این که بینی سرزمین کربلاست
خاک او آغشته با خون خداست
در حریم قدسی صحرای دوست
بشنو این گلبانگ، این آوای اوست
نی نوا، در نینوای راستین
مویهها دارد ز نای خود چنین
اشک میریزد ز چشم کائنات
در عزای تشنهکامان فرات
آن بلاجویان که تا بزم حضور
راه پیمودند با سامان نور
گر فرات اینجا چو دریا خون گریست
نی عجب، خورشید بر هامون گریست
مشفق کاشانی / شاعر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم