دلم باز می‌شود در این بهار

همیشه اسفند بیشتر از فروردین به دلم می‌نشیند. با این‌که اسفند، ماه آخر زمستان است اما بوی عید می‌دهد، کمتر هم به ماه‌های فصل سرد شبیه است؛ شاید برای همین است که اسفند در دلم بیشتر از فروردین جا باز کرده است.
کد خبر: ۵۴۸۹۶۳

حساب اسفند از بهمن کاملا جداست، بهمن خشونت سرمای زمستان را دارد، اما تنه اسفند به تنه بهار خورده است و به چشم من، فقط روزهای اول فروردین که سرزمینم بی محابا چهره عوض می‌کند، به پای لطافتش می‌رسد. این معجزه بهار است که ماه‌های تقویمی را این گونه به بازی می‌گیرد.

بهار چه از اسفند شروع شود و پاورچین پاورچین پیش بیاید و چه در فروردین یکباره خود را از پرده بیرون بیندازد، مزه زندگی می‌دهد. بهار که می‌آید همه خوشحالند، حتی سبزه‌های روییده در کنار جویی کوچک و رگ مانند که در گوشه‌ای دور از چشم همه برزمین روییده و چند حشره ریز را دور خود جمع کرده است.

بهار، مراسم جشن طبیعت است که سرمست از پایان روزهای مرگ مصلحتی، زندگی دوباره را جشن می‌گیرد. بهار که بیاید برف‌ها آب می‌شود، خاک یخ‌زده جان می‌گیرد و نفس می‌کشد، دانه‌های نهفته در خاک، سنگ‌ها را هل می‌دهد و آنها را از روی سر و بدنش کنار می‌زند، گیاهان خشک‌شده پوست می‌اندازد و سمفونی زندگی، دوباره نواخته می‌شود، اما هیچ کدام از این حال‌ها به ما آدم‌ها دست نمی‌دهد ولی شاید آن جنب و جوش روزهای آخر اسفند و اوایل فروردین و آن ولع خرید کردن را بشود به حساب حالی به حالی‌شدن آدم‌ها در آستانه بهار گذاشت.

ما نه مثل برف آب می‌شویم و از شیب تند کوه پایین می‌ریزیم و نه مثل خاک، پوسته یخ‌زده تنیده به دورمان را می‌شکافیم و نفسی تازه می‌کنیم بلکه به‌جایش چیزهای تازه می‌خریم و خانه‌ها و ظاهرمان را نو می‌کنیم. شاید این هم نوعی همنوا شدن با سمفونی طبیعت باشد، یک نوع همدلی با بهار ولی به سبک آدمیزادی‌اش.

همین‌هاست که بهار را بی‌نظیر می‌کند، همین است که با این‌که بهار میلیاردها سال عمر دارد باز هم هرسال برای آمدنش ذوق می‌کنیم و مثل نوزادی تازه رسیده به رویش لبخند می‌زنیم. بهار شاهکار خداست، شیرین‌کاری طبیعت، دستی که از آسمان به سوی ما دراز می‌شود و حیف است که این دست از صمیم قلب در پنجه‌های ما فشرده نشود.

مریم خباز

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها