هرگز نقش را گدایی نمی کنم

کد خبر: ۵۶۱۹۷۹
هرگز نقش را گدایی نمی کنم

 

قطب‌الدین صادقی جزو بازیگران گزیده کار در حوزه تلویزیون است و تاکنون در آثار محدودی همچون زمین انسان‌ها، کیف انگلیسی، فاکتور هشت و کلاه پهلوی بازی کرده است. او بیشتر به عنوان کارگردان، نویسنده، پژوهشگر، منتقد و مدرس در عرصه تئاتر فعالیت می‌کند. این روزها او را در سریال تلویزیونی «پروانه» به کارگردانی جلیل سامان می‌بینیم. او در این سریال نقش پدری را بازی می‌کند که مسئولیت بخش تحقیقات اداره‌ای در ارتباط با رضایت یا نارضایتی مردم از رژیم پهلوی را به عهده دارد. با او درباره نقشش در سریال پروانه به گفت‌وگو نشستیم.

شما معمولا ایفای نقش‌های خاص را قبول می‌کنید، چطور شد بازی در سریال تلویزیونی «پروانه» را پذیرفتید، چون در این سریال نقش‌تان با آن‌که مهم است اما خیلی پررنگ نیست و همین مساله مخاطب را به فکر می‌اندازد که قطب‌الدین صادقی بنا به چه دلایلی این نقش را پذیرفت؟

در این سریال من نقش مردی را بازی می‌کنم که در اداره‌ای مشغول انجام تحقیقات گسترده‌ای درباره نارضایتی مردم از وضع جامعه در زمان رژیم پهلوی است. از سوی دیگر دختری دارد که درگیر ماجراهای زیادی می‌شود. وقتی نقشم را خواندم، احساس کردم نقش بدی نیست و جای کار دارد.

شخصیتی که قرار بود آن را بازی کنم جزو روشنفکران طراز اول است که ایدئولوژی علمی دارد. علاوه بر آن، کاری که انجام می‌دهد، توام با تضادهای زیادی است و او را با مشکلات زیادی همراه می‌کند. در حالی که او به حقایق زیادی دست پیدا کرده و می‌خواهد برای اصلاح جامعه قدم‌هایی بر دارد، ولی ژنرال‌های محافظه کار و مال دوست مانع فعالیت او می‌شوند و نمی‌گذارند او اقدامی انجام بدهد.

همچنین او درگیر بحران‌های خانوادگی می‌شود و دخترش هم به مبارزان سیاسی نظام پیوسته است. همه این موارد گواه بر دراماتیک بودن قصه بود. او عاشق دخترش است و او را خیلی دوست دارد. همه این مسائل، مرا برای بازی در این سریال ترغیب کرد، چون با شخصیت پیچیده‌ای روبه‌رو بودم؛ حتی زمان بازی در برخی صحنه‌ها واقعا فرو ریختم.

به‌عنوان مثال در صحنه‌ای که او با دخترش روبه‌رو می‌شود و می‌بیند او ازدواج کرده و باردار هم هست، به هم می‌ریزد. بازی کردن در این لحظات عاطفی که باید چند حس را همزمان نشان می‌دادم، برایم خیلی جذاب بود. این‌که تصویرگر مردی هستم که در یک پست دولتی مشغول است و دانش و آگاهی‌اش زیاد است. وقتی همه این موارد در کنار هم جمع شد، احساس کردم این نقش آنقدر ویژگی دارد که مرا به‌عنوان بازیگر جذب کند. تلاش کردم نقش را طوری بازی کنم تا شخصیتم برای مخاطب یکنواخت نباشد و سعی کردم ابعاد ناپیدا و تاریک نقش را پیدا کنم و آن را به تصویر بکشم.

به‌دلیل همین ویژگی‌هایی که اشاره کردید آیا بهتر نبود بیشتر به این شخصیت توجه شود و در سریال حضور پر رنگ‌تری داشته باشد؟

وقتی فیلمنامه را خواندم، خودم هم چنین نظری داشتم، چون او با کشمکش‌های زیادی در زندگی کاری و شخصی‌اش روبه‌روست. او نگران جوانانی است که از وضعیت حاکم بر کشور ناراضی بوده و مخالف نظام هستند. بنابراین تمرکزم را بر این ابعاد گذاشتم.

فکر می‌کنم با توجه به این ویژگی‌ها بهتر بود ابعاد این شخصیت در قصه پررنگ‌تر می‌شد، چون در آن سال‌ها در کنار افرادی از جامعه که اسلحه به دست گرفته و مخالف نظام بودند، کسانی هم حضور داشتند که معتقد بودند نباید اسلحه به دست گرفت و می‌توان با دانش و آگاهی و به دور از خشونت با استبداد مبارزه کرد.

آنها می‌خواستند جامعه را علمی‌تر کنند و حواسشان به اتفاقات جامعه بود. آنها بدون حرف و حدیث می‌خواستند با استبداد مبارزه کنند. همه این موارد نشان می‌دهد که بهتر بود حضور این شخصیت در قصه پررنگ‌تر شود، حتی می‌شد به عنوان امکان راه‌حل مطرح شود که راه‌هایی غیر از خشونت هم وجود دارد.

بهتر نبود بعد از رسیدن به این نتایج درباره نقش، نظرتان را به جلیل سامان کارگردان منتقل می‌کردید؟ شاید تغییراتی ایجاد می‌شد؟

تولید این سریال کمی با تاخیر آغاز شد و از سوی دیگر همه آثار با بحران‌های مالی هم رو به رو هستند که این مساله درباره سریال پروانه هم وجود داشت. به همین دلیل به خودم حق دخالت ندادم. معتقدم هر کارگردانی به کارش اشراف دارد و نسبت به تاثیر کارش آگاهی دارد. بنابراین بازیگر حق دخالت در کار او را ندارد.

من هرگز نقش را گدایی نمی‌کنم. البته گاهی دیده‌ام که بازیگران سعی می‌کنند در طول کار با صحبت‌هایی که می‌کنند، نقششان را زیاد کنند اما من به این کار اعتقاد ندارم و معتقدم در مقام بازیگر نباید در کار کارگردان دخالت کنم. تلاش کردم نقش نوشته شده را با درک کامل اجرا کنم.

برای این‌که نقشتان را در سریال پروانه باورپذیرتر کنید، از شخصیتی واقعی هم الهام گرفتید؟

بله، باید برای بازی در این نقش الگویی می‌داشتم که اتفاقا کارگردان هم در این زمینه با من موافق بود. وقتی قرار شد این شخصیت را بازی کنم، از این‌که باید این همه تضاد را در رفتارهایم نشان می‌دادم، خوشحال بودم و برایم جذابیت داشت، حتی سعی کردم با نگاه‌هایم در موقعیت‌های مختلف این تضادها را نشان بدهم. مسلما ما از واقعیت الهام می‌گیریم و با ترکیب آن با تخیل سعی می‌کنیم نقش را اجرا کنیم.

وقتی فیلمنامه سریال پروانه را خواندم، خیلی لذت بردم. به نظرم خیلی محکم بود و منسجم نوشته شده بود. طبیعی است که فیلمنامه سهم بسازیی در انتخاب بازیگر دارد. همیشه علاقه‌مند به بازی در آثاری هستم که برای نگارش فیلمنامه آن، وقت لازم گذاشته شده باشد. این اتفاق هم در سریال پروانه افتاده بود.

فیلمنامه این سریال داستان جوانانی است که در راه مخالفت با رژیم مبارزه کردند و جان خود را از دست دادند. می‌توانم در یک جمله بگویم که به زیبایی به آرمان‌های اجتماعی پرداخت شده است.

معمولا تئاتری‌ها روی رفتارشناسی نقش‌ها خیلی دقت می‌کنند. معتقدید تا چه میزان این شخصیت را درست اجرا کرده‌اید؟

معتقدم هر شخصیتی را باید متناسب با نوع رفتارهایش بازی کنیم. نباید به این مساله فکر کنیم که این شخصیت مثبت یا منفی است. اگر شخصیت منفی است، نباید کم بگذاریم. باید نقش منفی را دوست داشته باشیم تا بتوانیم آن را درست بازی کنیم، چون در غیر این صورت بازی اغراق‌آمیز و تصنعی می‌شود.

در مجموع باید به نقش حق بدهید تا بتوانید آن را با صداقت بازی کنید. من نقشم را در سریال پراونه دوست داشتم. بنابراین سعی‌کردم دیدگاه‌ها، افکار و صحبت‌هایش را با اعتقاد اجرا کنم.

سارا بهرامی نقش دختر شما را در این سریال بازی می‌کند که تجربه زیادی در بازیگری ندارد، آیا برای حفظ تعادل میان بازی خودتان و او اقدامی انجام دادید یا نه؟

اتفاقا سارا بهرامی از شاگردان خودم در تنکابن بود. قبل از بازی در سریال پروانه، او را می‌شناختم. دختر با استعداد و خلاقی است. معتقدم در طول این سال‌ها هم پیشرفت خوبی داشته و آینده خوبی هم دارد. او قبل از بازی از این مساله هم مضطرب بود و هم خوشحال. از آنجا که قبلا معلمش بودم به من خیلی اطمینان داشت و حال قرار بود نقش پدر و دختر جایگزین نقش معلم و شاگرد شود. شناخت قبلی کمک زیادی کرد تا بتوانیم در لحظات احساسی همچون پدر و دختر باشیم. معتقدم سارا در این سریال خیلی خوب بازی کرده، بویژه در صحنه‌های عاطفی که با هم داشتیم. این ارتباط حسی به حدی قوت گرفت که در برخی صحنه‌های احساسی ناخودآگاه گریه می‌کردیم. توانستیم در کنار یکدیگر نقش پدر و دختر را باورپذیر به تصویر بکشیم. امیدوارم مخاطبان هم این نظر را داشته باشند.

یکی از ویژگی‌های شما در سریال پروانه این است که سعی می‌کنید در مواجهه با دخترتان هم اقتدارتان را نشان بدهید و هم این‌که به او بگویید که چقدر دوستش دارید و برایتان عزیز است. برایتان دشوار نبود که این دو مساله که کاملا متضاد یکدیگر هستند، توام با هم نشان بدهید؟

نه، چون سعی می‌کنم نقشم را کاملا درک کنم و هر چه انرژی دارم برای نقش‌ بگذارم. وقتی فیلمنامه را می‌خوانم به همه ابعاد شخصیتی که قرار است آن را بازی کنم، فکر می‌کنم. ابعاد درونی و بیرونی او را پیدا می‌کنم تا بتوانم به دنیای تاریکش ورود کرده و آن را کشف کنم. طبیعی است وقتی به عمق یک نقش فکر کنید، راحت‌تر با آن برخورد خواهید کرد.

در کنار این ویژگی‌ها که شما به آن اشاره کردید، باید تنهایی این فرد را در کنار اقتدار و مهربانی‌هایش به دخترش، به تصویر می‌کشیدم. باید برای تنهایی‌هایش هم دلایلی پیدا می‌کردم و آن را در بازی‌ام نشان می‌دادم، چون اگر این دلایل مناسب نبود، بازی‌ام جعلی و اغراق‌آمیز به نظر می‌رسید. او مدام به دخترش و جوانان معترض فکر می‌کند و این باعث تنهایی‌اش می‌شود.

سریال تلویزیونی پروانه در قسمت‌های اول نتوانست خیلی مخاطبان را همراه کند اما به مرور این اتفاق افتاد و حالا بینندگان همراه قصه شده‌اند. به نظر شما چرا این اتفاق افتاد؟

به‌دلیل مشغله‌کاری نتوانستم همه قسمت‌های این سریال را ببینم، و پراکنده آن را دیدم اما می‌توانم بگویم یکی از دلایل این مساله به مخاطبان برمی‌گردد که علاقه‌مندند در شروع قصه درگیر یک ماجرای عاطفی شوند، به همین دلیل راضی کردن مخاطب امروز که خیلی هم حوصله ندارد، کار دشواری است.

به مرور که رگه‌های عاطفی در قصه سریال پروانه بیشتر شد، تماشاگران همدل‌تر شدند و همذات‌پنداری بیشتری با آن کردند. شاید به خاطر درشت بودن اتفاقات سیاسی و اجتماعی در قصه این مساله پیش آمد اما به مرور بر تعداد مخاطبان افزوده شد.

طبیعی است قصه باید از جایی شروع شود و نباید خرده بگیریم که چرا از همان ابتدا ماجراهای عاطفی کمتر است. نویسنده براساس یک خط فکری منسجم قصه را می‌نویسد. معتقدم جلیل سامان قصه خوبی نوشته و درست آن را اجرا کرده است.

بازی در این سریال چه جایگاهی در کارنامه‌تان دارد؟

به نظرم نقش خوبی بود و همان‌طور که گفتم، در برخی صحنه‌ها واقعا با نقش درگیر شدم. گرچه حضورم کم است اما در قصه تاثیر زیادی دارد. خیلی اصرار ندارم نقش اول بازی کنم. اهمیت نقش و تاثیرگذاری آن برایم بیشتر اهمیت دارد.

چرا علاقه‌مند نیستید نقش اول بازی کنید؟

همیشه کیفیت برایم اهمیت بیشتری نسبت به کمیت دارد. بگذارید داستانی برایتان بگویم. گاهی شاه‌عباس لباس درویش می‌پوشید و نزد مردم می‌رفت. یک روز که داشت از محله‌ای عبور می‌کرد، پیرمرد و پیرزنی را دید که مشغول خوردن نان و ماست بودند و به او هم تعارف کردند که همراه آنها شود. شاه عباس از آنها پرسید که چند فرزند دارند؟ زن پاسخ داد که 17 فرزند دارند. شاه عباس خطاب به آنها گفت که چه ثروت عظیمی دارید اما همان لحظه مرد گفت که ‌ای کاش یک فرزند داشتیم، ولی شاه عباس می‌شد.

همیشه کیفیت مهم‌تر از کمیت است. گاهی نقش‌ها کوتاه هستند اما آنقدر جای کار دارند که ارزش بازی کردن را دارد.

فاطمه عودباشی ‌/‌ گروه رادیو و تلویزیون

 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها