در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
همیشه در تب و تاب انتخابات نه تنها در ایران، بلکه در تمام کشورهای جهان، شاهد گرایش اهل سیاست به هنر بودهایم. از آنجا که عالم هنر، عرصهای جذاب و توجهبرانگیز است و محبوبیت و فراگیری مناسبی هم دارد، برای فتح قلههای یک انتخاب، اغلب مردان سیاست ترجیح میدهند در چنین روزهایی بیش از گذشته خودشان را به اهل قلم و هنر نزدیک کنند.
به همین دلیل حافظه تاریخ پر از تبادلات دنیای سیاست و هنر است. اینکه تا چه میزان هنر مجوز آغشته شدن به سیاست را دارد و آیا ساحت هنر با همجواری سیاست خدشهدار میشود یا خیر، مدنظر نگارنده نیست، ولی متاسفانه طی سالهای اخیر شاهد نفوذ تفکر خودنمایی سیاسی در برخی هنرمندان در چنین بازههای زمانی بودهایم. با اینکه هر هنرمندی در نهایت یک شهروند محسوب میشود و مانند همه مردم یک رای بیشتر ندارد اما خواهی نخواهی، زندگی فراتر از چارچوبهای شخصی پیدا کرده و همواره زیر ذرهبین بایدها و نبایدهای مردم قرار میگیرد و به اصطلاح در طبقه و گروههای مرجع جامعه محسوب میشود و اگر مردم از هنرمند الگوبرداری نکنند، دستکم رفتارش را نشانهای از یک رفتار معقول ارزیابی میکنند. قرار گرفتن جلوی دوربین عکسهای یادگاری، حضور گاه و بیگاه در محافل سیاسی، تریبون شدن و رفتارهای باندگرایانه یک هنرمند، گاه آسیبی به نام و نشان هنر میزند که سر و سامان دادنش سالها وقت میخواهد. اینکه یک هنرمند، مختار به حمایت از یک نامزد انتخاباتی است، سخن بیراهی نیست ولی نزول هنر تا ورطه حساب و کتاب و سوء استفاده از اعتماد مردم، چیزی نیست که براحتی از خاطر و ذهن مردم برود. آنچنان که هنوز از خاطره خیلی از ما برخی رفتارهای سالهای گذشته نرفته است. اکنون، شاید اگر کمی به گذشته برگردیم با استفاده از تجربیاتمان میتوانیم رفتار معقول و شهروندمدارانهای به انتخابات داشته باشیم، تا نه هنر سیاستزده داشته باشیم، نه سیاست بیهنر!
آزاده کریمی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: