در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کلمات کسی است که معمولا اقشار مختلف مردم او را با سبیلهای بلندش در تلویزیون دیدهاند که درباره شاهنامه فردوسی یا زبان فارسی حرف میزند. این فرد کسی نیست جز میرجلالالدین کزازی. او که دارای دکترای زبان و ادب فارسی است به این شهرت دارد که در حرفهایش از واژگان اصیل پارسی استفاده میکند، تا به آنجا که میان دانشجویان و برخی اهل قلم لطیفههایی هم درباره او ساخته شده است. مثلا یکی از لطیفهها این است که برخی به مزاح میگویند یک بار استاد کزازی میخواسته سوار اتوبوس شود. به راننده میخواسته بگوید در عقب را بزن که سوار شوم. گفته است: واپسین در را بگشای تا فراز آیم!
خودش این مزاحها را بذله و نغزک میخواند و میگوید خیلی از این لطیفهها و بذلهها را شنیده و خوشحال است که شیوه سخن گفتنش گونهای رفتار فراگیر اجتماعی را پایه ریخته است. اینها را گفتیم که بگوییم روزنامه جامجم گفتوگویی مفصل با دکتر کزازی ترتیب داده است که فردا مشروح آن را در صفحه 7 میتوانید بخوانید. وقتی برای گفت و گو با او فهمیدم که باید تا کرج بروم، ابتدا قدری برایم دشوار بود؛ اما وقتی که از گفتوگو بازمیگشتم احساس خوشایندی داشتم. کزازی در گفتوگویش با جامجم از خیلی مسائل حرف زد. از اینکه چه زمانی تصمیم گرفت این شیوه را برای حرف زدن انتخاب کند و آن را ادامه دهد. از اینکه آیا با خانواده و نانوا و بقال هم اینطور صحبت میکند یا نه.
از اینکه تا به حال کسی او را برای شیوه حرف زدنش دست انداخته است یا نه. از همین جا صحبت به زبان فارسی و بسیاری از مسائل دیگر کشیده شد. کزازی گفت که هیچ ستیزی با هیچ زبانی، هیچ فرهنگی و هیچ مردمی ندارد. او ستیزی از این گونه را برترین نشانه نادانی دانست که به دور از خوی و خیم و کنش و منش ایرانی است. مشروح این گفتوگو را که در تنظیمش هم سعی شده به شیوه سخن گفتن کزازی وفادار مانده باشیم، فردا بخوانید تا بدانید این مرد چه دامنه واژگانی غنی دارد و حرف زدنش از روی ادا و جلب توجه نیست.
سجاد روشنی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: