در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سهم طبیعت در روزهای خوشی ما همین زبالههاست که بودنش توجیهی شده برایمان که اگر دیگران میریزند، من چرا نریزم! اگر کسی اعتراض، راهنمایی یا حتی خواهش کند، به نظرمان وسواسی و سختگیر به نظر میرسد.
با وجود این، پایان تعطیلات اگر برای همه غمانگیز و سخت باشد، برای طبیعت خوشحالکننده به نظر میرسد، دستکم تا تعطیلات بعدی، همه جنگلها، کوهها، سواحل و مکانهایی از این دست، نفس راحتی میکشند.
حرف اول و آخر همه دلسوزان طبیعت هم این است که این کار به فرهنگسازی نیاز دارد و باید آنقدر گفت و شنید تا دستمان وقت ریختن زباله بلرزد.
با وجود همه این صحنههای تکراری و حرفهای تلخ، امسال خبرهای خوبی در این مورد شنیده شد و ظاهرا اولین گامهای فرهنگی ریشهکنی این معضل در حال برداشتهشدن است.
ماجرا از این قرار است که در تهران و برخی از شهرهای کشور روز 13 فروردین کیسههای زباله بین شهروندان توزیع شده تا زبالهها دستکم در روز طبیعت، کاری به کار طبیعت نداشته باشد.
در برخی از بوستانهای تهران شهروندانی که کیسههای زباله را هنگام ورود دریافت کرده بودند، پایان روز کیسههای پر شده را به متولیان تحویل میدادند و حجم زبالههای جمعآوری شده نشان میداده که اگر حواسمان نباشد چقدر زباله در هر بوستان ریخته میشود.
همین اقدام در شهرهای دیگری مانند کرج، میانه و مهاباد هم انجام شده که ادامه آن میتواند علاوه بر روز 13فروردین، بقیه روزهای سال را شامل شود.
بیاییم این خبرها را به فال نیک بگیریم و سال جدید را بدون ریختن زباله به پایان برسانیم.
مستوره برادراننصیری / دبیر گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: