در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
15 آذرسال 59 روز شهادت مردی است در کوههای ایلام. روزهای شگفتی بود. میبایستی همچون آرش جانت را بر سر عشق به وطن در کمان میکردی و به پرواز تیری، حق میستاندی.
روزهایی که حرف بیفایده بود و اگر میگفتی: وطن، دوستت دارم، باید در عمل جان شیرین را میدادی. و گرنه لاف عشق زدن کار هر بیسروپایی هم میتواند باشد.
احمد کشوری، کشورش را عزیز شمرد و سوار بر رخش آهنی خود شد و آتش در خرمن غرور دشمن افکند.
احمد که خوشنویس چیرهدستی بود، برای نگارش عشق به جوهر سرخ و کمیابی نیاز داشت که چون نیافت، از خون خودش خط عشق نوشت.
او که فرزند خطه پهلوانان مازندرانی بود و فنون کشتی را از بر، با خصمی (دشمنی) پنجه در پنجه افکند و چهره به چهره شد که میخواست ناهار را در ایلام و شام را در تهران بخورد ولی احمد و همرزمانش در همان نوار مرزی ایلام سفره عزا برایش چیدند و خود باده عشق نوشیدند و رقص شهادت را برپا داشتند.
روز 15 آذرماه، روز بادهنوشی و رقص عاشقانه سلحشوران هوانیروز بر ملت شریف ایران مبارک باد. (ایسنا)
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: