کارآگاه ناوارو حافظ می خواند

انسانها به همان اندازه که از جنایت ، قتل ، دزدی و مسائلی از این دست نفرت دارند، به همان اندازه از تماشا و شنیدن داستان هایی درباره این مسائل لذت می برند.
کد خبر: ۵۳۳۸۱

کافی است یک بار مقابل دکه روزنامه فروشی توقف کنید تا ببینید چطور تیتر های جنایی نشریات ، مخاطبان را میخکوب می کند یا برای اطمینان بیشتر، هنگام پخش یک سریال پلیسی کانال تلویزیون را عوض کنید تا ببینید اعتراض دیگر اهالی خانه چگونه شما را وادار به تعویض مجدد کانال تلویزیون می کند.
چه رازی در این مساله نهفته است؛ آیا جنایت مساله خوشایندی برای آدمهاست که اخبار مربوط به آن ، این گونه با جدیت پیگیری می شود؛
آیا مخاطبان چنین برنامه ها و اخباری با هدف کسب آگاهی ، این رویدادها را دنبال می کنند؛ آیا....مدتها بود که سریال های پلیسی تلویزیون از یک کلیشه کلی پیروی می کردند. پلیس ها همیشه خوب بودند و آدمهای جنایتکار همیشه بد.
آنها هیچ انگیزه ای برای اعمال خلافکارانه خود نداشتند و پلیس ها هم جز دستگیری ناگهانی متهم ، هیچ چیز دیگری از خود بروز نمی دادند.در همان زمان ، بیننده در سریال های خارجی ، پلیس هایی را می دید که کاملا باور پذیر و دوست داشتنی بودند.
آنها حتی گاهی مرتکب خلاف هم می شدند، اما در پایان قصه ، کسی از آنها بدش نمی آمد.فیلمسازان ایرانی هم پذیرفته بودند که در به تصویر کشیدن پلیس ایرانی محدودیت دارند.تا امروز که کم کم پذیرفته شده می توان پلیس ایرانی را هم مانند دیگر آدمها نشان داد، راه زیادی طی طی شده است.
این مساله از ابتدا درباره سریالهای معاصر رخ نداد.شاید بتوان گفت که برای اولین بار در سریال «کارآگاه علوی» ساخته حسن هدایت ، پلیسی را می بینم که در باره آن شخصیت پردازی شده است.این پلیس در تهران قدیم بود و سالها طول کشید همکاران او به تهران جدید برسند.
مهدی فخیم زاده یکی از کارگردان هایی بود که با سریال «خواب و بیدار» ، قالبهای کهنه را شکست .هر چند فخیم زاده در این سریال بیشتر به جنبه های اکشن داستان توجه داشت و تلاش کرد داستان گروهی تبهکار را در قالبی پر تحرک و جذاب برای مخاطبان تلویزیون به تصویر بکشد؛اما در لابلای کار اشاره ای هم به جنبه های اجتماعی وقوع جرم داشت.
او با روانکاوی شخصیت های تبهکار، از خلافکارها موجوداتی چند بعدی ساخت که تحلیل رفتارهای آنها برای مخاطب کار سختی نبود و همین مساله توانست خواب و بیدار را با توفیق روبه رو کند.

توفیق بعدی پلیس ایرانی
وجه تمایزی که میان سریال «دایره تردید» و «خواب و بیدار» به چشم می خورد، توجه به جنبه های اجتماعی وقوع جرم است.
داستان این سریال از زمانی آغاز می شود که زمینه بروز جرم به وجود می آید،جنایت اتفاق می افتد و پلیس به دنبال کشف جرم بر می آید. اگر در خواب و بیدار جنایت های سازمان یافته عامل اصلی پیشبرد داستان بود، در این سریال دوربین میان مردم عادی جامعه آمده است .در همه داستان ها قتلهایی که رخ می دهد بیشتر فاقد سازماندهی و برنامه ریزی قبلی است.
همین مساله است که داستانها را دچار اوج و فرود های جذابی می کند.یکی از کار آگاهان اداره آگاهی می گوید:«در بخش جنایی ، آنقدر که درگیر جنایت های بدون طرح و برنامه قبلی هستیم ،با جنایت های برنامه ریزی شده مواجه نیستیم.گاهی فردی عادی در اجتماع دست به جنایت می زند.
او هیچ گاه طرح و برنامه ندارد و همین کار را مشکل می کند.گاهی نیز بخشی از این قتلها کشف نمی شود.»
گذشته از این مساله ، یکی دیگر از توفیقات سریال دایره تردید را می توان در الگو برداری مناسب از نمونه های خارجی این نوع آثار دانست.
در پرداخت نهایی به نظر می رسد سازندگان این اثر گوشه چشمی هم به سریال «ناوارو» داشته اند. رابطه کارآگاه با دخترش و این که هیچ گاه همسر او را نمی بینیم یا مسائلی همچون حضور 2 کارآگاه با شخصیت های مختلف ، طنز موجود در داستان ، شخصیت هاو... که همه نشانه هایی از این مساله است.
پلیس اینجا شخصیتی مردمی است.به دور از شخصیت های خشک و خشنی که تا مدتها به عنوان تنها چهره پلیس به تصویر کشیده شده بود. پس طبیعی است پلیسی که حافظ بخواند، با دخترش بر سر مسائل اجتماعی بحث کند و...برای مخاطب جذاب باشد.

مقدمات تولید فراهم می شود
سازمان سینمایی سبحان فیلم - که به عنوان تهیه کننده ،این سریال را مقابل دوربین برده است - از ابتدای سال 80 طی مذاکراتی با نیروی انتظامی ، ساخت تعدادی برنامه نمایشی و غیر نمایشی را برای این نیرو پذیرفته است. در بخشی از این همکاری ، جنگی تلویزیونی تولید می شود و در بخشی دیگر، سریالی با نام پلیس آسمانی که مفاهیمی درباره پلیس را برای کودکان و نوجوانان آموزش می دهد.
این موسسه که به وسیله سعید حاجی میری کارگردان سینما اداره می شود سریال های آتش در خرمن ،لیلی با من است ،سفر به سرزمین ملائک و حکایت میرزا یحیی را تابه حال برای تلویزیون تولید کرده است.

فیلمنامه ها نوشته می شود
طرح کلی فیلمنامه ها از اوایل سال 1380 در جلسات شورای سبحان فیلم به میان می آید. نشست های زیادی میان تهیه کننده، کارشناسان و فیلمنامه نویسان برگزار می شود تا در نهایت به شکل فعلی فیلمنامه ها می رسند. قرار است به لایه های دوم و سوم پلیس هم پرداخته شود و فقط شرایط کاری پلیس به نمایش گذاشته نشود.
فرهاد توحیدی ، فیلمنامه نویس ، همراه خشایار الوند بر اساس این نظرات کلی ، نگارش فیلمنامه ها را آغاز می کنند.
مهدی خسروجردی که در برخی قسمتهای این سریال به عنوان پشتیبانی فنی و تولید و در برخی قسمتهای دیگر به عنوان مجری طرح فعالیت کرده است ، درباره تولید این سریال می گوید:تولید هر داستان به صورت مجزا انجام شد. پس از اتمام هر قصه به سراغ قصه بعدی می رفتیم.
به گونه ای که در روزهای پایانی تولید هر قصه ، پیش تولید قصه بعدی آغاز می شد. تولید سریال با قصه پنی سیلین به کارگردانی اسماعیل فلاح پور آغاز شد. پس از آن قصه ای را خشایار الوند ساخت و امیر قویدل نیز مابقی داستانها را کارگردانی کرد.تولید سریال از اول آبان سال 81 آغاز می شود.
در بیست و نهم تیر 82 هم تصویربرداری در شهرستان قزوین خاتمه می یابد.در نهایت طی 10ماه زمان فیلمبرداری بیش از 200بازیگر در بیش از 190لوکیشن مقابل دوربین رفتند.
در مرداد ماه گروه استراحت می کنند و از شهریور ماه همان سال کار های فنی آغاز می شود. حدود 480 ساعت راش موجود بود که از میان آنها باید سریالی در 25 قسمت به شبکه ارائه می شد. به طور متوسط برای هر قصه 40 ساعت راش موجود بود. در خرداد سال 83، 9 قصه تدوین می شود و از 20خرداد سال 83پخش آغاز می شود.
برخی قسمتهای این سریال هم به صورت فیلم سینمایی بعد از ظهر جمعه پخش می شود.به گفته خسروجردی ، تمام لوکیشن های سریال بازسازی شده است ، از اداره آگاهی تا پزشکی قانونی . تنها جایی که از لوکیشن واقعی استفاده شد، بخشی از اداره تشخیص هویت بود.
به عنوان نمونه برای لوکیشن اداره آگاهی ، مدرسه ای قدیمی در خیابان یخچال انتخاب شد و پس از جلب موافقت آموزش و پرورش با آماده سازی آن - که زمان نسبتا زیادی هم گرفت - لوکیشن آگاهی شکل گرفت.

موخره
دایره تردید یکی از سریال هایی است که تلاش می کند چهره جدید از پلیس ایرانی به نمایش بگذارد. طبیعی است ساخت این نوع آثار بدون حمایت پلیس امکانپذیر نیست.
از سویی پس از گذشت چند سال از ایجاد تشکیلاتی برای ساخت چنین آثاری ، همچنان می بینیم که فاصله میان اهداف و نتایج زیاد است. چندی پیش سریالی از شبکه 5سیما پخش شد که موید همین نکته بود.
تجربه های قابل قبولی مانند دایره تردید و خواب و بیدار تا چه حد توانسته الگویی مناسب در زمینه ساخت این فیلمها به وجود بیاورد؛

رضا استادی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها