آموزش و پرورش در ظرفیت کارکردی خود به عنوان مولد نیروی انسانی ماهر و عامل عمده
جامعه پذیری تلقی می شود. جامعه شناسان اخیرا نسبت به جنبه سیاسی ایدئولوژیکی آموزش و
پرورش توجه بیشتری مبذول کرده اند. مقیاس نهادهای تعلیم و تربیت در جهان سوم ، اغلب پس
از حجم نهادهای نظامی قرار می گیرد. در نتیجه در زندگی سیاسی این کشورها سازمانهای آموزش
و پرورش موقعیت برتری دارند. از آموزش و پرورش به مثابه یک خرده سیستم دولتی برای
مشروعیت بخشیدن به نظام استفاده فراوان می شود. در این شرایط آموزش ترجمان ایدئولوژی
است.
2
رژیم پهلوی ، با پشتوانه نظامی به قدرت رسید. این عامل و همچنین عناصری از قبیل مداخله
قدرتهای خارجی در حفظ این رژیم و کنترل اقتدارگرایانه این دودمان از عوامل مشروعیت زدای
این رژیم بودند. پهلوی برای مشروعیت بخشیدن به خود، علی رغم بحران مشروعیت ادعای
نوگرایی می کرد. برای نمونه رضاشاه ، پدر ایران مدرن خوانده می شد!
در رژیم پهلوی آموزش به عنوان عامل اصلی مشروعیت زا استفاده شد. پهلوی دوم ترجیح
می داد که حکومتش به عنوان گسترش دهنده آموزش معروف شود و به همین دلیل به مناسبت
جشنهای 2500 ساله شاهنشاهی بنای 2500 مدرسه را وعده داد. از طرف دیگر این رژیم از
آموزش برای به تعویق انداختن دموکراسی استفاده می کرد. در اوایل سال 1944 نقل شد که شاه
معتقد است دموکراسی حقیقی تنها در گرو آموزش ملت است.
3
از نظر آیت الله خمینی نظام آموزش مدرن نقطه اتکای وابستگی فرهنگی بود که سنت اسلامی
کشور را تخریب می کرد. او پیوسته نظام آموزشی را به خاطر عدم وجود محرک اخلاقی محکوم
می کرد.
بنابراین ، در بحث ایدئولوژی رژیم پهلوی و مخالفان مذهبی او، آموزش مساله مهمی بود. لذا
برای فهم مضمون ایدئولوژیکی آموزش ، تحلیل محتوایی کتابهای درسی پایه از اهمیت
فوق العاده ای برخوردار است ; زیرا این کتابها، عنصر اصلی تعلیم و تربیت و کلید فهم بهتر مولفه
آموزش فرهنگ سیاسی به حساب می آیند.
4
بنابراین لازم است که تحلیل محتوایی از کتابهای درسی صورت بگیرد. این کار را رسول نفیسی در
مقاله «آموزش و پرورش و فرهنگ سیاسی در جمهوری اسلامی ایران» آورده است 5 که ما به دلیل
ضیق مجال از ذکر آن درمی گذریم. خلاصه آن که جدول زیر بالاترین درصد و فراوانی مضامین
سیاسی - ایدئولوژیکی کتابهای درسی نظام پهلوی را نشان می دهد.
6
اگر کسی متن کتابهای دوره پهلوی را ورق بزند، دو خصیصه بسیار برجسته توجه او را جلب
می کند:
1- تاکید بر تصویر خاندان سلطنت: 4 صفحه اول همه کتابها از تصویر شاه ، پسر، همسر و خواهر
او پر است.
2- ستایش از مدرنیزه کردن کشور: در حقیقت این امر در قالب معرفی طرحهای
پرزرق و برق ارائه شده است. 14 درصد از مضمون ها به تبلیغات مستقیم دولت اختصاص داده
شده است ; جایی که محوریت نقش شاه در مدرنیزه کردن کشور مجددا مورد تاکید قرار گرفته
است.
در این کتابها اولویت به اسطوره های پارسی (قبل از اسلام) داده شده (39 درصد) و بیش از 13
قرن ایران اسلامی هیچ توجهی را به خود جلب نکرده است. زکریای رازی شیمیدان و ابوعلی
سینا فیلسوف و فیزیکدان که دو تن از شخصیت های مهم سده های میانی در ایران بوده اند، اگر
معرفی می شوند، تاکید بر ایرانی بودن آنهاست و این حقیقت که آنها کتابهایشان را به زبان عربی
نوشته اند مورد بحث قرار نگرفته است.
همچنین مضامین میهن پرستانه در مجموع 23 درصد را به خود اختصاص می دهد. (نظیر بیان
داستان آرش کمانگیر و کاوه آهنگر) 14 درصد از آن عشق به میهن خویش و 9 درصد دیگر
بیان کننده میهن پرستی افراطی است.
در مجموع توجه به فرهنگ ایرانی برای این بود که برای نظام پهلوی مشروعیتی به دست بیاورد.
زیرا این رژیم برخلاف سلسله های قبلی می کوشید خود را با آمیزه ای از ایدئولوژی نوگرایی و
شکوه امپراتوری ایران باستان مشروعیت بخشد که در مجموع 53 درصد مضامین کتب درسی به
این بحث اختصاص یافته بود.
از طرف دیگر تبلیغات حکومت به تلاشهای وی در مدرنیزاسیون و گرایش به فرهنگ غرب
معطوف بود. مدرنیزاسیون مکتبی بود که از غرب و مخصوصا امریکا به کشورهای جهان سوم راه
یافت و مدعی بود می تواند کشورهای جهان سوم را به سطح کشورهای توسعه یافته برساند: به
شرطی که این کشورها همان راهی را طی کنند که کشورهای غربی طی کرده اند! از لحاظ فرهنگی
معنای این گفته این بود که باید فرهنگ کشورهای جهان سوم به کشورهای غربی نزدیک شود. این
همان چیزی بود که «مساله وابستگی»7 نامیده شد.
این موضوع به طور واضح بر مسائل و موضوعات مورد بحث توسط اقشار شهری سیاسی ،
مخصوصا روشنفکران و دانشجویان ، سایه افکنده بود. بنابراین همان طوری که زنیس در سال 1971
یادآورد شد ، تنها مساله سیاسی ایران آن روز، دخالت خارجی در حاکمیت ایران و ارتباط
آنها با سیاست داخلی بود.
شاه در عین حالی که متقاعد نمی شد ساختارهای سیاسی خشک را تغییر دهد. به طور جدی
خواهان دگرگونی فرهنگی جامعه بود. تغییری که براساس برداشت سطحی از «غربی شدگی»8
بود. این دگرگونی در مورد نظام آموزشی ، اوقات فراغت ، فیلم ، پوشیدن لباس ، روابط با جنس
مقابل و... هم خودنمایی می کرد. داریوش همایون ، وزیر اطلاعات و جهانگردی شاه ، در انتقادش
از چنین سیاست هایی اظهار داشت:
در چنین کوششی برای مدرنیزاسیون ، برنامه های موسیقی رادیو، نمایش های تلویزیون ،
فستیوال های فیلم ، کالاهای مصر و طرحهای پرخرج (فقط به منظور وارد کردن گوشه ای از
پیشرفت های امریکا و اروپا) و به طور آشکار سازمان های مدل غربی ، همه به جای این که افکار
مردم را دگرگون سازند و به آنها کمک نمایند تا بیشتر به قالبهای ملی فکر کنند و براساس راههای
علمی ، عمل کرده و گام بردارند ، حرکت ، انرژی و پول مردم را به هدر دادند.
رشد کیفی رسانه های جمعی در دوره بعد از 1963 باید باتوجه به این سیاست مورد نظر قرار
گیرد. در طول دهه 1960 شمار دارندگان رادیو از دو میلیون به چهار میلیون و تلویزیون از 120.000
به 1.700.000 افزایش پیدا کرد. طبق تحقیق آصف بیات ، در میان کارگران
کارخانه های تهران ، 80 درصد دارای یک دستگاه تلویزیون در خانه بودند. سینما به عنوان یک
وسیله قوی برای جامعه پذیری سیاسی مورد استفاده قرار گرفت. براساس یک برآورد پیرامون
برنامه های برای که در اوایل دهه 1970 در تلویزیون ملی ایران اجرا شد، 8 برنامه از 50 برنامه ،
سریال های ساخت امریکا بودند. فروپاشی سریع فرهنگ بومی سنتی و ورود جنبه های سطحی و
گزینشی فرهنگ غرب باعث بروز از خودبیگانگی و ناهنجاری شد که این همه به نوبه خود
منحصر به سرخوردگی ، خشم و طغیان مخصوصا در میان اقشار شهری شد.
9
فرهنگ در جمهوری اسلامی
به گفته نویسندگان بیگانه با انقلاب اسلامی ، ایدئولوژی اسلامی و یا به طور جامع تر فرهنگ
سیاسی که در بطن فرهنگ گسترده تر اسلامی می باشد، عامل اصلی پیروزی نهضت اسلامی نه
تنها علیه شاه بلکه علیه متحدان ائتلافی نهضت اسلامی]که بعدا در صف مخالفان قرار گرفتند[اعم از ملی گرایان لیبرال ، سوسیالیست ها، کمونیست ها و سوسیالیست ها و لیبرال های اسلامی
مخالف بوده است.
10
بنابراین طبیعی است که فرهنگ اسلامی ، به عنوان یک مساله محوری در جمهوری اسلامی
مطرح باشد. از طرف دیگر انقلاب اسلامی با عنایت به این مطلب که هر عملی زیربنای فکری
مناسبی را می طلبد علاوه بر بذل توجه به احیای ارزشهای اسلامی در ابعاد سیاسی ، اقتصادی و
اجتماعی بر فرهنگ جامعه و اصلاح آن بیش از هر چیز دیگری تکیه داشت.
11
انقلاب ایران این فقط بود که اصولا با برخورد فرهنگی - سیاسی و نه با توسل به راه حلهای
خشونت آمیز و درگیری های مسلحانه علیه رژیمی صورت گرفت که از یک هژمونی فرهنگی -
ایدئولوژیکی برخوردار نبود. لذا زمینه سازی فرهنگی برای پیروزی انقلاب اسلامی باید از همان
شروع مبارزات قبل از انقلاب اسلامی صورت می گرفت.
بیش از هر چیز، لازم بود که برداشت های اجتماعی و سیاسی جدید از فرهنگ اسلامی صورت
بگیرد. این کار در اوایل دهه 1330 هجری شمسی انجام شد. در اوایل این دهه کوششهای
پراکنده ای برای گنجاندن برداشت های اجتماعی و سیاسی جدید به شرع اسلام صورت گرفت.
بعلاوه ، این کار عکس العملی در برابر ظهور مکاتب سیاسی سکولار (مارکسیسم ، لیبرالیسم ،
ناسیونالیسم) و همچنین نفوذ فزاینده غرب در ایران بعد از کودتای 28 مرداد 1332 بود.
N.G.Oهای اسلامی بعد از مرگ آیت الله بروجردی ، شرایط برای این مقصود مهیاتر شد.
گروهی از دانشمندان و علمای اصلاح طلب و سیاستمدار شیعه که به وسیله مرتضی مطهری
رهبری می شدند، فرصت را مغتنم شمرده و استدلالات اصلاحگرایانه خود را طبق شرایط
دگرگون شونده ایران معرفی کردند. استدلالات آنها در یک سری از سخنرانی های عمومی در
جلسات ماهانه انجمن اسلامی مهندسین ، مطرح شد.
بسیاری از این بحثها، عبارت بود از: حکومت در اسلام ، ضرورت استقلال مالی روحانیت ، نگاه به
اسلام به عنوان یک الگوی کامل زندگی ، ضرورت جذب و هدایت جوانان ، ضرورت عمل
جمعی. مخصوصا مقاله ای از علامه طباطبایی درباره ولایت بود که فلسفه سیاسی را به ضرورت
فرمانروایی سیاسی به وسیله یک فقیه گسترش می داد.
تلاش مهم دیگر برای تدوین تعبیر سیاسی - ایدئولوژیکی از اسلام ، تالیف کتابی سه جلدی بود
تحت عنوان «مکتب شیعه» بود که به وسیله گروهی از متفکران اسلامی با هدف جوابگویی به
ضرورت «احیا و حیات تفکر مذهبی» از طریق تاسیس یک موسسه تبلیغاتی بزرگ اسلامی انتشار
یافت. در این مقطع ، تحول دیگر، تاسیس حسینیه ارشاد در تهران بود که سخنرانی های عمومی
ترتیب می داد و مخصوصا فعالیتهای خود را بر مسائل مربوط به جوانان تمرکز می کرد.
12
در ایران بعد از انقلاب ، جمهوری اسلامی ، فرهنگ شیعی را با سیاست درهم آمیخت و آن را به
تنها فرهنگ سیاسی منسجم تبدیل کرد که به صورت سیستماتیک نهادینه شد.
13
انقلاب اسلامی
به سوی تجدید سازمان اساسی جامعه ایران پیش رفت و بلافاصله بعد از به دست گرفتن قدرت
سیاسی توسط روحانیت ، تمام سیستم سیاسی ، زندگی اجتماعی ، ایدئولوژی و فرهنگ شروع به
تغییر کردند. جمهوری اسلامی با به دست گرفتن موقعیت مسلط در کنترل دولت ، تحول فرهنگی
را خیلی جدی پیگیری کرد و کوشید که فرهنگ سیاسی خود را براساس اسلام نهادینه کند.
رابطه دین و دولت
از طرف دیگر در نوشته ها نیز سعی شد که رابطه دین و دولت تبیین شود. از آن جمله در
نوشته های تاریخی بعد از انقلاب ، برجسته ترین ویژگی های تحلیل تاریخی ، ارائه دیدگاه رابطه
دین و دولت در هر مقطع تاریخی است. هدف ، تئوریزه کردن تاریخ بر مبنای نحوه تفکر دینی هر
دوره و ارتباط آن تفکر با مساله دولت و حکومت بوده است. توجه به عامل دین و تفکر دینی در
تاریخ نویسی بعد از انقلاب ، شاخص ترین ویژگی به شمار می آید. از جمله پژوهشهای تاریخی ،
ایدئولوژیک بعد از انقلاب اسلامی ، آثاری است که از طرف متفکران مسلمان منتشر شده است.
در این زمینه تلاش بر این است که نشان داده شود، اسلام ، مکتبی همه جانبه است که کلیه
عرصه های حیات اجتماعی اعم از سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی را در بر می گیرد و برای شکل
حکومت و روابط با انسانها الگو و نمونه هایی دارد. در این دیدگاه ، تبیین تاریخ صدر اسلام اهمیت
بسزایی پیدا می کند. لذا در این زمینه بسیاری از آثار منتشر شده مربوط به صدر اسلام ، مستقیم یا
غیرمستقیم به زندگی و دوران حکومت امام علی (ع) مربوط می شود این آثار مهجور تجدیدچاپ
شد و حیات دوباره یافت. مثلا کتاب امام علی (ع) نوشته «عبدالفتاح عبدالمقصود» بارها
تجدیدچاپ شده است. توجه به دوران امام علی (ع) از آن دوست که اولا آن حضرت تنها امامی
بود که توانست به مدت چهار سال و چند ماه حکومت کند. ثانیا از نظر این نویسندگان 3 جریان
عمده فکری ، اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی آن دوران ; یعنی قاسطین ، مارقین و ناکشین یک بار
دیگر باید مورد بررسی قرار گیرند ، زیرا جریانات مشابه ، در ایران بعد از انقلاب نیز وجود دارد و
برای شناخت آنها در تاریخ معاصر، مرور مجدد آن دوران ضرورت دارد.
14
بنابراین ، بررسی سیر تکوینی پیروزی انقلاب اسلامی نشان می دهد که یکی از ویژگی های اساسی
این انقلاب جنبه فرهنگی و دینی آن می باشد. اگرچه تمامی انقلابها اهداف فرهنگی خاصی را
تعقیب می کنند. ولی در انقلاب اسلامی بیشترین شعارها متوجه ابعاد فرهنگی است. مقایسه
نیروهای انقلاب ، رهبری ، شعارها و انگیزه های مردم با دیگر انقلابها به وضوح این تفاوت را نشان
می دهد. مطالعه و تحقیق در بیانات ، اعلامیه ها و کتب حضرت امام خمینی (ره) در طول چهل
سال قبل از پیروزی انقلاب ، اهمیت ، حساسیت و ضرورت توجه بسیار به این موضوع را به خوبی
نشان می دهد.
یک تحلیل محتوایی از کتب درسی در جمهوری اسلامی میزان توجه به فرهنگ اسلامی را در این
نظام بیشتر روشن خواهد کرد.
بیشترین فراوانی مربوط به «ایمان اسلامی» است که 35 درصد را به خود اختصاص داده است.
موضوع دوم که بیشترین فراوانی را دارد الله می باشد (32 درصد). شهادت نیز 9 درصد را در بر
می گیرد.
تحول عمده دیگری که در محتوای کتب جمهوری اسلامی (فارسی دوره ابتدایی) رخ داده است ،
شرح مضامین ضدسلطه است که 24 درصد از محتوای کتب را شامل می شود. در مقابل گرایش
نهفته عشق به اقتدار شاه و دولت که در کتب درسی رژیم سابق وجود داشت ، در رژیم جدید
مضامینی نظیر انقلاب ، قیام علیه حاکم جائر، همدردی با فقرا و ستمدیدگان و مبارزه با نابرابری
فراوانند. همدلی با مردم فلسطین در کتاب فارسی سال سوم نشان دهنده اقبال عمومی به مضمون
«ستمدیدگی» است.
به رغم کتابهای درسی دوره پهلوی که تصاویر شاه ، فرح ، ولیعهد و خواهرش را در ابتدای کتاب
داشت ، تا قبل از ارتحال امام خمینی تاکیدی بر ارجاع به ایشان نبود 15 و حتی ایشان اجازه
ندادند تصویرشان بر روی اسکناس ها نیز چاپ شود و به روزنامه ها نیز تاکید کردند از عکس
ایشان تا حد امکان استفاده نکنند.
همان طور که در جدول مشاهده می شود ، مضامین اسلامی (ایمان ، الله ، شهادت) حدود سه
چهارم مضامین را به خود اختصاص داده است و این نشان می دهد که در جمهوری اسلامی ،
فرهنگ مورد توجه زیاد قرار گرفته است و برخلاف نظام پیشین که گرایش های فرهنگی به سوی
نظام شاهنشاهی ایران باستان ، ایرانگرایی ، غرب باوری ، شاه محوری و مدرنیزاسیون بوده است ;
در نظام اسلامی برعکس نه تنها به این موضوعات پرداخته نشده ، بلکه تاریخ ایران بعد از اسلام
مورد توجه قرار گرفته است.
همزمان ، توجه به فرهنگ اسلامی با از بین بردن تعصبات ضدعربی
از مضامین کتب توام بوده است.
برخلاف نظام قبلی که احساسات ضدعربی را از طریق محتوای
کتب درسی در میان دانش آموزان تشدید می کرد و در واقع سعی می شد که فرهنگ ایران باستان
در مقابل فرهنگ اسلامی عربی قرار بگیرد ، در اینجا فرهنگ ایران و فرهنگ عربی اسلامی در
یک تعامل سازنده با هم درآمیخته اند.
17
همان طوری که در جدول های شماره 1و 2و می بینیم ، در کتب نظام جمهوری اسلامی (دوم تا
پنجم ابتدایی) به شخصیت امام خمینی کمتر پرداخته شده و در کنار آن ، مضامین مربوط به
فرهنگ اسلامی بیشترین درصد را به خود اختصاص داده است. این مساله ، نشاندهنده این است
که در نظام جمهوری اسلامی مقوله فرهنگ از اهمیت زیادی برخوردار است و اشخاص در
مقایسه با مضامین اسلامی کمتر مورد اشاره قرار گرفته اند. این در حالی است که در کتب درسی
نظام پهلوی تمجید از شاه و نظام شاهنشاهی درصد زیادی را به خود اختصاص داده است.
همچنین در آن کتابها، تبلیغات درباره مدرنیسم نیز غیرمستقیم
تمجید از شاه محسوب می شد. زیرا وی خود را پیشتاز ایران مدرن می نامید.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سردار حسین رحیمی - رئیس پلیس امنیت اقتصادی فراجا
دکتر کتایون نجفیزاده | مدیرعامل انجمن اهدای عضو ایرانیان
ناصر ایمانی | تحلیلگر مسائل سیاسی
محمدکاظم آلصادق | سفیر جمهوری اسلامی ایران در بغداد