در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در ایران تا مقطع پایان جنگ و آغاز دهه 70 شمسی، گفتمان، ادبیات و ظاهر مجریان تلویزیون ایران با توجه به مقتضیات انقلاب و جنگ، شکل خاص و رسمیتری داشت. مجریان در دهه 60 انگار اسطورههای جدیت و رسمیت بودند که باید اخبار و اطلاعات را «به سمع و نظر بینندگان عزیز» میرساندند.
اما در شرایط بعد از پایان جنگ و تغییر ذائقه مخاطبان، رفتار بسیاری از مجریان تلویزیون به مرور از «رسمیت» فاصله گرفت و به «صمیمیت» نزدیک شد، رویکرد «صمیمی شدن با مخاطب» و «جوان پسندانه سخن گفتن» بسرعت مورد توجه تهیهکنندگان، مجریان و خبرنگاران قرار گرفت.
قابل انکار نیست که بسیاری از تکیهکلامها و گفتار مجریان تلویزیون در این دوره جدید از سریالهای موفق تلویزیونی آن دوره مانند «خانه سبز» اقتباس شده بود.تکیه کلامی مانند: «روزاتون سبز و لحظههاتون آسمونی»!
امروز بیش از دو دهه از این تغییر در تلویزیون ایران میگذرد، اما به نظر میرسد تکیهکلامها و گفتمان و ادبیات باقیمانده از آن دهه، همچنان و بدون تغییر، دهان به دهان مجریهای شبکههای مختلف میچرخد و تبدیل به نوعی عادت و کلیشه و حتی تقلید شده است.
افراط در صمیمی سخن گفتن با مخاطب آن هم با استفاده تکیهکلامهای تکراری که همه مجریان از آن استفاده میکنند در سالهای اخیر بسیار شایع شده است. این رویکرد باعث شده که بعضا اثر این رفتار روی مخاطبان «تظاهر» و «غیرواقعی قلمداد کردن رفتار مجریان» ترجمه شود.
هرچند در سالهای اخیر، چند استثنای قابل تامل در این مورد دیده شده است که آن هم محصول خلاقیت شخصی مجریان است.
از میان این استثناها میتوان به جملات تاکیدی و تکیهکلامهای مجریانی مانند محمد صالحعلا و محمدرضا شهیدیفرد اشاره کرد. اما به نظر میرسد مطالعه تخصصی در این حوزه با استفاده از استادان حوزه ارتباطات و رسانه و با رویکرد گسترش گنجینه لغات مجریان تلویزیون، ارائه تکیهکلامهای جدید و حتی رویکردهای جدید در اجرای تلویزیونی امری لازم و ضروری باشد.
بهمن هدایتی / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: