به گزارش جامجم، رسیدگی به این پرونده هنگامی در دستور کار ماموران قرار گرفت که زنی با حضور در دادسرای جنایی از پسر جوانش به اتهام سرقت و زورگیری و تهدید به قتل خود و فرزند نوجوانش شکایت کرد. زن شاکی به بازپرس جنایی گفت: چند سال پیش شوهرم در یک سانحه تصادف فوت کرد و با وجود مشکلات مالی، با کار در خانههای مردم از دو فرزندم نگهداری میکردم تا این که پسر بزرگم در دام اعتیاد به شیشه گرفتار شد و شرایط سختی را برای من و برادر کوچکش رقم زد.
وی افزود: او تاکنون چند بار به اتهام دزدی و زورگیری دستگیر و زندانی شده، اما پس ا ز آزادی دزدیهایش را از سر گرفته است. پسر بزرگم هر گاه پولی برای خرید مواد نداشت، با کتک زدن من و برادر سیزده سالهاش به زور از من پول میگرفت و این بار وقتی به او پول ندادم، تهدید کرد من و برادرش را خواهد کشت. در پی این شکایت، با دستور قضایی تحقیقات برای دستگیری متهم آغاز شد. در ادامه تحقیقات معلوم شد متهم به اتهام چند فقره سرقت از سوی پلیس تحت تعقیب قرار دارد و در آخرین مرحله از سرقتها نیز در شمال تهران، با ضرب و جرح یک زن سالخورده قصد سرقت کیف و گردنبند وی را داشته که با حضور بموقع مردم متواری شده است. با به دست آمدن این اطلاعات، ماموران محل رفت و آمد وی را زیر نظر گرفتند و او را که سوار یک موتورسیکلت دزدی بود، شناسایی کردند.
متهم تحت تعقیب با دیدن ماموران پا به فرار گذاشت که در پی تعقیب و گریز، با یک خودروی عبوری در غرب تهران تصادف کرد و دستگیر شد. متهم با انتقال به دادسرای جنایی، به چند فقره سرقت پس از آزادی از زندان اعتراف و عنوان کرد: پس از مصرف شیشه احساس میکردم همه با من حرف میزنند و چون به پرندگان علاقه دارم و بیشتر اوقات خود را در محل نگهداری کبوتر در خانه یکی از دوستانم سپری میکردم، هر بار که به سراغ پرندگان میرفتم، آنها از من میخواستند چاقو به دست بگیرم و دزدی کنم و گاهی نیز از من میخواستند همراه آنها پرواز کنم!
متهم ادامه داد: تعداد دقیق دزد ی هارا به خاطر ندارم و مادر و برادرم را کتک نزدهام. در پی این اعترافات، متهم با دستور قضایی در اختیار پلیس آگاهی قرار گرفت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: