در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
همزمان پلیس جسد پیرزنی را در نزدیکی یک پل پیدا کرد که ملحفهای دور او پیچیده شده بود، اما آثار جراحتی روی بدنش نبود. شکستگیهای روی بدن نشان میداد او از بالای پل به زمین پرت شده است.
پلیس، خانه زن تنها را مورد بررسی قرار داد و متوجه شد جسد پیدا شده متعلق به زنی است که گزارش گمشدنش به ماموران داده شده است. در بررسی از خانه مقتول، پلیس متوجه شد این زن قربانی یک سرقت آن هم از سوی یک آشنا شده است. بنابراین جسد به پزشکی قانونی انتقال یافت. بررسیهای سمشناسی نشان میداد این زن با داروی بیهوشی به قتل رسیده است. بنابراین، تحقیقات درخصوص قاتلان او آغاز شد.
پلیس متوجه شد در نزدیکی خانه این زن، مردی زندگی میکند که چند فقره سابقه کیفری دارد و از وقتی پیرزن تنها کشته شده او هم ناپدید شده است. بنابراین تحقیقات پلیسی برای بازداشت این مظنون آغاز و پلیس متوجه شد این مرد همراه همسرش از تهران خارج شده است.
همچنین مشخص شد او مقدار زیادی طلا و جواهر برای همسرش خریده و سه النگو را هم عوض کرده که این النگوها متعلق به مقتول بوده است.
ماموران در گام بعدی تحقیقات خود، زوج جوان را تحت تعقیب قرار دادند و در نهایت موفق شدند آنها را در یکی از شهرستانها بازداشت کنند و مقدار زیادی طلا و پول از آنها کشف کنند.
زوج جوان که میدانستند پنهانکاری دیگر فایدهای ندارد لب به اعتراف گشودند و راز مرگ پیرزن را فاش کردند. آنها در اعترافات خود گفتند به انگیزه سرقت به خانه او رفته و بعد از به قتل رساند او، جواهراتش را به سرقت بردند. سیامک، متهم ردیف اول این پرونده به ماموران گفت: از وقتی با زن تنها، همسایه شدیم همسرم با او رابطه برقرار کرد. خیلی با هم دوست شده بودیم. همسرم در مورد ثروت این زن صحبت میکرد و میگفت پول زیادی دارد. وقتی این حرفها را شنیدم وسوسه شدم و تصمیم گرفتم زن تنها را بکشم. در مورد این موضوع با همسرم صحبت کردم و او هم به علت فقری که داشتیم تصمیم گرفت به من کمک کند.
با هم به خانه پیرزن رفتیم. به محض این که در را باز کرد دستمال آغشته به ماده بیهوشی را جلوی دهانش گرفتیم که گیج شد و روی زمین افتاد. وارد خانه شدیم و هرچه پول و طلا داشت برداشتیم و سوار ماشین شدیم. پیرزن نیمهبیهوش بود. او را سوار ماشین کردیم و به خارج از شهر بردیم و بعد او را از روی یک پل به پایین پرت کردیم. با توجه به اعترافات سیامک و همسرش اتهام آنها ثابت شد و دو متهم هماکنون در اداره آگاهی هستند و تحقیقات از آنها ادامه دارد.
دیروز
عاطفه کشاورزی - روانشناس: با توجه به اطلاعاتی که از متهمان داریم به این نتیجه میرسیم که آنها، پیرزن تنها را قربانی زیادهخواهی خود کردهاند. ساختار روانی سیامک نشان میدهد او فردی زیادهخواه است و برای رسیدن به اهداف خود به دیگران دست درازی میکند. همچنین این مرد دارای سوابق کیفری است.
چنین افرادی تصور میکنند اگر دیگران ثروت دارند به خاطر حقی است که از آنها دریغ شده و باید به اموالشان دست درازی کنند. آنها خود را در این خصوص محق میدانند.
البته باید تاکید کنم نقش فقر در این خصوص پررنگ است. بسیاری از کسانی که سرقت میکنند علاوه بر مشکلات روانیشان، مشکلات اقتصادی هم دارند. البته این به آن معنا نیست که فقرا مجرم هستند. فقیران بسیار زیادی هستند که شرافتمندانه زندگی میکنند و راهحلهای منطقی برای برطرف کردن فقر در نظر میگیرند و در صورتی هم که مجبور به تحمل باشند به اموال دیگران دست درازی نمیکنند.
البته انگیزه اصلی سیامک و همسرش فقر نبوده چراکه اگر فقر باعث سرقت میشد دیگر قتلی به دنبال آن نبود، اما این زوج دست به قتل زدند و جرمی که مرتکب شدند با خشونت زیاد همراه بوده است. بنابراین آنچه باعث این اتفاق شده زیادهخواهی و اجازه داشتن برای تعدی به دیگران است.
این زوج به خود اجازه دادند به زندگی شخص دیگری تعدی کنند تا خودشان راحت زندگی کنند. مثل همیشه تاکید میکنم آنچه باعث میشود چنین جرایمی کاهش یابد آموزش کنترل خشم و احترام به حقوق دیگران است.
امروز
مهدی محمدی- حقوقدان: آن طور که وضع این پرونده نشان میدهد، این زن و شوهر مرتکب قتل عمد شدهاند و با توجه به اعترافات، سیامک متهم اصلی در قتل است و همسرش معاونت در قتل دارد. در قانون مجازات اسلامی ایران کسی که مرتکب قتل عمد شود در صورت درخواست اولیایدم به قصاص محکوم خواهد شد. البته از آنجا که مقتول زن است باید نصف دیه یک مرد به اولیایدم داده شود تا حکم اجرا شود. اولیایدم میتوانند درخواست دیه کنند یا رضایت دهند.
نکته دیگر این که فعلا متهمان در اداره آگاهی اعتراف کردهاند و باید پرونده مراحل قانونی خود را بگذراند و بعد از گرفتن آخرین دفاع و قرار مجرمیت پرونده نزد دادستان رفته و کیفرخواست صادر خواهد شد. بعد از آن پرونده به دادگاه میرود و مورد رسیدگی قرار میگیرد.
در مورد متهم ردیف دوم هم روند رسیدگی قضایی همین است، اما او با مجازات قصاص روبهرو نخواهد شد بلکه براساس شدت جرمی که انجام داده و شرایطی که متهمه داشتهاست به 3 تا 15 سال حبس محکوم خواهد شد.
باید دید قضات میزان گناهکار بودن او را در این پرونده تا چه حدی تشخیص میدهند. نکته آخر این که این متهمان مرتکب سرقت هم شدهاند که در این خصوص باید محاکمه و مجازات شوند.
فردا
امانالله قرایی مقدم - جامعهشناس: وقتی فقر در یک جامعه رخنه کند قطعا آنومی اجتماعی در آن رخ خواهد داد و آنچه در این پرونده میبینیم در واقع آنومی ایجاد شده ناشی از فقر است. بیکاری و فقر اقتصادی، مادر همه جرمهاست و برای از بین رفتن جرایم ابتدا باید فقر را از بین ببریم.
هر دو جرمی که این زوج درگیر آن هستند یعنی سرقت و قتل با انگیزه سرقت نشاندهنده فقری است که آنها گرفتارش بودند.
این زوج همان طور که خودشان توضیح دادند درگیر فقر بودند و برای بیرون رفت از این فقر تصمیم به سرقت گرفتند. البته این که آنها فقیر بودند دلیلی بر قتل نیست، اما یک جامعه ابتدا باید عوامل جرمزا را از بین ببرد و بعد توقع داشتن یک شهروند قانونمند داشته باشد. از بین بردن فقر، بالا بردن امنیت جامعه و بالابردن درآمد و ایجاد شغل و از بین بردن خشونت در جامعه ازجمله کارهایی است که میتواند در کاهش چنین جرایمی موثر باشد.
نباید فراموش کرد وجود چنین اتفاقی آسیب شدیدی به جامعه وارد میکند و استرس را در یک جامعه بالا میبرد. درست است آمار قتل در کشور ما بالا نیست و از میانگین جهانی پایینتر است، اما هر قتلی که اتفاق میافتد مطابق تحقیقات انجام شده تا مدتها استرس را در محیطی که این قتل اتفاق افتاده است، بالا میبرد و عصبیت در آن جامعه بالا میگیرد.
سارا لقایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: