در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در این روند تاریخی، سرمایهگذاری تلویزیون روی چهرههای مستعدی که در عرصه طنز، قابلیت و توانایی دارند، به بار مینشیند و یک «ستاره مستعد» به «هنرمند» بدل میشود و آن گاه، رسانههای دیگر به فکر استفاده از این چهره پرداخته شده و به شهرت رسیده توسط تلویزیون میافتند و اینجاست که مردم به عنوان صاحبان اصلی موثرترین رسانه وطنی از ستارههایی که خود آنها را به بالاترین حد شهرت رساندهاند، انتظار دارند با تداوم فعالیت خود بتوانند بهترین اوقات را در رسانهای که دوستش دارند، رقم بزنند.
به نظر میرسد یکی از دلایلی که در سالهای اخیر مردم نتوانستهاند حضور ستارههای تازهای را در عرصه طنز تلویزیونی مشاهده کنند، این باشد که برنامهسازان قدیمی و موفق طنز نسبت به این خواسته مردم بیتفاوت هستند و مثل گذشته برای این پرمخاطبترین رسانه زمان نگذاشتهاند یا در این مورد اهمال میکنند.
از آن سو هم میتوان چهرههای موفقی را مثال زد که کم و بیش با ساخت مجموعههای داستانی با مضمون طنز، به مرور توان بیشتری از خود ارائه میکنند و بازیگران و نویسندگان طنازی که همواره از میدانهای دشوار سربلند بیرون آمدهاند.
با این اوصاف، یکی از ضعفهای موجود در عرصه تولید برنامههای طنز تلویزیونی، نبود برنامههایی است که هوشمندی و خلاقیت خاص در آن وجود دارد و نبود متن خوب و سوژه خلاق و جذاب، این خطر را به همراه دارد که ستارههای طنز مجالی برای خودنمایی پیدا نکنند. شرایطی که به نظر میرسد به آسیبشناسی جدی و البته مشارکت همه کسانی نیاز دارد که در این زمینه تجربه و توان دارند و مدعی مردمی بودن هستند. واقعیت این است که برخی برنامهسازان غیرفعال تلویزیونی باید بدانند چه تعهدی نسبت به مخاطب خود دارند و آیا باید از شهرتی که مدیون همین مخاطب است به نفع خود استفاده کنند؟
واقعیت این است برنامهسازانی که با سرمایهگذاری تلویزیون توانستهاند به موقعیتهای مالی و شهرت دست یابند، در مقابل مخاطب این رسانه مسئول هستند و خود شاید بهتر بدانند بیتفاوتی آنها به خواسته مخاطب انبوه، چه سرنوشتی برایشان رقم خواهد زد.
علی افشار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: