در سریال غریبانه نقش یک دخترک احساساتی و عاشق را بازی می کند.

بازیگری از کجا آغاز شد؛

از سریال داستان های نوروزی به کارگردانی رضا کشاورز.

چرا بازیگری؛

فیلم دیدن ، کنجکاوی کردن و تجربه اندوزی و شناخت از زندگی و آدمهایش در درجه اول برایم جایگاه مهم و اساسی داشت.

و این کنجکاوی و علاقه و کشش از دانشگاه شروع شد؛

بله می خواستم سینما بخوانم ، اما قبول نشدم. راستش برایم سخت بود ، به همین دلیل بازیگری و تئاتر را ادامه دادم که البته تئاتر برایم جایگاه والاتری دارد.

بعد از سریال کمکم کن ، غریبانه دومین همکاری شما با قاسم جعفری (کارگردان) است ، خب این تجربه چگونه بود؛

دومین تجربه بسختی قبل نبود ، هم فشار کمتری بر من بود و هم زمان کمتری را به خودش اختصاص داد ، اما به همان شیرینی بود. این که کسی بداند در کاری موفق می شود و به کارگردان و عواملش اطمینان داشته باشد ، مسلما نتیجه خوب و جذابی هم خواهد داشت.

با آقای جعفری چگونه آشنا شدید؛

آقای جعفری در تئاتر کار مرا دیدند و برای یکی از کارها هم ملاقاتی داشتیم تا این که برای سریال کمکم کن انتخاب شدم.

بهنوش در سریال کمکم کن ، آدم مغرور و خودمحوری بود ، لیلا چطور؛

خب اگر بخواهیم تفاوت میان این دو نقش را بیان کنیم ، خیلی تفاوت هست ، باید بگویم 180 درجه.

و لیلا؛

داستان غریبانه با عشق این دختر شروع می شود ، لیلا احساساتی و عاشق است و آن لجبازی بهنوش را ندارد. لجبازی بهنوش را به خودتان نزدیک می بینید.

حالا چه ویژگی لیلا را شبیه خودتان می دانید؛

فکر می کنم لیلا آدم صبوری است. من تنها 50 درصد صبر لیلا را دارم ، البته با پیشرفت داستان و مریضی سعید اگرچنین مشکلی برای من پیش بیاید ، فکر می کنم سر به بیابان بگذارم.

ابتدای راه بازیگری 30 شب در ماه رمضان روی آنتن بودید. این برای کسی که می خواهد این راه را آغاز کند ، شانس خوبی است؛

30 شب روی آنتن بودن دو حالت دارد، یا خیلی بد است یا خیلی خوب.

  • لیلا و سعید با هم ازدواج می کنند اما... نگویم بهتر است تاخودتان ببینید!

  • با این حال این مساله برای من ترس زیادی به همراه داشت ، چون دغدغه ام بازیگری نیست و اصلا از ابتدا به این مساله توجه نکرده بوم که به خاطر آن در این سریال بازی کنم. و باز هم 10 شب محرم با سریال غریبانه! خب همان طور که گفتم به خاطر مناسبتی بودن این کار است که چند شب روی آنتن باشم.

    خوب این کار چگونه بود؛

    به کارگردان و گروه اعتماد داشتم و می دانستم نتیجه آن آبرومندانه است.

    پس ابتدای راه با شهرت میانه خوبی ندارید؛

    به نظر من شهرت باعث می شود آدمها خراب شوند و از انرژی خودشان کمتر استفاده کنند ، البته این اتفاق برای همه نمی افتد.

    بالاخره بازیگری خوب است یا بد؛

    بد هم نیست. به قول شما 30 شب یا 10 شب روی آنتن بودن باعث می شود مردم یادشان بماند.خود من هم سریالی که 10 شب روی آنتن باشد را بیشتر پیگیری می کنم تا از نتیجه آن سردرآورم.

    فکر می کنی برای زهرا امیرابراهیمی چنین اتفاقی خواهد افتاد؛

    فکر نمی کنم چنین اتفاقی رخ بدهد و اگر هم قرار است این اتفاق برای من بیفتد ، امیدوارم در زمینه فیلمسازی به جایی برسم نه بازیگری ؛ اما همان طور که گفتم من درگیرش نمی شوم. شهرت چیزی است که یک مهندس کامپیوتر هم می تواند داشته باشد.

    میان کمکم کن و غریبانه ، کدامیک را انتخاب می کنید؛

    هر دو کار را دوست دارم. به نظرم از کارهای معقول و خوبی هستند ، ضمن این که مونتاژ غریبانه را تا آخر ندیده ام.

    با این که تجربه بازی در تلویزیون و سینما را دارید ، کدامیک برایتان جایگاه مهمتری دارد؛

    خب من مخالف تلویزیون نیستم. به نظر من بهتر از سینماست ، اما جدای از این دسته بندی ها هر کاری که فرهنگ جامعه را بالا ببرد ، کار خوبی است.

    حال چه رسانه همه گیری مثل تلویزیون باشد یا رسانه ای مانند سینما که مخاطبان خاص خودش را دارد. چقدر اهل سینما رفتن هستید؛

    کم ، اما یک عشق خالصانه به تئاتر دارم و برای دیدن نمایش روی صحنه پرهیجان می شوم.

    از نظر شما بازیگر چه کسی است؛

    یک تعریف عامیانه دارد. به معنای زندگی کردن به جای آدمهای مختلف و رفتارهایی که غیر از رفتارهای معمولی ما باشد اما راجع به خودم می گویم که خیلی مانده حتی تا به این تعریف برسم.

    حالا لیلا آخر به عشقش می رسد؛

    بله. با هم ازدواج می کنند ، اما...

    حتما پایان تلخ دارد؛

    بله ، بهتر است خودتان ببینید. نگویم بهتر است.

    و غیر از فیلمسازی ، چه آرزویی دارید؛

    آرزو می کنم ، از لحظه لحظه زندگی ام نهایت استفاده را ببرم ، به طوری که انتهای عمرم وقتی به عقب برمی گردم به خودم نگویم که نفهمیدم زندگی ام چگونه گذشت.

    راستی اگر در سریال مسافری از هند بودید ، دوست داشتید نقش چه کسی را بازی کنید؛

    من متاسفانه مسافری از هند را ندیدم.

    و کار جدید؛

    در فیلمی به کارگردانی مجتبی راعی قرارداد بسته ام که بعد از ایام عید شروع می شود.



    مریم درستانی
    newsQrCode
    ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

    نیازمندی ها