نمیدانم چه کسانی هفته نیکوکاری را گرامی داشتهاند و چند نفر پای صندوقهای جمعآوری هدایا رفتهاند، اما شک نمیکنم که قطرههای نیکوکاریشان حالا باید شبیه دریایی مواج شده باشد. دو روزی که باقیمانده اما زمان زیادی نیست، فردا و پس فردا تا چشم برهم بزنی تمام میشود؛ این ویژگی روزهای تقویم است، اما پای نیکوکاری که به میان میآید معادلهها از این جنس نیست، نیکوکاری با تقویم کاری ندارد. خوبی کردن به آدمها زمان نمیشناسد، خوب بودن و مهربانی کردن یکحرکت دائم است، یک خصلت جاری که نه روز میشناسد و نه شب، نه محدود میشود و نه قطع. اما نیکوکاری آفتهایی هم دارد، مثلا اگر از زیادی تقاضاها خسته شوی، اگر خودت را یک سر و گردن بالاتر از دیگرانی ببینی که نیکوکاری نمیکنند یا مثلا به شنیدن واژه نیکوکاری عادت کنی و به جای اینکه این واژه تو را به سمت خوبی کردن به دیگران بکشاند، وادار به پا پسکشیدنت کند. ولی با این حال آفتهای بزرگتری هم در کمین است. اگر یک روز با خودت نشستی و گفتی که حالا دستت کمی تنگ است و فقط به اندازه خودت مال داری و آن وقت نتیجه گرفتی که اگر من نمیتوانم کاری بکنم، در عوض دیگران پای کار ایستادهاند، بدان که دچار آفت شدهای. نیکوکاری این گونهنیست که اگر تعداد مشخصی از افراد به آن رو بیاورند، از عهده دیگران ساقط شود، بلکه خوبی کردن به همه کسانی که دست نیاز به سمتمان دراز کردهاند، ضروری است، وظیفهای نوشته شده در برنامه روزانه تک تک ما. حالا خودت فکر کن، در سالی که چند روز بیشتر از عمرش باقی نمانده است، چه تعداد همنوع را با رفع نیازهای مالی خوشحال کردهای یا اگر دستت تنگ بوده، برای چه تعداد از انسانهایی که میشناختی مایه آرامش بودهای؟ آیا آمار محبتهایی را که بیچشمداشت نثار دیگران کردهای، داری؟
آوید طالبیان / گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم