jamejamsara
سرا سلامت کد خبر: ۵۵۹۱۵۳ ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۲  |  ۱۶:۵۲

من ناگزیرم برای لمس یک زندگی عاشقانه، از دریچه قلبم به تو نگاه کنم و تو همیشه برای من همان شاهزادۀ صاحب اسب سفیدی خواهی بود که روزی برای تمام عمر به تو، بله گفتم، اما زندگی درس‌های دیگری به من داد که فهمیدم برای آن‌که عاشقت بمانم، باید از دریچه عقل هم به رابطه‌مان بنگرم.

من و تو انسانیم. یک زن و یک مرد، با دنیایی از تفاوت‌ها‌. نمی‌توانیم مانند هم رفتار کنیم. یکی از تفاوت‌های اساسی ما، نقش عقل و احساس در تصمیمات زندگی است. لازمه پرواز و کمال ما در این است که از عقل و احساس در کنار هم بهره ببریم.

عقل به زندگی منطق می‌بخشد و احساس به لطافت و زیبایی آن می‌افزاید. اگر بخواهیم هر کدام از اینها را از رابطه مان حذف کنیم، مثل پرنده‌ای خواهیم شد که بال هایش با هم هماهنگ حرکت نمی‌کند و سقوطش حتمی خواهد شد. عاطفه به​تنهایی خوب نمی‌بیند و عقل به‌تنهایی خوب پیش نمی‌رود. من سعی کردم در کنار تو بیاموزم منطقی‌تر رفتار کنم تا عشقم به تو یک محبت صرفا احساسی نباشد، چرا که این‌گونه محبت در بحران‌ها و دست‌اندازهای زندگی به کار نمی‌آید.

روزهای اول، من دنیایی از احساس بودم و تو، هر چند مهربان، اما دنیایی از روابط عقلانی و منطقی. برای هر دوی ما سخت بود تا از چشمان هم به دنیا نگاه کنیم، اما چه سعادتمند بودیم که توانستیم خیلی زود چون یک‌جور چین بزرگ و سخت، عقل و عاطفه‌مان را در جای مناسب خود بچینیم.

من بعد از روزها آزمون و خطا، آموختم احساسم را کجا و چگونه در مقابل تو بروز دهم. آموختم احساس رها شده چون ظرف واژگونی است که هر آنچه را درون خود دارد به زمین خواهد ریخت. آموختم عقلانی، عاشقت باشم. شاید ماه‌ها طول کشید تا فهمیدم کدام حرف را بزنم تا تو را شاد کنم، چگونه تو را با نظر خود همراه سازم و چه کنم تا برایت یک دوست مورد اعتماد باشم.

و تو همان‌طور که در روزهای اول آشنایی‌مان تاکید می‌کردی، ازهمان ابتدا سعی داشتی زندگی مشترک را براساس تعقل اداره کنی. دنیایت پر بود از مقدمه‌چینی و نتیجه‌گیری. استدلال‌های غیرمنعطف، اما صحیح.

اما خیلی طول نکشید تا تو نیز آموختی عقل باید عاطفه اندود شود تا تاثیر خود را در هدف اصلی هر دوی ما یعنی رسیدن به آرامش و کمال در کنار یکدیگر بگذارد.

من امروز دیگر هر چند از عشق تو سرشارم، اما یک زن منطقی و با درایت هستم که می‌توانم روزهای خوشی و ناخوشی زندگی مشترکمان را بخوبی مدیریت کنم و تو مرد معقول و مهربانی هستی که خوب می‌دانی چگونه محبتت را به من نشان دهی.

حال دیگر پرنده زندگی مشترک ما، با دوبال عقل و احساس می‌تواند به پرواز در آید تا آبی آسمان بی‌انتهای خوشبختی.

>> جام جم/ چاردیواری/ ندا داوودی

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
رازهای خونین در شمال‌ شرق افغانستان

رازهای خونین در شمال‌ شرق افغانستان

هفته گذشته طالبان یورش برق‌آسایی به شهرستان «مایمی» در شمال‌ شرق افغانستان داشت.این منطقه روی خط مرزی این کشور با تاجیکستان و در استان بدخشان قرار دارد.

اسبی در غبار آمد

اسبی در غبار آمد

در نخستین ساعاتی که خبر شهادت شهید محسن فخری‌ زاده را شنیدم، نوشتن یک مثنوی را آغاز کردم: «سواری بر زمین افتاد و اسبی در غبار آمد/ غروب از جاده دردا باز اسبی بی‌سوار آمد». تا پاسی از شب بیدار بودم و شعر را بازنویسی می‌کردم.

چرایی پیک زمستانی کرونا

چرایی پیک زمستانی کرونا

وزیر بهداشت اعلام کرد پس از پیک پاییزه کرونا، یک پیک زمستانی نیز خواهیم داشت که به‌خصوص در استان‌های جنوبی کشور، باعث افزایش شیوع بیماری می‌شود.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر