شاه حسینی در این سالها چند فیلم کوتاه نیز مقابل دوربین برده که از میان آنها میتوان «چند کیلومتر جلوتر» و «به طعم خاک» را نام برد. «زنها فرشتهاند» دومین ساخته بلند سینمایی او پس از «کلاغ پر» محسوب میشود.
وی در تلویزیون سریالها و فیلمهایی همچون «تاوان»، «مثل یک کابوس»، «گامهای معلق» و... را کارگردانی کرده است. چند روز پیش تلهفیلم «دو ماجرا برای یک ازدواج» به کارگردانی شاهحسینی از شبکه دو پخش شد.
با او درباره این فیلم به گفتوگو نشستیم.
فضای فیلم دو ماجرا برای یک ازدواج نسبت به دیگر آثار تلویزیونی شما همچون تاوان، گامهای معلق و مثل یک کابوس متفاوت است. در واقع میتوان گفت یک کمدی شیرین است. چطور شد بعد از ساخت چنین آثاری علاقهمند به ساخت یک کمدی شیرین برای تلویزیون شدید؟
من فیلم تلویزیونی «برهوت» را به تهیهکنندگی محمدرضا شفیعی برای سیمافیلم کار کرده بودم و ایشان پیشنهاد کارگردانی فیلم دو ماجرا برای یک ازدواج را به من داد که سعید نعمتالله فیلمنامه آن را نوشته بود. بعد از صحبتهایی که با شفیعی داشتم، کارگردانی آن را پذیرفتم. وقتی قرار است اثری بسازم ابتدا فیلمنامه خیلی جذبم نمیکند، اما به مرور زمان که درگیر کار میشوم ارتباط خوبی با اثر برقرار میکنم. این اتفاق در تلهفیلم دو ماجرا برای یک ازدواج هم افتاد. ابتدا فکر کردم یک کار معمولی است، اما بعد از مدتی حس کردم سادگیاش هم جذابیت دارد و میتوان آن را به یک فیلم کمدی جذاب تبدیل کرد.
اما این فیلم کمدی صرف نیست.
من خیلی موافق کمدی صرف نیستم، چون خنداندن مردم در تمام لحظات، کار سختی است و نمیتوان این حالت را تا انتهای اثر حفظ کرد. بنابراین کمدی موقعیت را بیشتر دوست دارم. سعی کردهام دو ماجرا برای یک ازدواج، یک کمدی دوستداشتنی برای مخاطبان باشد. البته من هیچ وقت رضایت صددرصد از کارهایم ندارم.
قصه اصلی دو ماجرا برای یک ازدواج درباره دماغ است که قبل از خواستگاری مزدک (عطا عمرانی) از ریحانه (خاطره حاتمی) به اتفاقاتی منجر میشود. قبلاً هم آثاری با این موضوع در گونههای مختلف ساخته شده است، مثل فیلم «دماغ» ساخته فرزاد موتمن. فکر نمیکردید این موضوع تکراری است و ممکن است برای بینندگان جذابیت لازم را نداشته باشد؟
من قبلاً فیلمهایی با این موضوع را ندیده بودم، اما فکر میکنم سعید نعمتالله دیده بود، ولی در مجموع احساس نکردم قصه این فیلم تکراری است، چون مطمئن بودم قصه به سمت و سویی میرود که نمیتواند ارتباطی با دیگر فیلمهایی با این موضوع داشته باشد.
معتقدم هر فیلمنامهای ـ حتی تکراری ـ وقتی از زاویه دید یک کارگردان جدید ساخته میشود، دیگر تکراری نیست. بنابراین من مشکلی با قصه تکراری ندارم، چون نگاه هر فیلمساز فرق میکند و به نظرم قصههای تکراری هم جذابیت لازم را برای مردم دارد. البته این تکراری بودن فقط در موضوع است، اما نوع پرداخت و ساختار روایت مسلما در هر کاری تغییر میکند.
این فیلم روایتگر برشی از زندگی چند خانواده است، اما فراز و نشیبهای قصه کم است و همین باعث شده تا داستان لاغر به نظر برسد، در حالی که میتوانستید داستانکها را پررنگتر کنید.
با شما موافقم که بهتر بود داستانکها پررنگتر شود تا قصه تا این حد نحیف به نظر نرسد. من در کارهای قبلیام فیلمنامه را با مشورت دیگران چند بار بازنویسی میکردم، اما در این فیلم چنین اتفاقی نیفتاد. البته فکر نمیکردم فیلمنامه اینقدر یک خطی شود، اما بعد از اینکه نتیجه کار را دیدم، پی بردم میتوانستیم بیشتر روی آن کار کنیم. به همین دلیل میگویم خیلی از کارم راضی نیستم. چون در این فیلم کاملا به فیلمنامه وفادار بودم.
چرا فیلمنامه دو ماجرا برای یک ازدواج را بازنویسی نکردید؟
شاهحسینی: به نظرم فیلم «دو ماجرا برای یک ازدواج» آبرومند است، اما میتوانست بهتر از این باشد. همیشه نویسندگان به من انتقاد میکنند که چرا در فیلمنامه دست میبرم. حالا که نتیجه را دیدم متوجه شدم باید برای بهتر شدن حتی با نویسنده بجنگم
علاقهمند بودم یک بار در اثری که میسازم، کاملا به فیلمنامه وفادار باشم. به نظرم فیلم دو ماجرا برای یک ازدواج آبرومند است، اما میتوانست بهتر از این باشد. همیشه نویسندگان به من انتقاد میکنند که چرا در فیلمنامههایشان دست میبرم. حالا که نتیجه این کار را دیدم، متوجه شدم باید برای بهتر شدن حتی با نویسنده بجنگم.
قبول دارید یکی از مشکلات فیلم دو ماجرا برای یک ازدواج این است که قصه فیلم با یک ماجرای غافلگیرکننده آغاز نشد؟
بله، کاملا با شما موافقم. ما باید از همان ابتدا به مخاطب شوک وارد کنیم. فکر میکنم شروع قصه میتوانست بهتر از این باشد.
یکی از امتیازات این فیلم، دکوپاژ و ساختار ساده آن است. چگونه به این دکوپاژ (نمابندی) رسیدید؟
وقتی فیلمنامه دو ماجرا برای یک ازدواج را خواندم کمکم به این ساختار رسیدم. میتوانستم در این فیلم از حرکات پیچیده استفاده کنم یا اینکه دکوپاژ، نورپردازی و تصویربرداری را خیلی خاص انتخاب کنم. اگر قرار بود حرکت دوربین پیچیده باشد به قول معروف حرکت دوربین گل درشت میشد. میخواستم وقتی بیننده این اثر را میبیند متوجه حرکت دوربین نشده و تمرکزش کم نشود، بلکه بیشتر درگیر قصه شود. انتخاب این نوع دکوپاژ، نورپردازی و تصویربرداری تعمدی بود تا بیننده شاهد یک قصه روان باشد.
در این فیلم با وجود اینکه از بازیگران خیلی شناخته شده استفاده نکردید، اما بازیها روان و یکدست است. این در حالی است که معمولا کارگردانان در تلهفیلمهایی که میسازند از یک یا دو بازیگر شناخته شده استفاده میکنند، چرا شما این کار را انجام ندادید؟
متاسفانه برآورد تولید تلهفیلمها کم است، مگر آن که از بعضی جهات خاص و منحصر به فرد باشد. من قبلاً هم تلهفیلم برهوت را با شفیعی کار کرده بودم. وقتی برای این فیلم با هم صحبت کردیم به این نتیجه رسیدیم که با توجه به برآوردی که داریم یک اثر آبرومند بسازیم. برای بازی هم از خاطره حاتمی، عطا عمرانی، ناهید مسلمی و... بهره بردیم و دوستان لطف کردند بازی در این تلهفیلم را پذیرفتند. بقیه بازیگران هم خوب بودند. سعی کردهام بازیها به گونهای باشد که آسیبی به فیلم وارد نکند. در مجموع از انتخاب بازیگران راضی هستم.
یعنی ساخت این فیلم با بودجه محدود به شما تحمیل شد؟
نه، اصلاً این طور نبود. من هرگز کار تحمیلی را نمیپذیرم و درباره این تلهفیلم هم قبل از شروع تصویربرداری با تهیهکننده صحبت کردم و شرایط به من تحمیل نشد. ما سعی کردیم شرایط را به گونهای پیش ببریم که بتوانیم کار را جمع و جور کنیم. در هر اثری که میسازم، سعی میکنم شرایط را راحتتر کنم و حتی فضایی فراهم کنم که بازیگرانی که با من همکاری میکنند، از کار لذت ببرند و از همه تواناییهایشان استفاده کنند.
عملکرد شما در تلویزیون خیلی بهتر از سینما بوده و توانستید با ساخت آثاری مانند تاوان، مثل یک کابوس، گامهای معلق و تلفن همراه نشان دهید به کارتان اشراف دارید، چه عواملی باعث شد در تلویزیون موفقتر باشید؟
من سعیام را در سینما و تلویزیون کردهام. فکر نمیکنم کارم در سینما خوب نبوده. به نظرم از فیلم کلاغ پر تا زنها فرشتهاند یک پله ترقی داشتم، اما 19 پله نزولی در فیلم «آقای هفت رنگ» داشتم. مطمئن هستم در سینما هم میتوانم خودم را نشان بدهم. بهتر است کمی صبر داشته باشید. وقتی کارگردانی اثر سینمایی میسازد مدام دغدغه گیشه دارد و نگران است که سرمایهاش برگردد. منظورم این نیست که در زمان ساخت آثار تلویزیونی نگرانی وجود ندارد، اما این دغدغه به اندازه سینما نیست. در تلویزیون هم برایم اهمیت دارد که تهیهکننده با انتخاب من به عنوان کارگردان ضرر نکند. ضرر نه به این معنا که آینده کاریاش به خطر بیفتد، بلکه به این خاطر که نظم چرخه تولید به هم نریزد. اگر فیلمی در سینما نفروشد، مسلماً تهیهکننده خیلی آسیب میبیند و برایش سخت است که سرمایه برگشت خوبی نداشته باشد. به همین دلیل در سینما، خودم را به گرایشهای مخاطب عام نزدیکتر میکنم و نتیجه آن هم فیلم آقای هفت رنگ میشود که خودم اصلا از آن راضی نیستم.
به نظرتان این نگرانی میتواند توجیه مناسبی باشد؟
نه، توجیه خوبی نیست، چون میتوان فیلم خوبی ساخت که هم مخاطب عام راضی باشد و هم مخاطب خاص.
فاطمه عودباشی - گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم