
در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، زباله دیگر نه تنها به عنوان یک بحران شهری به حساب نمیآید، بلکه به منبعی برای درآمد نیز تبدیل شده است و حتی به آن لقب «طلای کثیف» دادهاند.
در این کشورها صنعت بازیافت، بسیار فعال است و فعالان این صنعت با همکاری شهروندان، زباله را از یک تهدید به فرصت تبدیل کردهاند، اما در اغلب کشورهای در حال توسعه، همچنان زباله به عنوان یک معضل شهری شناخته میشود؛ معضلی که روز به روز نیز بر دامنه مشکلات آن اضافه میشود.
با وجود آنکه سالهای متوالی است در کشور ما نیز صنعت بازیافت، فعال است، اما هنوز هم در بسیاری از شهرهای بزرگ و کوچک، مدیریتی برای دفع اصولی و بهداشتی زبالهها وجود ندارد و پسماندها در طبیعت رها میشوند.
نهادینه نشدن فرهنگ تفکیک زبالهها از مبدا، موجب شده که کمکم زبالهها در ایران به یک خطر زیست محیطی تبدیل شود اما همچنان مدیریتی علمی برای دفع و بازیافت این پسماندها در بسیاری از مناطق شهری و روستایی کشور وجود ندارد.
هر ساله صدها هزار تن زباله، بدون تفکیک یا بازیافت در دل خاکها مدفون میشود و خیلیها هم به گمان خود با دفن زبالهها، از شر آنها خلاص شدهاند، اما حقیقت این است که همین زبالههای مدفون شده که گاه از مواد خطرناک و سمی هم تشکیل شده ، دوباره در همان آب و خاکی سر درمیآورد که ما هر روز از آنها استفاده میکنیم.
بازیافت زباله با کمک دورهگردها!
در ایران روزانه بیش از 50 هزار تن زباله تولید میشود که بسیاری از این زبالههای تولیدی، قابل بازیافت هستند، اما به گفته کارشناسان محیط زیست، تنها کمتر از 4 درصد از این زبالهها بازیافت میشوند و بیش از 45 هزار تن زباله، دفن میشود و به هدر میرود.
جالبترین نکته ماجرا اینجاست که همین سهم 4 درصدی بازیافت زباله هم با کمک دورهگردها و زباله جمعکنها حاصل میشود و اگر زبالهجمعکنها را از صنعت بازیافت حذف کنیم، چرخه بازیافت زبالهها با کندی قابل توجهی روبهرو میشود.
صنایع بازیافت کشور مجبور است زبالههای قابل بازیافت را از دورهگردها بخرد و با این کار، بخشی از این زبالهها را دوباره به چرخه اقتصاد و طبیعت بازگرداند. اما این کار، علاوه بر آنکه به رشد مافیای زباله در ایران کمک کرده، عملا صنایع بازیافت کشور و سلامت محیط زیست را هم به فعالیت زبالهجمعکنها پیوند زده است.
تصور کنید در شرایطی که اغلب مردم تمایلی به تفکیک زبالهها از منزل ندارند، زبالهجمعکنها نیز از صنعت بازیافت کشور حذف شوند، در این صورت صنعت بازیافت کشور یا ورشکست خواهد شد یا در بهترین حالت، مجبور میشود با هزینه و مدت زمان بیشتری، زبالهها را تفکیک و به مواد قابل استفاده تبدیل کند.
در این بین شهر تهران، رکورد زده است و با تولید حدود 8000 تن زباله در روز و بازیافت کمتر از 10 درصد از این پسماندها، سهم زیادی در آلودگی محیط زیست کشور دارد.
در صورتیکه اگر شهرداریها، وظیفه سروسامان دادن به زبالهها را در دست بگیرند و برای جداسازی و بازیافت موادی مثل شیشه، کاغذ و پلاستیک پیشقدم شوند، در آن صورت دلیلی برای حضور زبالهجمعکنها در سطح خیابان باقی نمیماند.
مشوق اقتصادی؛ راهکاری اجباری
کارشناسان علم توسعه بر این باورند که برای نهادینه کردن یک فرآیند صحیح و ضروری در جامعه، دو راهکار بیشتر وجود ندارد؛ یا با صرف زمان و فرهنگسازی این کار را پیش برد یا با مشوقهای اقتصادی یا سیاستهای تنبیهی و بازدارنده، مردم را به سمت انجام آن کار هدایت کرد.
دکتر امیرحسین ولیان، دبیر جمعیت دیدهبان طبیعت به «جامجم» میگوید: نباید برای مدیریت پسماندها در کشور، منتظر ارتقای سطح فرهنگی شهروندان باشیم و دولت میتواند با ارائه مشوقهای اقتصادی به شهروندان، آنها را به تفکیک زباله از مبدا ترغیب کند.
وی توضیح میدهد: اگر شهروندان به طور عینی حس کنند تفکیک زبالهها برایشان ارزش اقتصادی و نفع مادی دارد، مطمئن باشید بسیاری از افرادی که تاکنون حتی اسم تفکیک زباله به گوششان نخورده است، نسبت به انجام این کار تشویق شوند، اما هم اکنون چنین رویکردی به زبالهها وجود ندارد و مردم ترجیح میدهند یا زبالههایشان را دور بریزند یا به دورهگردها بدهند.
ولیان با اشاره به این که سازمان محیط زیست باید برای مدیریت زبالهها، فعالتر از زمان فعلی عمل کند، یادآور میشود: الان شرایط به گونهای شده است که به دلیل پایین بودن قیمت نایلون، شما با خرید هر محصولی در مغازهها میتوانید چند کیسه زباله هم بگیرید، اما اگر دولت با افزایش مالیات کارخانههای تولیدکننده نایلون، شرایطی ایجاد کند که قیمت نایلون در کشور افزایش یابد، در نتیجه میزان تولید و مصرف این ماده نیز کاهش پیدا میکند و زبالههای نایلونی کمتری به چرخه طبیعت برمیگردد.
وی تاکید میکند: برای مدیریت بهتر پسماندها در کشور میتوانیم از تجربههای موفق دیگر کشورها استفاده کنیم و مثلا یکی از تجربههای موفق آنها که اتفاقا در سلامت محیط زیست هم خیلی جواب داده، بحث افزایش مالیات برای تولیدکنندگان مواد غیرقابل بازیافت است که این موضوع در کشور ما جدی گرفته نمیشود.
صنعت نحیف بازیافت
انتظار میرود در کشوری که بیش از 70 میلیون جمعیت دارد و روزانه حداقل 50 هزار تن زباله تولید میکند، قدرت صنعت بازیافت زباله نیز در حد و اندازههای همین ارقام بزرگ باشد، اما در کشور ما صنعت بازیافت، بسیار نحیفتر از این حرفهاست و به هیچ وجه نمیتواند جوابگوی زبالههای تولیدی باشد.
حتی طرح «مدیریت پسماند» نیز که سال 85 و برای حمایت از صنعت بازیافت تصویب شد، نتوانست این صنعت را به سمت شکوفا شدن هدایت کند و به دلیل نبود حمایتهای مالی و حقوقی از صنعت بازیافت شاهد هستیم که هم اکنون سرمایهگذاران بخش خصوصی نیز از این صنعت استقبال چندانی نمیکنند.
در حالی که در اغلب کشورها، فعالان صنعت بازیافت از حمایتهای مالی دولت و معافیتهای مالیاتی ویژه برخوردارند، اما در کشور ما به این صنعت به دید سایر صنایع نگاه میشود.
جالبتر آنکه حداقل سرمایهگذاری برای بخش بازیافت، سه میلیارد تومان برآورد میشود و حال فرض کنید یک سرمایهگذار بخش خصوصی که حاضر میشود چنین مبلغی را برای بازیافت زبالهها سرمایه گذاری کند، باید بتواند سود مناسبی هم از این سرمایهگذاری به دست بیاورد، اما در اغلب اوقات، نداشتن معافیت مالیاتی، مشکلات اداری و سود پایین این صنعت موجب میشود سال به سال، سرمایهگذاران کمتری حاضر باشند از بازیافت پسماندها درآمد داشته باشند.
شغل بازیافت به عنوان یک حرفه سخت و فرسایشی به حساب میآید که چرخیدن چرخ این صنعت به نیروی انسانی فعال و دستگاههای مجهز بازیافت نیاز دارد، اما بسیاری از کارگران و شاغلان این صنعت با کمترین میزان درآمد کار میکنند و در عین حال نیز محیط کاری خطرناک موجب شده است کارگران صنعت بازیافت در معرض ابتلا به بسیاری از بیماریها قرار داشته باشند.
از سوی دیگر، بسیاری از تجهیزات پیشرفته صنعت بازیافت از طریق واردات از سایر کشورها در اختیار ایرانیها قرار میگیرد، اما عوارض گمرکی این تجهیزات، تفاوت چندانی با تجهیزات سایر صنایع سودآور و کم دردسرتر ندارد؛ همچنین تحریمهای بینالمللی نیز بر بار مشکلات این صنعت اضافه کرده و هم اکنون بسیاری از دستگاههای صنعت بازیافت برای ورود به کشور با مشکل اساسی روبهرو است.
مجموع این مشکلات مالی و حقوقی نشان میدهد اگر دولت میخواهد این صنعت نحیف، نقش واقعی خود را در احیای ثروت ملی و بازیافت زبالهها بازی کند، باید تا جان گرفتن صنعت بازیافت در کشور، از فعالان این صنعت حمایت بیشتری به عمل آورد که حداقل تا پایان برنامه پنجم توسعه، صنعت بازیافت ما بتواند نیمی از زبالههای قابل بازیافت را دوباره در اختیار صنعت و اقتصاد کشور قرار دهد.
امین جلالوند - گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: