افراط و تفریط در تشویق ها و انتقادها

اتحاد شکننده در فوتبال ایران

کرش دیگر دیکتاتور نیست، دیگر کسی به او اشکال چندانی وارد نمی‌کند، حالا او قهرمان فراموشکارانی شده است که در صورت ناکامی تیم ملی در راه مقدماتی جام‌‌جهانی با در پیش گرفتن فرهنگ افراط و تفریط او را به رگبار انتقادها می‌بستند.
کد خبر: ۵۷۷۸۳۵
اتحاد شکننده در فوتبال ایران

دیروز و امروز فوتبال ایران یکسان نیست، این را می‌توان از شرایطی که این روزها به وجود آمده است بخوبی متوجه شد. فضای موجود در فوتبال ایران کاملا تغییر کرده است، اکنون دیگر خبری از تنش‌های چند ماه گذشته نیست و انتقادهای سرسختانه‌ای که نسبت به کرش و تیم ملی می‌شد جای خود را به حمایت‌های همه‌جانبه از مرد پرتغالی و شاگردانش داده است. اگر هم انتقادی صورت می‌گیرد بسیار تلطیف شده و کاملا متفاوت از آنچه دو ماه پیش بیان می‌شد، است.

انتقادهای چند ماه پیش با کلماتی همچون دیکتاتور، مخرب، مغرور، خودخواه و واژه‌هایی با بار معنایی منفی همراه می‌شد، اما امروز این کلمات جای خود را به قهرمان، حرفه‌ای، کاربلد، استاد و کلمات مثبت و مطلوب دیگری داده‌اند.

کرش دیگر دیکتاتور نیست، دیگر کسی به او اشکال چندانی وارد نمی‌کند، حالا او قهرمان فراموشکارانی شده است که در صورت ناکامی تیم ملی در راه مقدماتی جام‌‌جهانی با در پیش گرفتن فرهنگ افراط و تفریط او را به رگبار انتقادها می‌بستند. این فراموشکاران فقط زمانی که آسمان فوتبال صاف و آفتابی است مهربان می‌شوند در غیر این‌صورت برای انتقاد‌کردن از کسانی که در شرایط سختی قرار گرفته‌اند حد و مرزی قائل نیستند. حالا وقت متحد‌شدن است، البته متحد‌شدنی کاذب.

فرهنگ مطلق‌گرایی فوتبال ایران

این است اتحاد فوتبال ایران. بیشتر چهره‌های فوتبالی فقط زمانی با یکدیگر متحد می‌شوند که همه چیز بر وفق مراد باشد. اتحاد وقتی صورت می‌گیرد که نه استرسی در کار باشد نه تیم ملی در مقدماتی جام‌‌جهانی کارش به اما و اگر کشیده شده باشد. تیم ملی فوتبال با چنین اتحاد کاذبی می‌خواهد به جام‌‌جهانی برود، اتحادی که اگر روزهای تیره و تاریکی از راه برسد و ایام دیگر به کام نباشد بسرعت گسسته می‌شود. حمایت‌های کنونی از تیم ملی فوتبال بسیار خوشایند است، اما شاید کمتر کسی متوجه باشد این حمایت‌ها زاده همان تفکرات مبنی بر افراط و تفریط است. فرهنگ مطلق‌گرایی در فوتبال ایران به اهالی این رشته دستور می‌دهد بدون هیچ تفکری در روزهای خوب با هم مهربان باشند و دست یکدیگر را بگیرند، اما به محض بروز مشکلات به یکدیگر بتازند. حالا گذشت زمانی که همه به تیم ملی و بازیکنانش می‌تاختند، اکنون نوبت تکریم و تقدیس است.

فوتبال ایران حد وسط ندارد، به عنوان مثال شادی‌هایی که پس از پیروزی‌های تیم ملی به وجود می‌آید و مدح و ستایش‌هایی که به این مناسبت صورت می‌گیرد به همان اندازه انتقادها و حمله‌هایی که در روزهای شکست و پر از تلخ فوتبال ملی به وجود می‌آید غیرمنطقی است. این اوضاع نشان می‌دهد بر خلاف شرایطی که اکنون در فوتبال ایران وجود دارد اتحاد و همبستگی در فوتبال وجود ندارد. جمع زیادی از مربیان، پیشکسوتان و کارشناسان فوتبال ایران مخالف کرش بودند، اما حالا همراه او هستند. کرش قرار است با کسانی به جام‌‌جهانی برود که هر چند وقت یک‌بار رنگ عوض می‌کنند.

تفاوت تیم ملی ایران با دیگر تیم‌های ملی

تیم ملی در حالی با این شرایط نامطلوب به جام‌‌جهانی می‌رود که تیم‌های صاحب سبک فوتبال دنیا با حمایت‌های سازماندهی شده که اتحاد کارشناسان و پیشکسوتان آن کشور بخشی از این حمایت است به جام‌‌جهانی می‌روند. این حمایت فقط مختص به ایام جام‌‌جهانی نیست، در همه اوقات سال وجود دارد.

تیم ملی آرژانتین با اتحادی سازمان یافته که مارادونا در صدر اعضای این اتحاد قرار دارد در طول سال دیدارهای رسمی و غیررسمی خود را برگزار می‌کند. پله پشت سر تیم ملی برزیل قرار دارد، در آلمان بکن باوئر سردمدار حامیان تیم ملی آلمان است، تیم ملی فرانسه نیز گروهی سازمان یافته متشکل از زیدان، تورام، دسایی و چند بازیکن سرشناس و بازنشسته فوتبال فرانسه را پشت سر خود می‌بیند. به همین ترتیب سایر تیم‌های ملی بزرگ و حتی درجه 2 فوتبال دنیا چنین گروه‌های سازمان یافته‌ای را پشتیبان خود می‌بینند. قرار نیست در صورت شکست تیم ملی آرژانتین، مارادونا کلیت تیم را زیر سوال ببرد یا اگر انگلیس باخت بکام، سرمربی تیم ملی انگلیس را مورد حمله و سرزنش قرار بدهد. آنها در صورت موفقیت تیمشان هم تحت تاثیر قرار نمی‌گیرند و احساساتی نمی‌شوند و بدون دلیل بازیکنان و مربی تیم ملی کشورشان را مورد ستایش قرار نمی‌دهند. اما تیم ملی ایران چه کسانی را پشت سر خود می‌بیند؟ علی دایی یا مهدی مهدوی‌کیا را؟ البته آنها به صورت خودجوش از تیم ملی حمایت می‌کنند، اما نه به صورت سازمان یافته و مدون. تیم ملی ایران کسانی را حامی خود می‌بینند که در صورت شکست و ناکامی شمشیر را از رو می‌بندند.

تغییر شرایط در یک لحظه

شرایط فوتبال ایران در لحظه‌ها عوض می‌شود. تیم ملی فوتبال وقتی به ازبکستان باخت محمود یاوری گفت که کرش برود لیگ پرتغال را 16 تیمی کند. خداداد عزیزی به این اشاره کرد که کرش برای نفر دوم بودن خوب است. رضا شاهرودی تفکرات تاکتیکی مرد پرتغالی را ناصحیح تلقی کرد و بسیاری از چهره‌های مطرح فوتبالی دیگر تا توانستند به تیم ملی تاختند، البته فقط کرش سیبل انتقادها نبود. بازیکنان تیم ملی نیز سهم عمده‌ای در انتقادات مطرح شده داشتند، اما گل رضا قوچان‌نژاد به کره جنوبی برای راه افتادن یک موج دیگر کافی بود، البته موجی خلاف انتقادات. حالا همه سعی داشتند این موفقیت بزرگ را به کرش تبریک بگویند و از زحماتش تشکر کنند و بگویند تفکرات حرفه‌ای او تیم ملی را به جام‌‌جهانی برد!

فرهنگ مطلق‌گرایی به اهالی فوتبال می‌گفت که باز هم افراط و تفریط کنند و به تعادل اهمیتی ندهند. این چهره‌های فوتبالی هرگز به این فکر نکردند که اگر کسی درباره اظهار نظرهای گذشته‌شان از آنها سوالی کرد و آن را در مقابل اظهارنظرهای این روزهایشان قرار بدهند چه پاسخ قانع‌کننده‌ای خواهند داشت.

نقد یک طرز تفکر غلط

اگر گاهی اوقات انتقادهای صورت گرفته از تیم ملی بسیار غیرمنطقی می‌شود به این دلیل است که تعریف درستی از واژه نقد‌کردن وجود ندارد. مشکل اینجاست که کمتر کسی راه و روش درست نقد‌کردن را می‌داند. هنوز بسیاری منافع خود را دلیلی برای انتقاد‌کردن می‌دانند، برخی هم مشکلات و اختلاف‌های خود با دیگران را برای نقد‌کردن دستاویز قرار می‌دهند. بسیاری از اهالی فوتبال این را کاملا فراموش کرده‌اند که نقد نباید بار منفی بیشتری را القا کند، نقد در راستای ارائه راهکار و پیشنهاد برای موضوع خاصی است نه تخریب بیشتر.

طبیعی است این نقدهای نادرست که بیشتر بر اساس حب و بغض و احساسات زودگذر است راه شکل‌گیری اتحاد در فوتبال ایران را ببندد که این اتحاد خود ابزاری بسیار مهم برای حمایت از تیم ملی است، حمایتی که اکنون در ظاهر وجود دارد، اما واقعیت چیز دیگری است. حمایت یکی از ابزارهای بسیار مهم تیم ملی در راه رقابت‌های مقدماتی جام‌‌جهانی است، اما واقعیت این است که تیم ملی این حمایت را ندارد و دلیل آن چیزی نیست جز همان افراط و تفریط‌های همیشگی که بر مبنای آن فوتبالی‌ها در روزهای بد علیه تیم ملی هستند و در روزهای خوب، خود را جزئی از آن می‌دانند.

این فوتبال احساساتی ما

احساسات زودگذر در فوتبال باعث می‌شود در ​ مقطعی برخی عزیز باشند، اما در مقطعی دیگر منفور. نداشتن تفکر حرفه‌ای در فوتبال یکی از معضلات بزرگی است که این خود پدید آورنده مشکلات دیگری تلقی می‌شود. نتیجه‌گرایی و افراط و تفریط در تشویق و انتقاد‌کردن از تیم ملی خود یکی از تبعات منفی نداشتن تفکر حرفه‌ای در فوتبال است. در فوتبال ایران تفکر حرفه‌ای وجود ندارد، همان‌طور که خبری از حمایت‌های واقعی و اتحاد همه‌جانبه نیست. تیم ملی در راه جام‌‌جهانی 2014 قرار دارد و رقابت‌های مقدماتی را هم به سلامت پشت سر گذاشت. در راه آماده‌سازی تیم ملی برای حضور در جام‌‌جهانی افراط و تفریط‌ها و آن مطلق‌گرایی همیشه و در هر شرایطی با تیم ملی خواهد بود و کرش و شاگردانش را اذیت خواهد کرد.

هیلدا حسینی‌خواه ‌‌/‌‌ گروه ورزش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها