در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او در تازهترین اثر خود یعنی «دزد و پلیس» نشان داد که هنوز قابلیتهای زیادی در زمینه کارگردانی دارد و میتوان به آینده کاری او امیدوار بود.
یکی از انتقادهایی که قبل از «دزد و پلیس» به شما میشد، تکراری بودن بازیگران و فضای کاری یکسان بود. چه شد که تصمیم گرفتید فضای روایت خود را در سریال «دزد و پلیس» تغییر دهید؟
فضا، جنس کار و موضوعاتی که در کارهای قبلی کارگردانی آن را به عهده داشتم با سریال «دزد و پلیس» خیلی فرق میکرد. این تفاوت به دلیل شکل متن و نویسنده کار بود تا اینکه تصمیم گرفتم برای اولین بار فضای کارم را عوض کنم. در این بین فیلمنامه قاسم خانی و بازیگران جدید و با استعداد هم به من اجازه میداد که شانس خودم را در یک محیط جدید تجربه کنم. «دزد و پلیس» من را بر سر ذوق آورد. بازیگر، کارگردان یا نویسنده به تنهایی نمیتوانند جذابیت یک مجموعه را تضمین کنند. مهمترین موضوع در این سریال این بود که هیچ فشاری از طرف تهیهکننده روی ما نبود و هر روز با آرامش فراوان کار را پیش میبردیم؛ البته این موضوع که مدت زیادی با بازیگران یکسانی کار میکردم، لزوما بد نیست؛ چرا که مردم بسیاری از این بازیگران را دوست دارند و از آنها استقبال میکنند و این چهرهها هر چه قدر هم تکرار شوند باز هم در میان مردم دوستداشتنی هستند و طرفدار دارند.
یعنی میخواهید بگویید به خاطر متن، فضای کار خود را تغییر دادید؟
بله. انگیزه اصلی را فیلمنامه قاسمخانی به من داد؛ چرا که در ابتدای کار میترسیدم وارد فضای فانتزی شوم و در پذیرفتن این مسئولیت کمی شک داشتم.
چرا میترسیدید؟ شما خیلی خوب از پس این کار برآمدید...
نمیدانم شاید به این دلیل بود که میترسیدم کار خوب نشود. من در کارهایی با فضای واقعی تجربه دارم و از پس آن برمیآیم و قاسمخانی استعداد خودش را در متنهای فانتزی و خوش آب و رنگ نشان داده است. من از این تفاوت کمی در هراس بودم که خوشبختانه فکر میکنم یک تعامل و ترکیب عالی بین متن و روایت به وجود آمد.
این تفاوت که میگویید کجای کار خودش را نشان میداد؟
من در کارهای قبلیام بیشتر فارغ از محتوا و متن سعی میکردم موقعیتهای خنده را به وجود بیاورم و بار اصلی بر طنزی بود که در لابهلای روایت شکل میگرفت. یعنی به نوعی در کارهایم کمتر به سراغ فضای فانتزی و تیپسازی میرفتم؛ اما قاسمخانی راحت به سمت این گونه مسائل میرود.
شما به عنوان کارگردان چه نقشی در به وجود آمدن فضای طنز دزد و پلیس داشتید؟
من کار خاصی انجام نمیدادم. کارگردان قرار نیست همه چیز را به بازیگر بگوید یا نگوید و دائما در حال تذکر دادن باشد. من تنها کاری که به عنوان کارگردان کار انجام میدادم ایجاد آرامش در محیط کار بود. خیلی تلاش میکردم که شرایط یک بازی آرام و بیدغدغه را برای بازیگرانم فراهم کنم تا با فراغ بال به کار خود ادامه دهند؛ البته فیلمنامه به من اجازه میداد که ورای یک روایت پیچیده و شلوغ، قصه را بخوبی پیش ببرم و در کنار پیش بردن قصه، لحظات شیرین و طنز را به وجود بیاورم. مثلا تنها توصیهام به بهنام تشکر این بود که خیلی جدی وارد کار شود و طنز داستان را بر دوش برقنورد انداختیم. مراقب بودم که جنس بازیهای این دو نفر نیز به هم شبیه نشود و از هم تاثیر نگیرند. هر کدام از این دو نفر باید یک قصه را پیش میبرد. بیشترین تلاشم به عنوان کارگردان این بود که بیننده را درگیر آینده قصه کنم؛ یعنی بیشتر روایت را به سمتی پیش ببرم که بیننده نگران سرنوشت ماجرا باشد و نه اینکه تنها به موقعیتهای خندهآور و لحظهای فکر کند.
ناصر در این سریال نقش پر تعلیقی داشت، چطور به او کمک کردید که به یک تعادل در بازی برسد؟
فراموشی ناصر باعث میشد که او شخصیت پیچیدهای نداشته باشد. ما از همان اول تکلیفمان با این آدم روشن بود؛اینکه او مردی است که فراموشی گرفته و نمیداند چه گذشتهای دارد. ناصر بیشتر در گذشته خودش را پیدا میکند و من فکر میکنم تعادل خوبی در بازی تشکر وجود داشت.
چرا از تکنیک دوربین روی دست استفاده کردید؟
ما از همه ظرفیتهای دوربین روی دست استفاده نکردیم. تکانهای شدید یا حرکات اغراق شده نداشتیم. دوربین هیچ گاه دنبال بازیگر نمیدوید و این موضوع مخاطب را دچار سرگیجه بیدلیل نمیکرد. ما فقط تا حدی که ریتم تند و هیجانانگیزی به بازیها بدهد از این تکنیک استفاده کردیم.
چقدر در تیپسازیها و شخصیتپردازیهای این سریال سهیم بودید؟
من پیش از این در مجموعه «خان دایی جون» کار تیپسازی انجام داده بودم؛ اما در کسوت یک بازیگر، نه کارگردان. در تیپسازی بیشتر بار طنز روی دوش بازیگر میافتد و سپردن نقش به یک بازیگر، خطر بزرگی را از سوی کارگردان میطلبد؛ اینکه اگر بازیگر از پس کارش خوب بر بیاید، تیپ خوب از آب درمیآید و برعکس. برای همین هم نگران بودم که نکند برقنورد نتواند از پس بازی بربیاید که خوشبختانه این اتفاق نیفتاد و داوود به یکی از تیپهای دیدنی و جذاب تبدیل شد.
مهراوه فردوسی - گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: