کارگردان مجموعه «دردهای پنهان»: کار سختی بود

مجموعه مستند «دردهای پنهان» که چندی است از شبکه اول سیما پخش می شود ، به سراغ آسایشگاه اعصاب و روان رفته و این بار مصدومان جنگ را به تصویر کشیده است.
کد خبر: ۵۳۰۷۳

این مجروحان وضعیتی به مراتب سخت تر از جانبازان جسمی دارند ؛ چرا که موقع حمله امواج مغزی ، اعمال غیرقابل کنترلی از آنها سر می زند. با اصغر بختیاری ، کارگردان این مجموعه گپی کوتاه زده ایم که می خوانید.

چه طور شد که به سراغ چنین سوژه ای رفتید؛
پاییز سال 82 بود. تصمیم گرفتم به سراغ بیماران قطع نخاعی در خیابان مقدس اردبیلی بروم و با یک قسمت برنامه بگویم که مردم ، ببینید در اینجا چه خبر است ولی مسوولان بنیاد جانبازان پیشنهاد کردند که سری به آسایشگاه اعصاب و روان سعادت آباد بزنیم و بالاخره تصمیم گرفتیم به همین جا بپردازیم. این آسایشگاه حدود 90 بیمار دارد که از کل کشور هستند و همه هم بیماران اعصاب و روان اند.
روند کار به چه شکل بود؛
کار سختی بود و فیلمبرداری ما حدود 10 ماه طول کشید. مشکل اصلی ، افراد سوژه ما بودند. هر روز یک جور بودند و واقعا برقراری ارتباط با آنها دشوار بود. من و گروه همراه مجبور بودیم برای آشنایی با محیط و آدمها حضور بیشتری داشته باشیم و سوژه ها را شناسایی کنیم برای همین ما با اینها گریه کردیم و خندیدیم ، نشستیم و راه رفتیم و کوشیدیم خودمان را به فضا نزدیک کنیم.
ویژگی آدمهایی که شما به تصویر کشیده اید ، چیست؛
بسیاری از این مصدومان مشکل ارتباطی دارند و اصلا صحبت نمی کنند و البته آدمهای برجسته ای هم بودند که می توانستند موردنظر باشند. وقتی با این آدمها برخورد می کنی ، خودت از مشکل مطلعی ولی او نمی داند. برای همین براحتی نمی توانند جلوی دوربین قرار بگیرند و به سختی ارتباط برقرار می کنند، در کنار این که بشدت اثرگذار بودند. پس از هر جلسه ، بشدت درگیر می شدیم و ذهنمان مشغول می شد. اینها از بیماری شان خبر ندارند ، یعنی وقتی موج حمله می کند ، اختیار از دستشان می رود. مشکل اصلی شان این است که دیگران باید برایشان تصمیم بگیرند و واقعا هم از نظر اجتماعی موقعیت بدی دارند و متاسفانه به آنها توهین می شود.
خودتان ویژگی این مستند را در چه چیزهایی می دانید؛
مهمترین چیزی که در ذهن من بود ، این بود که عزت این افراد حفظ شود ، ذلیل نشوند ، ضمن این که معرفی می شوند ولی به عنوان یک حماسه ساز معرفی شوند و این کار سختی بود ، به هر حال اینها زمانی صاحب عزت و آبرو بودند. مونتاژ سختی داشتیم. به تصویرها خیلی دقت می کردم که مبادا از صحنه نازیبایی استفاده کرده باشم و خوشبختانه به نظر کار بدی نشده ، آنچه می خواستم درآمده تا دیگران چه بگویند. این مجموعه تنها یک یادآوری است . یادآوری به مردم و به دولت که اگر اینها نبودند ما هم نبودیم . اینها به راستی گمنامند ، گمنام و مظلوم. یکی از دکترها تعریف می کرد که همراه کاروانی از این مصدومان به مکه معظمه رفتیم. اتفاقا کاروانی هم از فوتبالیست ها حضور داشتند. یکی از بچه های جانباز گفت : دروازه بان یک تیم از چند متر دروازه محافظت کرده حالا این گونه مورد احترام و تکریم است ولی با ما که از مملکت نگهبانی کردیم ، چه؛!.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها