
به گزارش خبرنگار رادیو و تلویزیون برنا، رادیو هفت شاید بهلحاظ ظاهری، برنامهای با پیچیدگیهای خاص تصویری نباشد و بیشترین تکیهاش بر عنصر سادگی باشد، اما بهلحاظ محتوایی، برنامهای پربار و مخاطبپسند است. این برنامه که بیشتر شبیه یک مجله تصویری است، با تکیه بر کار گروهی و خلاقیت، توانسته است ظرف مدتی کوتاه، با تکیه بر حلقه مفقوده جامعه، یعنی آرامش، در یک شبکه کمنامونشان، بینندگان پرشماری را با خود همراه کند و بهنوعی معادلات برنامهسازی را تغییر دهد. این برنامه سعی دارد در شبنشینیهایش، به مخاطبان، حس آرامش را منتقل کند و تا حد زیادی هم در این مهم موفق ظاهر شده است؛ چراکه ثابت کرده در شلوغیهای زندگی شهری و با همه مشغلههای فکری و کاری، هنوز بسیاری از مخاطبان دوست دارند آخر شبهایشان را با یک فنجان چای کنار تلویزیون سپری کنند و از از حافظخوانی و قصهخوانی و موسیقی لذت ببرند.
بهبهانه موفقیت این برنامه، میزگردی با حضور محمد صوفی (تهیه کننده)، منصور ضابطیان (کارگردان و مجری)، میلاد اسلامزاده (مجری)، اشکان مزیدی (جانشین و دستیار کارگردان) و امیر وحید آزاد (تصویربردار و تدوینگر) برنامه رادیو هفت شبکه آموزش، در خبرگزاری برنا برگزار شد.
* در طول سالهای اخیر بیشتر برنامهسازان به سمت تولید برنامههای به نوعی شعارزده وبه اصطلاح گل درشت رفتهاند و در این میان برنامهای که سعی میکند رویکرد متفاوتی داشته باشد و سادگی را در دستور کارش قرار داشته باشد ناخودآگاه از سوی برخی با انتقادهای مواجه میشود.
منصور ضابطیان:ورود به مسائل مختلف راههای متفاوتی دارد. یکی از راههایش برای برنامهساز این است که خیلی صریح و ساده و مشخص مسائل را باز گو کند و به قول خودتان شعار زده مفاهیم را به مخاطبان انتقال دهد. اما در این میان، راههای دیگری هم وجود دارد که شعور مخاطب را به کار میگیرد یعنی شما به عنوان برنامهساز برای او بستری را ایجاد میکنید که مخاطب در آن میتواند فکر کند و تصمیم گیری نماید و خب اگر در این راه برنامهساز هوشمندی لازم را داشته باشد، میتواند در کنار ایجاد کردن زمینه فکری برای بیننده، او را به آن سمت و سویی که در نظر دارد هدایت نماید. از طرفی سازنده برنامه میتواند این اجازه را به مخاطب بدهد که خودش انتخاب کند. بسیاری از عالمان دینی در هدایت مردم به جای آنکه به طور مشخص سعی کنند ایمان را در افراد تقویت کنند در درجه اول زمینههای شک کردن را در آنها ایجاد میکنند و این اجازه و امکان را به این افراد میدهند که شک کنند و از کوچه پس کوچههای تردید عبور نمایند تا در نهایت خودشان را به سایهسار ایمان برسانند. وقتی که آن افراد به آن جایگاه رسیدند دیگر هیچکس نمیتواند ایمان آنها را متزلزل کند، چرا که افراد با تلاش خودشان به این جایگاه رسیدهاند. در مورد تلویزیون هم باید بگویم در ابعاد کوچکتر ما باید همین کار را انجام دهیم و به بینندهگان اجازه دهیم که آن چیزی را که میخواهند خودش انتخاب کنند مطمئن باشید اگر درست هدایت شده باشند، خودشان بهترین انتخاب را خواهند داشت و دیگر از موضع آن انتخابشان هم کوتاه نمیآیند.
در چند سال اخیر تلویزیون با شتاب به سمت الگوسازی رفته است و تصور بر این است که رسانه ملی باید به الگوی برای مخاطبان بدل شود و گاه برای رسیدن به این هدف برنامههایش، از وظیفه اصلی خودشان که سرگرمسازی است فاصله میگیرند و همین موضوع هم، در نهایت باعث از دست رفتن مخاطب میشود. به نظر شما تلویزیون باید برای مخاطبان مانند یک الگو عمل کند یا مانند همه جای دنیا اول سرگرم کند و بعد اهدافش را در قالب سرگرمی به مخاطب منتقل کند؟
محمد صوفی: من هم قبول دارم که تلویزیون وظیفهاش الگوسازی است منتهی نه به این شکلی که الان اتفاق میافتد. الگوسازی باید جز اهداف ثانویه این رسانه باشد همانطور که خودتان هم اشاره کردید آن چیزی که این روزها در تلویزیون فراموش شده است بحث سرگرمی است اکثر برنامههای ما در درجه اول فکر میکنند خیلی بیشتر از مخاطب میفهمند و سعی دارند این احساس برتری خودشان را در شعارهای که در برنامهشان میگنجاندند به مخاطب منتقل کنند در صورتی که اگر شما برنامهای را بسازید که در وهله اول مخاطب را جذب کند و به نوعی با آن سرگرم شود بی شک بستر فراهم میشود تا برنامهساز حرف و چیزی را که به آن معتقد است، به راحتی به مخاطبان انتقال دهد اما نباید فراموش شود که این موضوع در درجه اول و بعد جذب مخاطب قرار دارد چرا که ما نمیتوانیم پیش از آنکه مخاطبان را پای برنامه بنشانیم و اعتماد لازم را در آنها ایجاد کنم و برایشان شعارهای آنچنانی دهیم چرا که در آن صورت ارتباطمان با مخاطب قطع میشود.
منصور ضابطیان:با آقای صوفی همنظر هستم. ما مبنا را در ساخت برنامههایمان بر الگوسازی گذاشتیم و به نوعی به آن جمله مهمی که بر سر در تلویزیون نوشته شده «تلویزیون دانشگاه است» پایبند هستیم. اما خب نباید فراموش کنیم منظور از این دانشگاه آن مفهومی که به شکل آکادمیک در ذهنمان وجود دارد و در آن کلاس درسی برقرار است که همه در آن مشغول درس خواندن هستند، نیست. اگر چه مبنا بر این است که برنامه سازی در تلویزیون باید با نوعی الگوسازی همراه باشد ولی این الگوسازی باید ابزار رسانهای متناسب با خودش را پیدا کند تا در عین حالی که بتواند حرف خودش را بزند قابلیت تاثیرگذاری بر جامعه را داشته باشد و هم اندازه با جامعه گام بر دارد نه اینکه حالت برتری گونه بر جامعه داشته باشد اما در این میان نباید موضوع اصلی که سرگرمی مخاطب است فراموش شود.
بر کسی پوشیده نیست که تلویزیون در چند سال اخیردچار نوعی ریزش مخاطب شده است حالا در این میان این سوال پیش میآید که این از دست رفتن مخاطبان به این دلیل است که تلویزیون نسبت به گذشته خط قرمزهای خودش را جلوتر کشیده است و یا رقیبهای سرسختی را در شبکههای ماهورهای فارسی زبان پیدا کرده است و به نوعی در رقابت با این رسانهها کم آورده است؟
محمد صوفی:این مواردی که شما به آن اشاره کردید به نوعی واقعیت دارد و برای تلویزیون رقیبهای جدی پیدا شده است اما خب نباید فراموش کرد تلویزیون ما شرایطی را دارد که میتواند بیشترین جذب مخاطب را داشته باشد به نظر میرسد که صدا و سیما در بعضی از حوزهها مسیر را اشتباه رفته است به طور مثال به بحث سریالسازی و برنامههای نمایشی اشاره میکنم در همه جای دنیا یک شبکه را با برنامههای ترکیبیاش میشناسند و این شبکهها به واسطه این سبک برنامههایشان ارزیابی میشوند و در این میان آن چنان سهمی به سریالها و برنامههای نمایشی داده نمیشود.
یعنی تلویزیون ما نقطه اتکایش را از برنامههای ترکیبی برداشته است و تمرکزش را روی ساخت فیلم وسریالها گذاشته است؟
محمد صوفی:بله، چون در این میان شبکههای ماهوارهای فارسی زبان بدون محدودیت و خط قرمزهای که بخشی از آن البته لازم است، اقدام به پخش فیلم و سریال کردند. و تلویزیون در این میان به نوعی از مخاطبش عقب ماند. چون تا قبل از فعالیت این رسانهها مخاطبان نوعی دیگر از برنامههای تلویزیون را دنبال میکردند. البته مشکل دیگر هم با تمام احترامی که برای همکارانم قائل هستم، عدم تخصص برخی از نیروهای برنامهساز در سازمان هست چون برخی از این دوستان با مقوله مخاطبشناسی آشنایی چندانی ندارند و به این موضوع واقف نیستند که برنامهای را که مشغول ساخت آن هستند، در چه شرایطی و به چه مناسبتی قرار است پخش شود همه این موارد به نوعی دست به دست هم داد که مخاطب تلویزیون، به سمت رسانههای موازی با آن گرایش پیدا کند اما با این حال بازهم براین باورم که رسانه ملی ما این امکان را دارد که بیشترین جذب مخاطب را داشته باشد.
به نظر شما در این میان چه اتفاقی رخ داد که برنامهای مانند «رادیو هفت» که برنامه ساده و کم هزینهای است و از آن مهمتر در شبکه کم مخاطبی پخش میشود بییندگان زیادی را به خود جذب میکند؟
میلاد اسلامزاده:خیلی به این موضوع اعتقاد ندارم که «رادیو هفت» برنامه کم هزینهای است چون معمولا هر برنامهای که بخشهای تولیدی آن زیاد است اتفاقا بسیار پرهزینه است اما چون ما در این برنامه به دنبال تجملات نیستیم در نهایت هم ساده به نظر میرسیم. تمام تلاش گروه «رادیو هفت» این است که با المانهای که در آن سادگی وجود دارد مفهوم را به درستی به مخاطب ارائه کند به نظرم این برنامه موفق است چون نبض اجتماع را پیدا کرده و روی موج فکری جامعه سوار است و چیزهای را نشان میدهد که بیننده دوست دارد بشنود و ببیند.
به نظرتان نیاز مخاطب امروز چیست او چه چیزی را دوست دارد به قول شما ببیند و بشنود؟
میلاد اسلامزاده:مخاطب دوست دارد حال خوب را کنار یک زندگی شلوغ و پردغدغه را ببیند و در این میان یک ساعت حرف قشنگ را بشنود و موسیقی زیبا گوش دهد و افرادی را ببیند که دوستشان دارد اما مدتها است بنا به دلایلی از آنها خبری ندارد. ودر این میان «رادیو هفت» یک شصت دقیقه و گاه صدوبیست دقیقه زیبا را که برگرفته از همان نیازهای است که مخاطب به آن احتیاج دارد را به آنها نشان میدهد و به آنها کمک میکند بعد از تماشای این زیبایها بخوابد. چون زندگی این روزهای ما به شدت پرسرعت شده است و همه نیاز داریم شبها در کنار نوشیدن یک فنجان چای برنامهای را ببینم که به ما آرامش را منتقل میکند.
برخی معتقدند رادیو هفت بین برنامههای کلاسیک و مدرن پل زده است و از این جهت توانسته است مخاطبان مختلف را با خود همراه کند؟
امیر وحید آزاد: رادیو هفت یک خط و مشی را از ابتدا به واسطه طرحی که تهیهکننده و کارگردان در ذهنشان داشتند دنبال کرد و خب امروز دیگر سلیقه مخاطبش را پیدا کرده است و به این نتیجه رسیده ست که نیاز مخاطب او چیست. مردم ما بسیار رسانه محور هستند و از تلویزیون بسیار تاثیر میگیرند و از این جهت بسیاری معتقدند در پس لایههای زیرین هر برنامه تلویزیونی و یا فیلم سینمای یا.. باید نوعی الگوسازی و پیام دهی وجود داشته باشد در حالی که لزوما ممکن است این هدف در اثر آنها وجود نداشته باشد و انگیزه آنها از ساخت آن کار صرفا سرگرمی مخاطب باشد. به طور خاص در مورد «رادیو هفت» باید بگویم این برنامه همانطور که آقای اسلامزاده هم اشاره کرد برنامه کم هزینهای یا ساده به لحاظ فرم اجرایی نیست و در آن سعی شده به جزییات توجه زیادی شود و در پشت سادهترین آیتمهای که در برنامه پخش میشود مانند موسیقی و ... تفکر وجود دارد که مثلا آیا این سبک موسیقی با حال و هوای امروز برنامه همخوانی دارد یا خیر، هیچ چیزی که در «رادیو هفت» پخش میشود شکل تصادفی ندارد و سعیمان بر این است آیتمهای که پخش میشود در درجه اول با حال و هوای خودمان همخوانی داشته باشد تا از این طریق روی مخاطب بیشترین اثر را بگذارد به طور خاص در مورد سوالتان باید بگویم چندان با این دسته بندی موافق نیستم چون ریتم برنامه ما به گونهای نیست که بتوان آن را در ژانر کلاسیک و یا مدرن قرار داد در «رادیو هفت» ما سعی میکنیم از ذوق زدگی تصویری، متن و اجرا پرهیز کنیم و در نهایت باعث دیده شدن این برنامه شده است. هیچ وقت یادم نمیرود زمانی که ما میخواستیم این برنامه را در شبکه آموزش بسازیم بسیاری از افراد اصلا نمیدانستند که چنین شبکهای وجود دارد و فکر میکردند هدف ما از بیان «رادیو هفت» یک برنامه صرفا رادیویی است ولی خب خوشبختانه ما توانستیم در این زمینه تا حد زیادی موفق عمل کنیم و الان شبکه آموزش به یک شبکهی پر مخاطب بدل شده است و برنامه ما هم توانسته است جایگاه خودش را در میان بییندگان پیدا کند.
منصورضابطیان:نکتهای را که میخواهم به حرفهای امیر اضافه کنم این است که برخلاف بسیاری از برنامههای تلویزیونی که عقیدهشان بر این است که بر مردم تاثیر بگذارند ما میخواهیم که از مردم تاثیر بگیریم و خب به همین دلیل هم برنامه ما توانسته مخاطبان را با خود همراه کند چون آنها خودشان و احساسشان را در برنامه میبینند و حس نمیکنند برنامهای را که تماشا میکنند از کرهای دیگر آمده است. سازندگان این برنامه سبک زندگیشان از جنس مردم است و اکثر افرادی که در «رادیو هفت» مشغول به فعالیت هستند جوانهای دانشجو، سرباز و ... هستند و وخب چون اکثر آنها با وسایل نقلیه عمومی از قبیل تاکسی و مترو و... رفت و آمد میکنند با عام مردم در ارتباط هستند و از این جهت از اتفاقاتی که برایشان رخ میدهد سوژه ای تهیه میکنند و از دل همین سوژهها هم برنامهها ساخته میشود.
با این اوصاف «رادیو هفت» متکی به اتاق فکر است؟
اشکان مزیدی: بله، حسن این برنامه به داشتن اتاق فکر است خیلی وقتها ما حتی سر میز ناهار در مورد ایدههایمان صحبت میکنیم و اجازه میدهیم همه افراد عقیدههایشان را ابراز کنند شاید برایتان جالب باشد که بدانید گاهی اوقات ما حتی کنداکتور برنامههایمان را میبندیم و به طور مثال درعصر میبینیم که باران میبارد و آنقدر حال خودمان از این بارش باران خوب میشود که تغییراتی را در برنامه ایجاد میکنیم و موسیقی را با حال و هوای باران انتخاب میکنیم و خب چون این تغییرات ما را به حال و هوای مردم نزدیک میکند مورد توجه آنها هم قرار میگیرد چون ما به آنها نشان میدهیم که به قدری برای ما محترم هستند که حاضریم نیم ساعت مانده به برنامه، خط و مشی آیتمهایمان را با همه دشواریهای که سر راهمان قراردارد تغییردهیم.
عضیها معتقدند «رادیوهفت» خط قرمزها را به نوعی عقب برده است و در آن شیوه اجرا و آیتم سازی با سایر برنامههای تلویزیونی تا حدی متفاوت است؟
میلاداسلامزاده:واقعیت این است که من چیزی را به عنوان خط قرمز ندیدم که ما را از عبور از آن منع کرده باشد به طور کلی ما یک سری مبنانی اخلاقی و مذهبی داریم که به آن معتقدیم و خودمان را ملزم به رعایت آن میکنیم اما در این میان بعضی از باید و نبایدها صرفا سلیقهای و زاییده تفکرات برخی است و در هیچ کجا از آن به عنوان خط قرمز و نقطه ممنوعه یاد نشده است. شاید جالب باشد در این میان خاطرهای را برای شما نقل میکنم یکبار با یکی از مدیران صحبت میکردم ایشان برای من تعریف کردند که مشغول انجام کاری بودند و فکر میکردند نباید وارد فلان حوزه شوند چون خط قرمز است اما بعدها که تحقیق کردند متوجه شدند هیچ ممنوعیتی در این باره وجود ندارد و چون افرادی که قبلا مشغول به کاردر آن حوزه بودند در این زمینه کاری انجام نمیدادند این تصور ایجاد شده بود که نباید فردی وارد این مباحث شود این یک واقعیت است که ما وارد برخی از مسائل به دلیل عدم آگاهیمان از قوانین نمیشویم به طور مثال برخی از موسیقیهای که در«رادیوهفت» پخش میشود برای اولین بار در این رسانه اجازه پخش گرفتند که این موضوع حاصل رفت و آمدها و تلاشهای محمد صوفی و منصورضابطیان برای گرفتن مجوز است و این طور نبود که به راحتی بتوانند به این مهم دست پیدا کنند.
منصور ضابطیان: برخی از تهیهکنندگان ما اصلا به دنبال دردسر نیستند در حالی که در سازمان پیرامون بسیاری از موضوعات هیچ دستورالعملی وجود ندارد که مثلا نباید وارد فلان مبحث شد همانطور که میلاد هم اشاره کرد مباحث پیرامون اخلاق، مذهب و سیاستهای نظام برای هم یکسان است اما خب در این میان برخی از تهیهکنندگان تعبیر خودشان را از این مبانی دارند در مورد مثال موسیقی هم که به میان آمد باید بگویم برخی از قطعاتی که در «رادیو هفت» پخش شد برای اولین بار بود که از صدا و سیما شنیده میشد و خب برخی از آنها اصلا مجوز داشتند اما خب هیچکس حتی این زحمت را به خودش نمیداد که این موضوع را مورد بررسی قرار دهد برخی دیگر از این قطعات هم بعد از پیگیریهای بسیار ما مجوز گرفتند. البته در این میان ما سعی داشتیم که اعتمادسازی کنیم و به مسئولان این اطمینان را میدهیم که حدمان را در این مورد رعایت میکنیم و به گونهای از قطعات استفاده مینمایم که دچار ذوق زدگی نشود گاهی پیش میآید موسیقی که در تلویزیون مجوز میگیرد به قدری بد پخش میشود که سازمان جلوی پخش آن را میگیرد اما «رادیو هفت» اگر مجوز تراکی را میگیرد سعی دارد درست از آن بهره ببرد و به طور مثال اگر امروز آن را به مناسبتی پخش کرد تا پخش بعدی آن چند ماهی فاصله بیندازد. و طوری آن موسیقی را پخش نمیکند تا حساسیت زا شود. بالاخره این موارد جز قلقهای برنامهسازی است.
میلاد اسلامزاده:جسارت و تحول در برنامهسازی را جایگزین لغت قلق میکنم. بعضیها دوست دارند تا صرفا برنامهای را بسازند که روی آنتن برود تا از این طریق آنتن را پر بکنند این افراد معمولا به دنبال کار بیدردسر و بیدغدغه هستند در حالی که این روحیه در تیم سازندگان «رادیو هفت» وجود ندارد. بیشک منصور ضابطیان و محمد صوفی مجبور شدهاند بارها برای ارائه پارهای از توضیحات به دفتران مدیران سازمان بروند اما خب چون کارشان را بلد بودند ریسک در برنامه سازی را پذیرفتند و حاضر شده اند هر از چند گاهی به این پرسش و پاسخ تن بدهند در نهایت ماحصل تلاش و ریسک ضابطیان و صوفی هم برنامهای پر مخاطب و نوگرا شد البته آنها در این وادی در مسیر درستی گام بر داشتند میگویم درست به این خاطر که اسیر جوزدگی نشدند و مانند برخی، بیپروا در زمینه تحول برنامهسازی عمل نکردند که در نهایت کارشان با تعطیلی مواجه شود، اعضای این گروه جسارت در برنامهسازی را با نوعی دور اندیشی و تعقل همراه کردند و همین موضوع هم منجر گشته عمر این برنامه به سه سال نیم برسد.
آقای صوفی دوست دارم راجع به سابقه مطبوعاتی منصور ضابطیان و تاثیر آن در برنامه «رادیو هفت» بپرسم چرا که معمولا افرادی که سابقه کار در جراید را دارند به نوعی یک پله از افرادی که درسایر رسانهها مشغول به کار هستند از بطن جامعه آگاهترند و به همین جهت در خلق برنامههای مردمی موفقتر هستند. به نظر شما مطبوعاتی بودن ایشان به موفقیت و در نهایت دیده شدن این برنامه کمک کرده است؟
محمد صوفی: سابقه دوستی من و منصور به سالها قبل باز میگردد به زمانی که ایشان هنوز فعالیت در مطبوعات را آغاز نکرده بودند و ما هر دو به کلاس کنکور میرفتیم. نزدیک به نوزده سال از عمر دوستی ما میگذرد (بعد از کمی مکث) بیشک سابقه مطبوعاتی منصور به دلیل شناختی که روی فضای جامعه دارد در بالا رفتن کیفیت برنامه ما بسیار اثر گذار است. برنامههای از این دست که در تلویزیون ساخته میشود شبیه به یک مجله تصویری است و از این جهت تجربههای اینچنینی میتواند بسیار راهگشا باشد.
آقای ضابطیان، برای شما هم این موضوع اثر گذار بود؟
منصور ضابطیان: طبیعی است که این حرفه اثرات خودش را در کار من گذاشته است به هر حال سابقه مطبوعاتی به فرد کمک میکند، نبض و سلیقه مخاطب را بهتر و بیشتر بشناسد. البته در ایران لغت ژورنالیست را صرفا درباره فردی که در رسانه مکتوب کار میکند به کار گرفته میشود، در حالی که در همه جای جهان ژورنالیست را به فردی اطلاق میکنند که در رسانههای مختلف اعم از دیداری ،شنیداری ، مکتوب و...کار میکند ما هم در برنامه «رادیو هفت» در واقع کار یک ژورنالیست را انجام میدهیم و در پایان شب،بستهبندی را به مخاطب ارائه میدهیم که در آن آیتمهای مختلفی اعم از گفتگو، موسیقی، شعر، قصه و ... وجود دارد و در واقع یک شکلهای از بازی با واژه را در این برنامه داریم که این بار از طریق دیداری و شنیداری به مخاطب منتقل میشود.
آقای اسلامزاده شما در برنامه «رادیو هفت» رقابت در عرصه اجرا به دلیل تعدد مجریان زیاد است شما به عنوان مجری چقدر کار دیگری همکارانتان را رصد میکنید تا در نهایت دراین رقابت بتوانید حجم بیشتری از مخاطب را در شبی که برنامه اجرا میکنید به خود اختصاص دهید؟
میلاد اسلامزاده: شاید بهتر باشد با مثالی در مورد یک از مجریان مطرح دنیا «جان اسمیت» آغاز کنم ایشان معتقدند ما اصلا چیزی به اسم مجری به غیر از دو حالت نداریم. که در حالت اول، مجری یک ژورنالیسم طراز اول (فرست کلاس) و در حالت دوم یک برنامهسازکامل است. خب در «رادیو هفت» ما این دو فرد را در کنار هم داریم محمد صوفی و منصور ضابطیان در این زمینه کم نظیر هستند. و به همین جهت کار ما جلوه مضاعفی دارد به نظرم کار اجرا به نوعی شبیه به انتخاب رشته است یعنی ممکن است شما رشتهای را در دانشگاه انتخاب کنید که بعد از اتمام آن به یک لیسانس بیکار بدل شوید. در اجرا هم ممکن است مجری برنامهای شوید که بعد از آن تا مدتها بیکار بمانید و فردی به شما پیشنهاد اجرا ندهد. البته عکس آن هم وجود دارد. وقتی منصور به من پیشنهاد اجرا در این برنامه را داد با کمال میل پذیرفتم چون خودم از مخاطبان جدی «رادیو هفت» بودم و امروز که مجری این برنامه شدم شک نکنید که اجرای همکارانم را در آن دنبال میکنم و با نگاهی موشکافانه و یادگیرانه عملکرد آنهارا دنبال میکنم اما اینکه چقدر اجرای آنها در نحوه اجرای من اثرگذار هست را نمیدانم. اما خب باید به این موضوع اعتراف کنم که همواره به دنبال این موضوع هستم که چه چیزی در اجرای این دوستان قرار دارد که باعث جذاب شدن برنامهشان شده است. در هر حال معتقدم «رادیو هفت» موفقیتش را مدیون کار خوب تیمی و چیدن درست افراد درکنار هم هست.
در نویسندگی آیتمها چقدر خصوصیات اخلاقی و موقعیتی که در آن مهمان برنامه قرار دارد را لحاظ میکنید؟
اشکان مزیدی:در این مورد ما دقت ویژهای داریم چرا که برایمان از اهمیت زیادی برخوردار است که متنهای نوشته شده با روحیات فردی که قرار است آن را اجرا کند همخوانی داشته باشد، گاهی پیش میآید بر اساس موسیقی که قرار است در برنامه پخش شود متن را سفارش دادیم و خب به این موارد مناسبتها... را هم اضافه کنید. البته بعد از نگارش هر متن وقت زیادی را هم برای اجرای آن توسط مهمانها در نظر میگیریم تا او بتواند با متن ارتباط برقرار کند از طرفی روی جزییات از قبیل موسیقی و تصویری که قرار است قبل و بعد از اجرای متن هم پخش گردد هم توجه زیادی میشود.
یکی از نقاط قوت این برنامه شیوه اجرای متن توسط مهمانها است به گونهای که اکثر مخاطبان تصورمیکنند این متنها به نوعی دلنوشته افرادی است که در این برنامه شرکت کردند؟
اشکان مزیدی: شاید بخشی از این موضوع به این خاطر باشد که ما هیچ عجلهای برای ضبط آیتمها نداریم ومعمولا متنها را از یک هفته قبل برای مهمان برنامه میفرستیم تا با آن تمرین کند؛زمانی هم که به استودیو آمد این فرصت در اختیار او قرار دارد که آنجا هم تمرین داشته باشد گاه پیش میآید که چندین بار یک آیتم را ضبط کنیم تا نتیجه آن، مورد رضایت ما و مهمان برنامه باشد. از طرفی مهمانهای برنامه ما معتقدند فضای صمیمی و دوستانهای که در پشت صحنه کار حاکم است به آنها برای خواندن متنها کمک زیادی میکند. معمولا تصویربردار دربرنامههای تلویزیونی خیلی دوست دارد تا هنر و توانایاش را در این عرصه به رخ بکشد اما خب «رادیوهفت» شاید به دلیل فضای سادهای که دارد چندان این امکان را برای تصویربردار فراهم نمیکند و او باید بیشتر در خدمت کلیت کار باشد.
امیر وحید آزاد: فرم یک برنامه باید در خدمت محتوای آن باشد اگر من تصویربردار برنامهای هستم به نوعی کارمند کارگردان و تهیهکننده ام و آنها هستند که به من خط مشی میدهند که باید به این شکل کار کنی و من هم باید تابع خواسته آنها باشم شاید من به عنوان یک تصویربردار دوست داشته باشم که از اسپایدرکم در کارم برای ضبط تصاویر آنچنانی استفاده کنم اما باید ببینم که آیا این موضوع متناسب با برنامهای که در آن کار میکنم هست یا... البته گاهی اوقات فضای تصویربرداری در برخی از برنامههای «رادیو هفت» به نوعی تغییر میکند به طور مثال در برنامهای که شب عید پخش شد از پروجیپ استفاده کردیم که البته کار جالبی بود منتهی ترجیح دادیم صرفا در همان مقطع از آن بهره بگیریم. به هر حال در بخش تصویربرداری ، نورپردازی و تدوین ما سعی میکنیم با وسواس خاصی عمل کنیم و کاری را که ارائه میدهیم کمترین اشکال را داشته باشد هیچ یک از اعضای این برنامه به فکر خودنمای نیستند آنها صرفا در تلاش هستند تا این برنامه در همان سطحی که برای آن تعریف شده به لحاظ کیفی باقی بماند و به همان قوت به فعالیتش ادامه دهد.
منصور ضابطیان: سختترین کار در برنامهسازی ارائه کار ساده و دور از شلختگی است چرا که برای عوامل یک کار بسیار راحت است که با توسل به رنگ ، نور و دکور مخاطب را جذب کنند اما اینکه شما بتوانید در کمال سادگی کاری زیبا و شکیل را ارائه دهید بسیار دشوار است.
محمد صوفی: من هم نکتهای را در باب سادگی «رادیو هفت» که بارها مطرح شده است اشاره کنم و آن این است که قبل از ساخت این برنامه ما تجربه کار کردن در برنامههای با دکورهای آنچنانی را مانند «برنامه نقره» داشتیم ولی به جرات میتوانم بگویم کار ما در«رادیو هفت» به مراتب سختتر از سایر برنامهها بوده است ولی این سادگی دلیل نمیشود که این کار ساده انجام شده باشد.
آقای صوفی در خبرها آمده بود که «رادیو هفت» به نوعی از تلویزیون طلب کار است و هنوز با این برنامه تسویه نشده است؟
محمد صوفی: مدتی است که مدها با سرعت در حال تغییر هستند و الان هم مد در طلب کار بودن است (با خنده).
بسیاری از برنامههای که در تلویزیون ما تولید میشود چندان به کار گروهی اهمیت نمیدهند و اکثر اتفاقاتی که در برنامه رخ میدهد ماحصل تفکرات یک فرد است. در «رادیو هفت» هم این تعریف صدق میکند؟
میلاد اسلامزاده: نمیخواهم بگویم این کار به شکل دانشگاهی اتفاق میافتد اما دراین باره ما یک تعریف دانشگاهی داریم و آن این است که در تعاریف ما دو نوع سازمان داریم سازمان عمودی و سازمان افقی ...،به طور مثال در سازمان عمودی چون سلسله مراتب حکم فرما است . پایین دستی هیچگاه حق اظهار نظر ندارد چون یک کارمند است و صرفا باید کارش را انجام دهد ولی در مدل دیگر که سازمان افقی است همه در تصمیمگیریها دخیل هستند و نگاه مشترک استراتژیک را که برگرفته از اهداف مشترکشان است، دارند. در بسیاری از برنامهها متاسفانه همان نگاه عمودی حاکم است و به این دلیل آن تعاملی که باید بین عوامل تیم برقرار نمیشود چرا که همواره نگاه از بالا به پایین وجود دارد این سبک برنامهسازان هم معمولا بعد از گذشت مدتی از سوی مجریان و دیگر تیم اجرای خوب طرد میشوند و آنها هم در نهایت مجبور میشوند کارشان را به افراد تازه کار بسپارند که ماحصل آن هم برخی از برنامههای ضعیفی است که در تلویزیون ما شاهد پخش آن هستیم ولی خب در «رادیو هفت» رابطه کاملا به شکل افقی وجود دارد و کسانی که به عنوان تهیهکننده و کارگردان در کنار ما قرار دارند حس خلاقیتشان را به گروه منتقل می کنند و گواه این موضوع هم عملکرد و کارنامه خوب این دوستان است.
شاید کسی که برای بار اول مخاطب این برنامه باشد این تصور برایش پیش آید که محتوای برنامه به گونهای است که لایههای خاصی از جامعه صرفا جذب آن میشوند در حالی که این برنامه توانسته است طیفهای مختلفی از مخاطبان را با خود همراه کند علت این موضوع را در چه میبینید؟
منصور ضابطیان: یکی از هدفهای ما این بوده است که مخاطب را دست کم نگیریم و نگویم مخاطبی که در جاهای دور افتاده است درک درستی نسبت به مسائل ندارد و برای آنها باید به گونهای دیگر برنامه اجرا کرد مدتی قبل من به شهر زابل سفر کرده بودم و در آنجا به طرز حیرت انگیزی با اقبال مردمی نسبت به «رادیو هفت» مواجه شدم. در هر حال با این توضیح، میخواستم بگویم ما از کالیفرنیا گرفته تا دور افتادهترین روستاهای ایران مخاطب داریم و به این معتقدم که اگر یک برنامه بتواند بین طیفهای مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و یک اتفاق نظر ایجاد کند به نوعی در مسیر ایجاد وحدت ملی گام برداشته است. مگر رسانه ملی هدفی جز این موضوع دارد که همه مردم را دور یک مفهوم مشخص جمع کند.
کار تدوین «رادیو هفت» به دلیل تعدد آیتمهای که در آن وجود دارد و ریتم و بالایش به نظر کار ساده ای نمیرسد در مورد این موضوع کمی صحبت کنید؟
امیر وحید آزاد: در تدوین این کار به تنهای عمل نمیکنم و مرتضی نظری و معین ضابطیان من را همراهی میکنند این برنامه همانطور که خودتان هم اشاره کردید از حجم آیتم بالای برخوردار است و نزدیک به سه چهارم آن را آیتمهای تولیدی تشکیل میدهند و تنها یک چهارم آن به پخش زنده اختصاص دارد به همین خاطر هر روز باید کلیپهای متنوع و پلی بکهای جدید که از قبل ضبط شده است پخش شود و این اتفاق فشار را روی بخش تدوین زیاد میکند و از آن طرف نمیتوان کیفیت آثار را نادیده گرفت و آن را فدای کمیت کرد و باید در نهایت، کار ارائه شده استانداردهای که کارگردان در نظر دارد را دارا باشد، بیتردید رفاقتی که در گروه وجود دارد باعث میشود با وجود حجم بالای کارها با خلاقیت بیشتری به فعالیت بپردازیم. منصورضابطیان ومحمد صوفی در کار بسیار جدی هستند و به جزییات اهمیت زیادی میدهند و معتقدند کار ما باید کمترین عیب و نقص را داشته باشد.
تیتراژ «رادیو هفت» به نوعی نقطه قوت برنامه محسوب میشود، این ایده از کجا شکل گرفت؟
اشکان مزیدی: قبل از شروع سری گذشته «رادیو هفت» با آقای ضابطیان در مورد تیتراژ برنامه صحبت کردیم ایشان معتقد بودند که باید تنوعی را در آن ایجاد کنیم تا از این فرم تکراری که قالب عمده اکثر برنامهها را تشکیل میدهد خارج شویم و همانجا بود که من پیشنهاد دادم که نوشتهها در تیتراژ شکل خودمانی داشته باشند و خب منصور همین ایده کوچک من را به گونهای پرورش داد و آن را تبدیل به یک قصه نوشتاری کرد. در سری جدید هم قرار شد هر شب برنامه، به فردی تقدیم شود لزوما آن فردی که این برنامه به او تقدیم میشود از اسم دهن پرکن و... بهرهمند نیست و حتی ممکن است حتی یکی از بییندگان برنامه باشد. اما نام او حسی را در ما ایجاد کرد که بخواهیم آن را به او تقدیم کنیم.
منصورضابطیان: خب، راستش را بخواهید وقتی به این ایده شکل عملی دادیم در ابتدا یک مقدار نگران آن بودیم که مخاطب را در دراز مدت خسته نکند اما با اینکه یک سال از این قضیه گذشته است حتی خود من که خط به خط آن تیتراژ را نوشتم با دقت خاصی پای تلویزیون آن را دنبال میکنم و فکر میکنم در پایان آن قرار است یک اتفاق خاصی رخ دهد(با خنده).
محمد صوفی: هدف ما این است از زمانی که برنامه شروع میشود تا وقتی که تیتراژ پایانی برنامه نمایش داده میشود و جمله خوب بخوابید روی صفحه تلویزیون نمایش داده میشود، مخاطب را با خودمان همراه کنیم.
به عنوان سوال آخرچقدر به حفظ تیم «رادیو هفت» اهمیت میدهید و دوست دارید با همین گروه کار را ادامه دهید و یا ترجیح میدهید رفت آمدهای در بین اعضای گروه اتفاق بیفتد؟
محمدصوفی: در تیم ما آمد زیاد وجود دارد اما رفت خیلی کم اتفاق میافتد(با خنده). جدا از شوخی خیلی خوشحالم که این سوال را مطرح کردید چون یکی از شانسهای من و منصور،تیمی است که با ما کار میکند خوشبختانه ما از تیمی حرفهای و کار بلدی بهرهمند هستیم و اکثر بچههای که با ما کار میکنند از تجربه خوبی در این حیطه برخوردارند «رادیوهفت» از زمان شروع کارش تا به امروز تیم کاری خودش را حفظ کرده است و در این میان ما حتی دوستانی داریم که از سالهای پیش در برنامههای دیگر با ما همکاری داشتند و در نهایت همین موضوع هم باعث میشود که در طول کار ما احتیاجی چندانی به دادن توضیحات آنچنانی به یکدیگر برای انتقال مفاهیم نداشته باشیم و گاه با یک نگاه آن چه که مد نظرمان هست را به یکدیگر منتقل میکنیم.
منبع: خبرگزاری برنا
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم