گزارشی از پشت‌ صحنه برنامه عصر بخیر بچه‌ها

رویاهای کودکی‌ از نگاه ململ

شاید هیچ‌چیز جز شرکت در پشت‌صحنه یکی از برنامه‌های کودک، آدم را به دوران کودکیش نزدیک نکند. وقتی عده‌ای شادی کودکی‌شان را با تو تقسیم می‌کنند و نزدیک به شخصیت‌ کارتونی‌شان تب و تابی کودکانه و باور نکردنی ‌دارند و شوق‌شان استودیو را پر می‌کند.
کد خبر: ۵۲۸۱۰۷

به پشت‌صحنه «عصر بخیر بچه‌ها» (ململ)، برنامه‌ای مخصوص کودکان شبکه دو می‌روم و با بچه‌ها روزم را ململی می‌کنم.

محمود سلامیان در هیاهوی بچه‌ها گم شده و سعی می‌کند آنها را که بیرون مانده‌اند به سکوهای استودیو برای نشستن راهنمایی کند.

سلامیان، تهیه‌کننده برنامه ململ شروع برنامه‌هایی مخصوص کودکان و نوجوانان را به شهریور 87 مربوط می‌داند که شبکه دو به‌عنوان شبکه‌ تخصصی کودک و نوجوان تغییر ساختار داد. برنامه ململ نیز مانند دیگر برنامه‌های کودک و نوجوان در راستای اهداف سازمان برای توجه به این قشر در کنداکتور شبکه دو جای گرفت.

تهیه‌کننده برنامه ململ می‌گوید: ابتدا در این برنامه طنز، کلیپ، مسابقه و... جای داشت و ضبطی بود و بعد پخش زنده گرفت. همه شخصیت‌ها از ابتدا در برنامه حضور داشتند. همه چهره‌ها جدید بودند و برای نخستین‌بار بود که آقابزرگ‌تری در برنامه حضور نداشت. برنامه ململ کودکانه و برای کودکان بود. تا امروز نیز این روند ادامه دارد و تنها نامش تغییر کرده است به عصر بخیر بچه‌ها، ماجراهای ململی، ململ دو، ململ سه و....

سلامیان آغاز ورود ململ به سیما را زمانی دانست که می‌خواست شخصیتی وارد برنامه کند و در همین خصوص چهارماه درباره آن تحقیق کرد.

وی می‌گوید: این اتفاق زمانی افتاد که کمبود عروسک و ارتباط‌گیری با آن مطرح بود. با توجه به ایده‌هایی که مطرح می‌شد به بره‌ای رسیدیم که از نظر چهره شبیه انسان بود و ماهیت گوسفندی نداشت.

بعد از ورود ململ طی 48 ساعت، وبلاگ‌های بسیاری برایش تاسیس شد و در هر برنامه حدود 120 هزار پیامک به دستمان می‌رسید.

مسابقه‌ای نیز در این برنامه برپا شد که «ململ کشون» نام داشت و آنقدر پرمخاطب شد که گونی گونی نقاشی بچه‌ها به برنامه می‌رسید.

عصر بخیر بچه‌ها چهار فصل محبوب‌ترین برنامه کودک و نوجوان سیما و چهارمین برنامه سیما شد. از سال 89 مدیریت گروه کودک تا امروز سه مدیرکل عوض کرده است و همگی پشتیبان این برنامه بوده‌اند.

بچه‌ها با ململ بزرگ شده‌اند و او تغییر نکرده است. سلامیان معتقد است او نباید بزرگ شود. اصلا اگر بخواهد بزرگ هم شود مگر چقدر می‌تواند رشد کند.

وی درباره نوسازی برنامه می‌گوید: همه برنامه‌های زنده، بی‌شک روزی به خمودگی می‌افتند و باید به روز شوند. برای این برنامه هم اتاق فکر تشکیل شده و کارشناسی می‌شود و از همه نظر برنامه را تازه می‌کنیم. روزی که به تکرار برسیم، روز مرگ برنامه است.

راه‌های ارتباطی برنامه ململ با مردم پیامک، ایمیل، روابط عمومی و تحقیقات میدانی است. متوجه شده‌ایم برنامه جای خود را میان مخاطبانش باز کرده است. از نشانه‌های این دیده شدن شاید نقد برنامه و اشاره به ضعف‌های آن باشد که بسرعت به برنامه منتقل می‌شود و به گوش برنامه می‌رسد.

سلامیان چنین ادامه می‌دهد: انتقادها زمانی متوجه ما شد که سال 88 دو سه روز پشت سرهم ململ را از پشت صحنه به استودیو آوردیم که گویا تاثیر منفی روی مخاطبان گذاشت، چون بی‌جان بود و رویای بچه‌ها را مخدوش می‌کرد.

وی پیشینه ساخت چنین برنامه‌ای را داشتن بزغاله‌ای در بچگی می‌داند که در آپارتمان نگهداری می‌کرده است. او می‌گوید: ململ که ساخته شده بود، هنوز چشم نداشت اما دل من را برده بود.

***

نازنین گودرزوند، نویسنده برنامه ململ که دو سال است به شکل مداوم برای این برنامه کار می‌کند موضوعات را شامل مواردی می‌داند که پیش از این به آن پرداخته نشده باشد.

وی می‌گوید: بچه‌های امروز با موضوعاتی درگیرند که دیروز با آن بیگانه بوده‌اند. می‌توان به جرات گفت بچه‌های امروز سطح هوشی بالاتر و توقعات بیشتری دارند. در این متن‌ها نیز آموزش غیرمستقیم به شکل بازی و نمایش مطرح می‌شود و معمولا هر برنامه دوسه پلاتو دارد که ابتدای شروع نمایش است، بعد مقدمه‌ای برای ورود به موضوع می‌آ‌ید پس از آن بسط موضوع است و در آخر نتیجه‌گیری.

شاید بچه‌ها با بخش دانستنی‌ها که حسین اکبری آن را اجرا می‌کند آشنا باشند. موضوعات گاهی به گفته این نویسنده از سوی تهیه‌کننده برنامه مطرح می‌شود. گاهی هم از سوی روان‌شناسان، خود کودکان و دوستان دیگر و گاهی مسائل آنها الهام‌بخش موضوعات است. در کل متن، خاصیت آموزندگی، هم برای کودکان و هم برای خانوادهایشان دارد. گودرزوند می‌گوید: گاهی پسر خودم نیز الهام‌بخش موضوعات متن است.

به گفته این نویسنده، برخی اوقات اصطلاحاتی مخصوص این شخصیت اضافه می‌شود مثل پشت شاخ انداختن یا مشکلی نیست که آسان نشود‌/‌ بره باید که هراسان نشود.

وی ادامه می‌دهد: سعی می‌کنم از زاویه ململ به جهان پیرامونش نگاه کنم، با همان المان‌ها فکر کنم و حرف بزنم. این شخصیت در وجود من زندگی می‌کند و گاهی خودش می‌گوید می‌خواهد در هر موقعیتی چه چیزهایی بگوید.

گودرزوند به این‌که احیانا روزی ململ نباشد، نمی‌تواند فکر کند. او می‌گوید: همان طور که شخصیت‌هایی رویای کودکی ما را می‌ساختند، حالا نیز ململ رویای کودکی بچه‌هایمان شده است؛ خاطراتی که گاه زندگی ما را در برهه‌هایی شیرین می‌کند.

***

فاطمه امینی، گلی برنامه ململ که پیش از این کار تئاتر انجام داده است شخصیت گلی را خیلی دوست دارد، اما همواره به رفتارهایش می‌اندیشد و حس می‌کند گلی شبیه هشت سالگی خودش است.

امینی می‌گوید: ارتباط با بچه‌ها سخت است و سریع متوجه صداقت کلامت می‌شوند. به همین دلیل پشت دوربین و روی آنتن‌ یکی ا‌ست. خوشبختانه عوامل برنامه هم جوانند و همدیگر را می‌فهمند. به نظر وی، روند برنامه طنز است و همیشه اشتباه‌هایی می‌کند و به آن پر و بال می‌دهد و بعد در برنامه با هم به نتیجه می‌رسند.

***

مانیا احمدی، صداپیشه ململ است و از وقتی ململ زبان باز کرده و به حرف آمده با او بوده است. احمدی می‌گوید: از لحظه اول که ململ را دیدم انگار خودم را دیدم. آنقدر ارتباطم با او قوی بود که صدایی برایش ساختم و بخشی از وجودم شد. گاهی فکر می‌کنم خودم هم پسربچه‌ام.

او معتقد است: قرار نیست در این برنامه ململ مانور بدهد. همیشه سعی کرده‌ام شکل جادویی به او بدهم تا قهرمان به نظر آید. تکیه‌کلام‌های ب رو، ب خور، سوز به دلت، شی‌مک، دوبس خوبم، درنگو درینگو و... را مختص این شخصیت ساخته‌ام. ململ بخش اعظمی از وجود من است و وقتی خسته‌ام و خیال می‌کنم روزی ململ نباشد خیلی ناراحت می‌شوم. خیلی برایش زحمت کشیده‌ام و همه لحظه‌های برنامه برایم شیرین است.

***

حسین اکبری، مجری برنامه ململ گل سرخی دستش می‌گیرد و به خارج از استودیو کنار استخر می‌رود و در سرما برنامه‌ دانستنی‌هایش را اجرا می‌کند. وقتی به داخل استودیو برمی‌گردد هنوز می‌لرزد.

او درباره نقشش می‌گوید: حسین در این برنامه مهارکننده شخصیت‌های گلی و ململ است. خودم نیز نقشی شیطون، حراف، ماجراجو و در عین حال صبور را ایفا می‌کنم.

وی که از عصر بخیر بچه‌ها با برنامه ململ همراه بوده است از درگیری‌هایش با این بره می‌گوید و این‌که گاهی با ارتکاب اشتباه‌های شخصیت‌ها، وی اشتباه‌هاتشان را اصلاح می‌کند.

اکبری می‌گوید: پیش از این‌که برنامه شروع شود ململ را بغل کرده و با او صحبت می‌کردم. ململ شخصیتی تپل و بامزه دارد. حتی در برهه‌هایی که در برنامه حضور نداشتم دوست داشتم کنارم بود تا با او صحبت کنم.

***

آزاده محمدی، عروسک‌ساز و عروسک‌گردان ململ از آغاز همکاریش با برنامه چنین می‌گوید: ابتدا که محمود سلامیان خواست عروسکی برای برنامه بسازد تا وارد برنامه‌ کند، تغییراتی روی اندازه‌اش اعمال کردیم و مدتی پیش من ماند تا برنامه شروع شود و صدایش را پیدا کردند. ململ هر چندماه یکبار بازسازی می‌شود.

در ضمن ململ نخستین عروسکی است که دستش حرکت می‌کند و از تکنیک باتوم برایش استفاده شده است.

وی درباره ارتباطش با این شخصیت می‌گوید: وقتی ناراحتم با ململ صحبت می‌کنم. ململ تنها دوست من است.

به‌عقیده محمدی عروسک‌گردان باید به نوعی بازیگر هم باشد. شاید برای دیگران خنده‌دار باشد اگر پشت صحنه را ببینند، چون هر کاری که ململ می‌کند ما نیز آن پشت همان را نشان می‌دهیم. اما من به شخصه هر روز به حرکات ململ فکر می‌کنم تا حرکات جدیدی برایش طراحی کنم.

وی به عنوان عروسک ساز معتقد است: بچه‌ها برایم خیلی مهم هستند و به همان نسبت نیز سطح انتظار بچه‌ها از برنامه بالاست.

محمدی از این‌که بچه‌ها با برنامه ارتباط برقرار کرده‌اند خیلی خوشحال است و می‌گوید: اگر بچه‌ها با عروسک اخت شده باشند من هم به آرزویم رسیده‌ام، چون همیشه آرزو داشتم عروسکی بسازم که با بچه‌ها خوب ارتباط برقرار کند.

***

رضا حق‌گو که نوازندگی برنامه را به عهده دارد، دو ماه است در استودیو موسیقی زنده اجرا می‌کند. این موسیقی گاهی عکس‌العملی به عمل بازیگران در صحنه است. حق‌گو که کار اصلی‌اش تدریس موسیقی به بچه‌های بالای سه سال و کم‌شنوا و معلول است، چهار سال است با بچه‌های استثنایی کار می‌کند.

او می‌گوید: در دوره کاریم شاگردانی داشته‌ام که فراموشی داشته‌اند، اما با موسیقی درمان شده‌اند. دیگر موسیقی‌هایی مانند موسیقی برنامه آقای حکایتی، مدرسه موش‌ها، خونه مادربزرگه و کار و اندیشه نداریم. موسیقی کودک باید ساده و زیبا باشد و به تکنیک‌های خاصی نیاز ندارد.

***

بچه‌ها از استودیو خارج می‌شوند و یکی یکی با ململ خداحافظی می‌کنند و شاد و خندانند که عروسک تلویزیونی‌شان را یک‌بار هم که شده از نزدیک دیده‌اند.

آزاده نوری، عروسک‌گردان ملیناز به جمع ما می‌پیوندد و درباره این عروسک می‌گوید: ملیناز، عروسکی لوس و نازنازی است و گاهی پررویی کرده و به هر جایی سرک می‌کشد. از ملستون آمده و بعضی وقت‌ها خودش از من می‌خواهد حرفی به جایش بزنم.

وی که نزدیک دو ماه است عروسک‌گردانی این عروسک را به عهده دارد به صدای جدید این عروسک اشاره می‌کند و از ورود ملیناز به برنامه می‌گوید: برایش حرکات جدیدی برنامه‌ریزی کرده‌ایم و بیشتر دنبال تکیه‌کلام یا حرکات خاصی هستیم که بیشتر خودش را در دل مخاطب جا کند، مثلا این‌که جلو بیاید یا برود توی صورت مجری. برای من این عروسک همواره زنده است و حتی گاهی سردش می‌شود، گرمش می‌شود یا خسته است که باید همیشه هوایش را داشته باشیم.

انگار دلتنگی برای این عروسک‌ها عادی است. پشت صحنه چند کارشناس با نویسنده برنامه درباره موضوعات جدید صحبت می‌کنند. بچه‌ها استودیو را ترک کرده‌اند و ململ و ملیناز در جعبه‌های خود به خوابی عمیق فرو رفته‌اند، اما هنوز گرمی حضور بچه‌ها و شادی‌شان استویو را ترک نکرده که آنجا را ترک می‌کنم و پشت قاب کوچک، بیننده خاص این برنامه می‌شوم. (جام جم - ضمیمه قاب کوچک)

نگار حسینخانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها