آگاهی‌بخشی؛ مهم‌ترین کارکرد تلویزیون

در میان رسانه‌های بصری و به لحاظ میزان جذب مخاطب، تلویزیون برنده بلامنازع و رقیبی بی‌بدیل است. تاکنون به بخشی از اثرات آن که به تعبیر و تحلیل بسیاری از کارشناسان و صاحب‌نظران می‌تواند مخرب و منفی تلقی شود، در حد دانستن آنچه در این نوشته لازم به نظر می‌رسد، پرداخته‌ایم. تاثیراتی که بخشی از آنها می‌تواند به‌گونه‌ای فیزیکی تلقی شود؛ از‌جمله بینایی، خستگی و خواب‌آلودگی کودکان و ایجاد اضطراب، ناآرامی و....، بخشی دیگر عاطفی است مثل ترس، هیجانات و بروز رفتارهایی متعاقب آنها، نگرانی و احساس نداشتن امنیت، ندیده گرفتن بزرگسالان، فاصله‌گذاری و دوری و... و نیز بخشی به تأثیرات شناختی کودک بازمی‌گردد که در واقع همان تاثیرات آموزشی، تربیتی، فرهنگی و... است.
کد خبر: ۵۸۵۰۷۸

بسیاری از کارشناسان رسانه بر این باورند که تلویزیون با گستردگی در جذب مخاطب و نیز تاثیر فراگیر و جذابیت منحصر به فردش در جوامع، می‌تواند محملی مناسب برای به تبلور رساندن آرا و اندیشه‌هایی باشد که مد نظر بوده و در راستای تبیین اهدافی گام بردارد که جریان‌سازی مطلوب را به منصه ظهور برساند. این حوزه‌ای است که در آن کارشناسان امیدوارند بتوانند به اثرات سودمند و گسترده تلویزیون در زمینه آموزش و تربیت، فرهنگسازی، کمک به خودباوری و خودشناسی کودک، بروز استعدادها و هدایتشان، پرورش خلاقیت‌ها و جهت‌بخشی به خلاقیت‌های فردی کودکان، حفظ و ابقای ارزش‌ها و آرمان‌ها، انتقال آیین‌ها، باورها و... در خوانش‌هایی که بتواند در ساختار برنامه‌ها با کودک تعامل داشته باشد، دست زنند. برای نمونه از سال‌ها پیش یعنی اوایل دهه 50 میلادی، در تحقیقاتی که پیرامون تاثیرات تلویزیون بر کودکان در ایالات متحده صورت گرفته، سرفصل‌هایی مطرح شده است؛ مثلا آیا تلویزیون نسلی آگاه‌تر را پرورش می‌دهد؟ استفاده از تلویزیون در مدارس به کودکان یاری می‌رساند یا خیر؟ آیا تلویزیون فعالیت‌های فکری و حرفه‌ای کودکان را تحت‌‌تاثیر قرار می‌دهد؟ تلویزیون سطح سلیقه و ذائقه کودکان را پایین می‌آورد یا بالا می‌برد؟ آیا تلویزیون تصویر دقیقی از زندگی ارائه می‌کند یا خیر؟ آیا تلویزیون موجب بلوغ زودرس کودکان به لحاظ فکری می‌شود؟ آیا تلویزیون کودک را منفعل می‌کند؟ خشونت ارائه شده در برنامه‌ها چه تاثیری بر کودک خواهد داشت؟ تلویزیون بزهکاری در نوجوانان را افزایش می‌دهد؟ تلویزیون سبب کناره‌گیری کودک از مناسبات زندگی در جریان و زندگی خانوادگی می‌شود؟ اعتیاد به دیدن برنامه‌های تلویزیونی چیست؟ و... برای یافتن پاسخ این پرسش‌ها و نیز پرسش‌هایی که متعاقب رواج بازی‌های رایانه‌ای و استفاده از اینترنت در جهان شکل گرفت، رویکردهایی اتخاذ شد. اتفاقا در همین فرآیندهایی که به مطالعات موردی می‌پرداخت، سویه‌های دیگری که تأثیرات سودمند و مفید نام گرفت نیز بازخوانی و بازشناسی شد.

اما همواره معضلاتی برسر راه قرار داشته و دارد. این‌که تفاوت دیدگاه و نگرش در سیاست و سیاستگذاری کلان در عرصه‌های فرهنگی و مطالعات آن، خط‌مشی‌های نظام و قدرت‌های حاکم، نقطه نظرهای آیین‌ها، باورها، دین و ارزش‌های معنوی و اولویت‌های در دستور کار هر‌سیستم و نظامی که رسانه‌ها و بویژه تلویزیون‌ها را در اختیار دارد، از دیرباز همواره تعارض و افتراق فاحش و ملموس صاحبان تفکر و نظریه‌پردازان عرصه‌های رسانه، تعلیم و تربیت، مطالعات فرهنگی، مردم‌شناسی و قوم‌شناسی، جامعه‌شناسی، اقتصاد، دین‌پژوهی و... را به دنبال داشته و در واقع در تضاد با آنچه رویکرد نظام‌های حاکم برای به کارگیری و بهره‌برداری از رسانه نامیده می‌شود، قرار گرفته است. در نتیجه سیاستگذاری برای تولید برنامه‌های کودکان و نوجوانان همزمان در جامعه‌ای مثبت و همان روند و سیر در جامعه می‌تواند منفی ارزیابی شود، در ابتدایی‌ترین شکل مواجهه با این نوع چارچوب‌ها می‌توان چنین در نظر گرفت که این برنامه‌ها و تاثیراتشان به خودی خود و تنها زمانی که در خود جوامعی بررسی شود که برنامه‌ها به فراخور سیاستگذاری، شناخت مخاطب و فرهنگ‌سازی تولید شده است. در واقع این مباحث تا جایی مورد تحلیل قرار می‌گیرد که آسیب‌شناسی و تعامل مورد نظر را تامین کند، در ساختار کلی جامعه جایگاه خود را بیابد، اثر بخشی مثبت آنها بیش از اثربخشی منفی‌شان به اثبات برسد و الگویی را به خود اختصاص دهند، اما با از بین رفتن مرزها و دستیابی به دیگر رسانه‌ها، آن هم در جغرافیا و تاریخ و جامعه‌ای دیگر، حال فقط ساختار و شکل برنامه و محصول نیست که اهمیت دارد، بلکه محتوا و مضامین، نوع برخورد با موضوعات، نگرش و تفکر پشت برنامه‌سازی و محصول و... نیز اهمیتی بسزا می‌یابد. مفهوم و معنای مثبت و منفی در فرهنگ‌ها و خرده‌فرهنگ‌ها، بسیار با یکدیگر متفاوت است و به همین دلیل نمی‌توان الگویی واحد را برای برنامه‌سازی در کشورهای مختلف در رویارویی با نسل تازه ارائه کرد و تعمیم داد.

آنچه به عنوان تهاجم در عرصه‌های فرهنگی از آن نام می‌برند، همین تفاوت بنیادی و ریشه‌ای است که از تفکر و اندیشه‌ای که ساحت جامعه و فرهنگ آن را می‌سازد، نشأت گرفته است.

برای روشن‌تر شدن بیشتر این موضوع و برشمردن تفاوت‌ها به سر فصل‌های مهمی اشاره خواهیم داشت. تفاوت نظام‌های حکومتی و مدل‌های حکومتی در کشورها با یکدیگر، تفاوت‌های فرهنگی و اجتماعی، تفاوت‌های دینی و باورها و ارزش‌های معنوی، تفاوت در سیستم آموزشی و پرورشی، تفاوت ماهوی در تعریف و جایگاه انسان، اساطیر و کهن الگوها، روایات و داستان‌ها، تاریخ و خوانش‌های تاریخی و... اما یافتن زبان و بیان مشترک برای تعامل کودکان با یکدیگر از خلال رسانه‌ها و در شکل متعالی آن هنر؛ نکاتی که در استفاده از برنامه‌ها و محصولات تولید شده باید آنها را لحاظ کرد.

شبنم میرزین‌العابدین

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها