جوان میانجی قربانی خشم شد

یک سال قبل بود که نیما با ضربه قمه، یکی از هم‌محلی‌هایش را کشت بدون این‌که با او دعوایی داشته‌ باشد. او می‌گوید هیچ اختلافی با مقتول نداشته، اما دخالت بی‌جای او عامل اصلی این قتل شده ‌است.
کد خبر: ۵۱۹۱۷۶

نیما که در دادگاه کیفری ‌استان البرز محاکمه شده، در حالی مدعی است انگیزه‌ای برای قتل نداشته که نماینده دادستان کیفرخواست قتل عمد برای او صادر کرده و می‌گوید مدارک موجود در پرونده علیه متهم کافی است و او با انگیزه قبلی دست به جنایت زده ‌است.

نماینده دادستان استان البرز می‌گوید: بیش از یک سال قبل خبر رسید پسر جوانی با ضربه قمه به قتل رسیده ‌است. این گزارش از سوی ماموران حراست بیمارستانی در کرج به پلیس داده‌ شد. زمانی که ماموران به محل رسیدند با توجه به دستور بازپرس ویژه قتل جسد را به پزشکی قانونی منتقل کردند و تحقیقات خود را در این خصوص آغاز کردند. تنها شاهد در دسترس، مردی بود که آرش (مقتول) را به بیمارستان رسانده بود. او گفت قرار بود آرش را به آرایشگاه ببرد، اما نمی‌داند چرا یکباره چند نفر حمله کردند و آرش را با قمه زدند.

وقتی تحقیقات بیشتری انجام شد پلیس دریافت آرش مدتی قبل در یک دعوا با جوانی به نام نیما که متهم این پرونده است درگیری داشته‌ است.

البته آن‌طور که اطلاعات ماموران نشان می‌داد آرش برای میانجیگری وارد آن دعوا شده ‌بود، اما با توجه به این‌که از کسی حمایت کرده ‌بود که با نیما دعوا داشته‌ است، بنابراین احتمال این‌که آرش قربانی یک انتقام‌گیری شده‌ باشد برای ماموران قوت گرفت. این در حالی بود که پلیس متوجه شد یکی از کسانی که به آرش حمله کرده ‌است و در آن دعوا بوده پیمان نام دارد.

با شناسایی پیمان و بازجویی‌های انجام شده این جوان مدعی شد در دعوا نقشی نداشته و خودش هم غافلگیر شده‌ است.

نماینده دادستان ادامه می‌دهد: چند ماه بعد ماموران با توجه به ردیابی‌هایی که انجام دادند و کارهای علمی که کردند موفق شدند مخفیگاه متهم اصلی را پیدا کرده و او را بازداشت کنند. این جوان در بازجویی‌ها گفت به خاطر حمایت مقتول از کسی که با او دعوا داشته عصبانی شده و قصد انتقام‌گیری داشته‌ است. صحنه قتل بازسازی شده و مدارک و شواهد موجود هم نشان می‌دهد نیما به‌عمد دست به قتل زده‌ است. بنابراین از نظر دادسرا این جوان متهم است و درخواست صدور حکم قانونی برای او شده ‌است.

گذشت نمی‌کنیم

خانواده مقتول هم می‌گویند از قصاص قاتل فرزندشان صرف‌نظر نمی‌کنند و درخواست دارند هرچه زودتر او قصاص شود. مادر مقتول می‌گوید: چرا باید از قصاص مردی بگذرم که پسر جوانم را از من گرفت.من زحمات زیادی برای این‌که او را بزرگ کنم کشیده‌ بودم. با این‌که یک سال از مرگ پسرم گذشته اما هنوز هم داغ او برایم تازه ‌است و فراموش نکردم چطور ناجوانمردانه او را از من گرفتند و درخواست دارم هرچه زودتر قاتل او را بکشند. خاطرات پسرم هر روز از جلوی چشمم می‌گذرد و من فراموش نمی‌کنم چه اتفاقی افتاده‌ است.

او می‌گوید قصاص تنها خواسته او نیست و سایر اعضای خانواده‌اش هم چنین درخواستی دارند.

او می‌گوید: وقتی می‌خواستم به دادگاه بیایم از بچه‌هایم پرسیدم چه باید بگویم و از آنها خواستم در مورد مرگ برادرشان نظرشان را بگویند، همگی گفتند با قصاص موافق هستند. به همین خاطر هم من و شوهرم درخواست قصاص را مطرح کردیم و مطمئن شدیم که خواسته ما درست بوده‌ است. پسر من هیچ مشکلی با این جوان نداشت. بچه سالمی بود و لیاقت یک زندگی خوب را داشت بنابراین قتل او ناجوانمردی بود. اگر پسرم در یک دعوا کشته شده ‌بود می‌گفتم بخشی از تقصیر هم با اوست، اما بدون این‌که کاری کرده‌ باشد، قربانی شده و من قاتل او را نخواهم بخشید.

پشیمانم

نیما می‌گوید از کرده خودش پشیمان است و از اولیای‌دم درخواست بخشش دارد و می‌پذیرد نباید به سمت مقتول حمله می‌کرده‌ است. او در مورد روز حادثه و چرایی این اتفاق صحبت می‌کند.

چه مدتی بود مقتول را می‌شناختی؟

راستش من هیچ شناختی از او نداشتم. فقط در یک دعوا که بین من و یک جوان دیگر بود وارد شد و باعث شد از دستش ناراحت شوم.

مشکلی با هم داشتید؟

نه، فقط به خاطر دخالتی که در کارم کرده‌ بود از دستش ناراحت بودم.

در مورد دعوایی که باعث شد تو دست به قتل بزنی توضیح بده.

داشتم با یکی از دوستانم دعوا می‌کردم. سر و صدای زیادی ایجاد شده‌ بود و همه جمع شده ‌بودند. آرش برای حمایت از پسر جوانی که من داشتم با او دعوا می‌کردم وارد درگیری شد.

فقط آرش وارد این دعوا شد؟

نه. کسان دیگری هم بودند، اما این آرش بود که به من چاقو زد.

چه زمانی به تو چاقو زد و چرا؟

دعوا تمام شده ‌بود و همه داشتند می‌رفتند که آرش به من چاقو زد و فحش هم داد.

شاهدی هم داری که حرفت را تائید کند؟

نه شاهدی ندارم. چون او جوری به من چاقو زد که کسی ندید. بعد هم وقتی به او گفتم به من چاقو زدی انکار کرد.

چرا شکایت نکردی؟

چون مدرکی نداشتم. هیچ کس ندیده ‌بود آرش این کار را بکند و اگر هم شکایت می‌کردم به جایی نمی‌رسیدم.

شاید کس دیگری این ضربه را به تو زده‌ است و تو متوجه نشدی؟

نه، من مطمئن هستم آرش به من چاقو زد. ما مشکلی با هم نداشتیم اما از دست من عصبانی شد و چاقو زد.

تو زمانی آرش را کشتی که چند روزی از این ماجرا می‌گذشت و اگر عصبانیتی هم بود از بین رفته بود بنابراین انگیزه‌ای قوی‌تر از یک خصومت کوچک باید علت اصلی این قتل باشد.

نه، هیچ انگیزه دیگری نبود. من دروغ نمی‌گویم. واقعا به خاطر رفتاری که آرش با من کرد عصبی شدم، خب البته در آن زمان اعصاب درست و حسابی هم نداشتم.

چرا اعصابت مشکل داشت؟

معتاد بودم و حالم خوب نبود.

چه ماده‌ای مصرف می‌کردی؟

هرچه دستم می‌‌آمد می‌کشیدم، اما بیشتر شیشه مصرف می‌کردم و آن روز هم مواد مصرف کرده‌ بودم.

آن روز هم شیشه مصرف کرده ‌بودی؟

بله. من و دوستانم شیشه مصرف کرده‌ بودیم.

تو با خودت قمه حمل می‌کردی این یعنی می‌خواستی هر جا نیما را دیدی بزنی. درست است؟

نه، این‌طور نیست. چون من دشمن زیاد داشتم همیشه قمه همراه داشتم و کنار موتورم قمه می‌گذاشتم. به قصد کشتن آرش این کار را نکرده‌ بودم.

چطور آرش را پیدا کردی؟

خیلی اتفاقی بود. من اصلا نمی‌دانستم در آن لحظه می‌بینمش. با دوستانم داشتم جایی می‌رفتم که یکدفعه دیدم آرش سوار بر پرایدی جلوی یک آرایشگاه ایستاد. وقتی او را دیدم نمی‌دانم چه شد که دوباره عصبی شدم و به او حمله کردم.

کسی جلوی تو را نگرفت؟

دوستانم که شوکه شده‌ بودند، البته آنقدر این اتفاق سریع افتاد که از دست کسی کاری بر‌نمی‌‌آمد. من خودم هم از کاری که کردم ترسیده‌ بودم.

وقتی ضربه را به آرش زدی چه کردی؟

خیلی ترسیدم، بلافاصله سوار موتور شدم و با دوستانم فرار کردم. بعد هم موتور را رها کردم و رفتم.

تو مدتی فراری بودی چرا؟

به یکی از شهرهای اطراف رفتم و تصمیم گرفتم اعتیادم را ترک کنم و در یک کمپ بستری شدم.

چرا با نام جعلی در کمپ بستری شدی؟

می‌دانستم پلیس دنبالم است و بازداشتم می‌کند. به همین خاطر هم با اسم جعلی در کمپ بستری شدم.

یعنی می‌دانستی ضربه‌ای که به آرش زدی کشنده‌ است؟

آن موقع نمی‌دانستم او می‌میرد، اما بعد از چند روز از طریق دوستانم متوجه شدم او مرده ‌است. دیگر کاری از دستم برنمی‌‌آمد و مجبور بودم خودم را مخفی کنم. چاره‌ای نداشتم باید این کار را می‌کردم. بعد از این اتفاق تصمیم گرفتم اعتیادم را ترک کنم تا آدم سالمی شوم و زندگی خوبی داشته‌ باشم.

می‌دانی حالا با حکم قصاص روبه‌رو هستی؟

بله می‌دانم. خیلی متاسفم به خاطر کاری که کردم و از اولیای ‌دم درخواست بخشش دارم. به خدا قصدم کشتن آرش نبود و خیلی از کاری که کردم ناراحتم. می‌خواهم از این به بعد سالم زندگی کنم و قول می‌دهم دیگر چنین خطایی نکنم. (جام جم - ضمیمه تپش)

علیرضا رحیمی‌نژاد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها