با ورزی به گفتوگو نشستیم تا از چگونگی بازنمایی شخصیتهای سیاسی در سریالهای تاریخیاش بدانیم.
آقای ورزی! بهعنوان فردی که تجربه زیادی در ساخت سریالهای تاریخی و پرداختن به شخصیتهای سیاسی دارید، اصولا چقدر سریالسازی درباره این شخصیتها لازم است؟
به نظر من فرهنگ کتابخوانی در کشور ما بشدت افت کرده است. در همه جا هم به این موضوع اشاره کردهام و اظهار تاسف میکنم از اینکه جوانان امروز به دشواری تن به خواندن کتاب میدهند. من حتی دیدهام خانوادههایی را که برای تشویق فرزندانشان به خواندن کتاب، به آنها باج و جایزه میدهند. این یک آسیب فرهنگی است. راهکارهای متفاوتی هم برای مقابله با این شرایط وجود دارد. مسئولان فرهنگی کشور باید چارهای بیندیشند. ما هم بهعنوان فردی که گوشهای از کار فرهنگسازی را به دوش میکشیم باید کاری کنیم که تا حدودی این فقدان کمتر حس شود. فیلم و سریالهای تلویزیونی، نمایشهای رادیویی، تئاتر و... هر کدام میتواند در قالب فضای ساختاری خودش اطلاعرسان باشد. بنده هم بهعنوان عضوی از جامعه فیلمسازان باید بتوانم به صورت دراماتیزه تاریخ را به تصویر بکشم. البته واضح است نگاه مستندی که کتابها به تاریخ و شخصیتهای سیاسی و تاریخی دارند با نگاه نمایشی که من بهعنوان فیلمساز به آن دارم کمی تفاوت دارد.
کارهای شما نشان داده در گلچین کردن گوشههایی از تاریخ تبحر زیادی دارد. معیار انتخابهایتان از این دورهها چه بوده است؟
حتی یک تپه باستانشناسی را هم که میخواهند کاوش کنند، به یک باستانشناس نمیدهند و باستانشناسان زیادی آن را کاوش میکنند. من هم در حوزه تاریخ سعی کردهام جزیی از آن را به نمایش دربیاورم. من به شخصه تاریخ و بازنمایی شخصیتهای سیاسی و تاریخی را دوست دارم و در این راه از هیچ تلاشی فروگذار نخواهم بود. کارگردانان زیادی هم در همین زمینه فعالیت کردهاند و اتفاقا بسیار هم موفق بودهاند. نمونهاش سریال «سلطان صاحبقران» مرحوم علی حاتمی، «ملاصدرا» به کارگردانی حسن فتحی یا «بوعلی سینا» کیهان رهگذر و... به نظر من فیلمسازانی از این دست نباید بیکار باشند و باید کارهای تاریخی موفق خود را تکرار کنند. ساخت سریالهای موفق نشان میدهد فیلمسازان ما جاذبههای بصری را خوب میشناسند و آنها را بخوبی انتقال دادهاند. به نظر من حتی رادیو نیز در این زمینه بسیار خوب عمل کرده و میکند. نمایشهای رادیویی یا ویژه برنامههایی که در مناسبتهای مختلف تاریخی میسازند همه باعث میشود بسیاری از جوانان ما حتی شده در ظاهر با تاریخسازان آشنا شوند.
اصولا پرداختن به شخصیتهای سیاسی معاصر یا قدیم چه دشواری و حساسیتی دارد؟
در کاری که پیش گرفتهام با هجمه بسیار زیادی مواجه هستم. اما من همه آنها را تحمل میکنم و سکوت برمیگزینیم. من به خاطر عشق و علاقهای که به تاریخ دارم ساختن سریالهای تاریخی را جزو رسالت خودم میدانم.
فکر میکنید چرا کارگردانان از ورود به این حوزه هراس دارند؟
به خاطر حساسیت بازنمایی حوزه تاریخ و سیاست. به نظرم نباید منتظر تلویزیون و مدیران مربوط بمانیم تا طرحی به ما سفارش دهند. من همیشه خودم دست به کار میشوم و طرحی را برای تصویب میبرم و برای ساخت آن هر کاری از دستم برآید انجام میدهم. مثلا برای همین سریال «معمای شاه» سختی زیادی کشیدم تا کد تولید گرفتم، اما به خاطر علاقهای که به آگاه کردن نسل جوان داشتم این کار را از دل و جان انجام میدهم.
از ویژگی کارهای تاریخی این است که به خاطر حساسیت این حوزه و وجود آثار مستند، همیشه اما و اگرهایی به آنها وارد است. شما برای پاسخگویی به این سوالات چه راهکارهایی دارید؟
موضوعات تاریخی و پرداختن به شخصیتهای سیاسی بشدت حساسیتبرانگیز است. بر همگان واضح است ساخت سریالهایی بیحاشیه با موضوعات ملودرام خانوادگی کار راحتتری است. اتفاقا این سریالها بیننده عام زیادی دارد و بعد از اینکه پخش آنها تمام میشود مورد هجمه هیچ کس هم قرار نمیگیرند، اما من بشدت در انجام رسالت خود در کارهای تاریخی حساسیت به خرج میدهم و با اطمینان میگویم زیر نظر بزرگترین مورخان کشور سریالسازی کردهام و میکنم. عبدالله شهبازی، دکتر موسی حقانی، موسی نجفی، خسرو معتضد و خیلی از صاحبنظرانی که در این امر مشغول تحقیق و تفحص بودهاند همیشه در کنار من هستند و از دانستههایشان در غنیتر کردن کارهایم بهره میبرم.
چرا با وجود همه این سختیها باز هم ساخت سریالهای تاریخی را ادامه میدهید؟
من احساس میکنم یک فقدان فرهنگی وجود دارد. نسل جوان باید آگاه باشد. به همین خاطر هم این سختیها را به جان میخرم. حتی من فکر میکنم ساخت دوباره این آثار هم خالی از لطف نیست. ما باید به فکر همه نسلها باشیم و تاریخ ارزنده کشورمان را با رعایت امانتداری به آنها منتقل کنیم. سریال «امیرکبیر» را برای نسل گذشته ساختیم، اما نسل آینده هم باید از زاویهای جدید با این شخصیتها آشنا شود و به همین دلیل نهتنها باید کار تاریخی ساخت بلکه دائم نیاز داریم شخصیتهای تاریخی را بازتولید کنیم.
چرا ضرورت دارد شخصیتهای سیاسی مدام باز تولید شوند؟
هر نسل ویژگیهای خودش را دارد. با گفتمان و زبان و فرهنگ مخصوص به خودش پای سریالها مینشیند و طبیعتا برداشت متفاوتی هم خواهد داشت. ما هم بهعنوان برنامهسازان باید به این تفاوت نسلی توجه کنیم. من اعتقاد دارم ما باید تاریخ را به بهترین وجه و با در نظر گرفتن نیاز روز برای مردم به تصویر بکشیم. اینگونه است که تاریخ نسل به نسل منتقل میشود و در اذهان میماند. حتی به نظر من نسل بعد از من هم باید بیاید فیلم و سریال درباره امیرکبیر یا ملاصدرا بسازد. در تمام جهان نیز این اتفاق میافتد. دهها نفر نمایشنامه هملت را ساختهاند. یادم میآید روزی که یکی از کارگردانان بزرگ آمریکا برای بار چندم درباره حضرت مسیح فیلمی ساخت، پیش خودم گفتم اینها چرا دست از سر پیامبرشان برنمیدارند. اما وقتی فیلم را دیدم نظرم کاملا عوض شد، چرا که این کارگردان از منظر دیگری به مصائب مسیح پرداخته بود.
فکر نمیکنید پرداختن به شخصیتهای تاریخی و سیاسی تکراری مخاطب را دلزده میکند و فیلمساز را به ورطه تکرار میاندازد؟
خیر. ما باید با نگاههای متفاوت و از مناظر گوناگونی به موضوعات تاریخی و شخصیتهای سیاسی بپردازیم و زندگی آنها را از زوایای مختلف بررسی کنیم. مثلا ما آثار کمی درباره زندگی و منش سیاسی «کوچک جنگلی» داریم. ما باید تا چند وقت دیگر باز به سراغ این رهبر سیاسی برویم تا بتوانیم با سلایق مخاطب امروزی آن را به تصویر بکشیم.
برای انتخاب بازیگر در نقش شخصیتهای سیاسی درجه یک چه معیارهایی در نظر میگیرید؟
به نظر من ابتدا باید عقبه و کارنامه یک بازیگر را بررسی کرد. اینکه یک بازیگر چقدر توانمند است و چقدر میتواند در نقشهای متفاوت خودش را نشان دهد در نتیجه نهایی کار بسیار اهمیت دارد. درخصوص ایفای نقش شخصیتهای تاریخی معاصر غیر از کارنامه کاری، قضیه شباهت هم مهم است. البته در کنار همه اینها برای من اهمیت زیادی دارد که یک بازیگر پیشینه تئاتر هم داشته باشد. به نظر من تئاتر بازیگر را خیلی خوب تربیت میکند. اگر نقش درجه یکی را در اختیار بازیگران تئاتر بگذاریم بخوبی از پس آن برمیآیند. شما نگاه کنید موفقترین هنرپیشههای ایران و جهان هم کار تئاتر کردهاند. علی نصیریان، عزتالله انتظامی، جمشید مشایخی، آنتونی هاپکینز، مل گیبسون آنها عقبه تئاتر دارند. من همیشه به بازیگران توصیه میکنم تئاتر را تجربه کنند تا دچار غرور کاذب نشوند و تجربه کافی هم کسب کنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم