در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، در چند سال اخیر با درگذشت بسیاری از مفاخر و چهرههای فرهنگی کشور، بخصوص در حوزه ادبیات، بحث شکلگیری بنیاد آن نویسنده یا شاعر مطرح شده است. فلسفه شکلگیری این بنیادها نیز چاپ کتابهای منتشر نشده، تجدیدچاپ کتابهای پیشتر منتشر شده، ساخت مقبره و انجام امور فرهنگی مثل برگزاری جشنوارههایی به نام آن نویسنده و شاعر فقید ذکر شده است.
بحث تشکیل بنیادهای فرهنگی در سالهای اخیر بعد از درگذشت نویسندگان و شاعرانی چون نادر ابراهیمی، مهدی آذریزدی، سیمین دانشور، طاهره صفارزاده، هوشنگ گلشیری، منوچهر احترامی و برخی دیگر از چهرهها مطرح شد. جدای از این نامها، بحث راهاندازی بنیاد احمد عزیزی، شاعر پیشکسوت انقلاب که سالهاست در کما به سر میبرد نیز مطرح بوده است. حالا با گذشت چند سال از زمزمههای راهاندازی بنیاد این چهرهها، پرسش این است که کدامیک از این نویسندگان و شاعران موفق شدهاند صاحب بنیاد شوند؟
پرونده آذریزدی در شورای فرهنگ عمومی
اسدالله شکرانه، مسئول دبیرخانه بنیاد مهدی آذریزدی به خبرنگار ما گفت: زمانی که مسئولیت کار را به عهده گرفتم، اساسنامهای برای این بنیاد نوشته نشده بود. من با مشورت دوستان اساسنامهای نوشتم و به اداره ارشاد اسلامی استان یزد ارائه دادم و در حال حاضر سه ماه است که این اساسنامه تحویل واحد حقوقی وزارت ارشاد شده است.
بهرام عبدالحسینی، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان یزد نیز در گفتوگو با جامجم دلیل تأخیر در صدور مجوز فعالیت بنیاد آذریزدی را سیستم بروکراسی و نظام اداری دانست و البته از ارسال آن به شورای فرهنگ عمومی کشور خبر داد.
2 سال معطلی برای بنیاد نادر ابراهیمی
فرزانه منصوری، همسر مرحوم نادر ابراهیمی هم درباره روند صدور مجوز بنیاد این شاعر و داستاننویس به خبرنگار ما گفت: ما به اداره ارشاد اسلامی استان تهران مراجعه کردیم و ضمن ارائه مدارک، فرمهایی پر کردیم که در آن مشخص کنیم هیاتمدیره این بنیاد چه کسانی هستند، این بنیاد چقدر سرمایه دارد و چه اهداف و فعالیتهایی را میخواهد دنبال کند.
وی ادامه داد: دو سال طول کشید تا از سوی اداره ارشاد اسلامی استان تهران این مدارک تائید شد و به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انتقال یافت.
او افزود: ظاهرا آنجا هیاتی وجود دارد که این مدارک را بررسی میکند که این هیات جلسات منظمی ندارند و هر بار که تشکیل جلسه میدهند تعدادی از پروندهها را بررسی میکنند.
بنا بهگفته منصوری، طبق آخرین تماسش با ارشاد به او گفتهاند که پرونده تشکیل بنیاد نادر ابراهیمی اردیبهشت 1390 به این هیات واگذار شده و هنوز برای اعلامنظر زود است!
همسر نادر ابراهیمی همچنین گفت: در منزل این شاعر و ترانهسرا در هر قفسه و هر اتاق، علاوه بر کتاب و آثار منتشر نشده، سخنرانیها، طرحهای داستانی، فیلمنامهها و نمایشنامهها، حدود 150 طرح هنری وجود دارد که میتواند مورد استفاده پژوهشگران و جامعه دانشگاهی قرار گیرد.
آنچنان که از صحبتهای پیگیریکنندگان تأسیس بنیاد آذریزدی برمیآید، صدور مجوز این بنیاد را شورای فرهنگ عمومی برعهده دارد؛ ولی آنطور که از صحبتهای همسر نادر ابراهیمی استنباط میشود، آنها برای موسسه فرهنگی و هنری نادر ابراهیمی تقاضای مجوز دارند و نه بنیاد. بنابراین وزارت ارشاد صدور مجوز این موسسه را بهعهده دارد.
صدور مجوز فقط برای موسسه فرهنگی
با پیگیری خبرنگار ما از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی معلوم شد صدور مجوز موسسات فرهنگی و هنری به نام شخصیتهای ادبی مثل نادر ابراهیمی بهعهده هیات رسیدگی به امور مراکز فرهنگی است. در همین ارتباط، مریم کریمی یکی از کارشناسان این هیات به جامجم گفت: ما فقط درخواست موسسات فرهنگی و هنری را بررسی میکنیم و صدور مجوز بنیادها بهعهده ما نیست.
این شخص درباره صدور مجوز موسسه فرهنگی و هنری نادر ابراهیمی نیز گفت: هیات رسیدگی در هر نوبت، تعداد محدودی پرونده را بررسی میکند و چون بررسی پروندهها به ترتیب تاریخ بررسی میشود، هنوز نوبت بررسی پرونده نادر ابراهیمی نشده است.
وصیت نافرجام سیمین دانشور
سیمین دانشور، نویسنده شناخته شده کشورمان نیز در وصیتنامه خود بر تشکیل بنیادی تاکید داشت. او در وصیتش نوشته است: میدانید که سازمان میراث فرهنگی، خانه شخصی مرا در ردیف آثار تاریخی بهشمار آورده و اسناد مربوط به امضا رسیده است که یک نسخه آن در اختیار من است. طبق مدارک کتبی قرار شد خانه شخصی من، پس از مرگم از وراث من خریداری شود و همچنین خانه نیما یوشیج که در همسایگی من است و آن هم بنای تاریخی اعلام شده است، پس از وفات ساکنان فعلی آن به همین روال اقدام شود، اما بهطور شفاهی نظر ما بر این قرار گرفت که خانه من که وسیعتر است به اینگونه نامگذاری شود: «بنیاد فرهنگی نیما یوشیج ـ جلال آلاحمد ـ سیمین دانشور» و خانه نیما یوشیج به صورت قرائتخانه و مرکز تحقیقات دربیاید؛ چرا که من کتابخانه و تمام یادگاریها را در خانهام خواهم گذاشت، تمام مراتب از عکسبرداری و تعیین متراژ هم به وسیله بنیاد محترم میراث فرهنگی انجام شده است.
پس از درگذشت سیمین دانشور معلوم نیست چه نهاد یا شخصی عمل به وصیت او را پیگیری میکند.
خواب بنیاد بیداری
تشکیل بنیادی برای طاهره صفارزاده نیز وضع نامعلومی پیدا کرده است. در حالی که سال 1387 جلال صفارزاده، برادر طاهره صفارزاده گفته بود، این شاعر میخواسته در منزل خود بنیادی را با نام بنیاد بیداری تاسیس کند، هنوز این خواسته محقق نشده است.
برادر طاهره صفارزاده در آن اظهارنظر خود گفته بود: طاهره بعد از فوت همسرش (نورانی وصال) بسیار کوشید به وصایای وی عمل کند، اما کمکی به او نشد. میخواست بنیادی در منزل خود ایجاد کند که نتوانست و این داغی بود بر دل طاهره. امیدواریم به کمک مسئولان و دولت محترم بتوانیم ظلمی را که به طاهره شد، به حداقل برسانیم و به وصایایش عمل کنیم.
بلاتکلیفی بنیادهای احمد عزیزی و منوچهر احترامی
یک سال بعد از درگذشت منوچهر احترامی، نویسنده کودک و طنزپرداز هم شهین احترامی خواهر او به جامجم گفت: زمان آن رسیده که فکری به حال آثار آن مرحوم بکنیم و با تاسیس بنیادی در محل منزل مسکونی ایشان که در آنجا به همراه مادرشان زندگی میکردند، یاد او را گرامی بداریم.
خواستهای که آن نیز بینتیجه ماند و این طنزپرداز هم از داشتن بنیاد دستش فعلا خالی مانده است.
چندی قبل خواهر احمد عزیزی هم از ارائه طرح پیشنهادی برای تاسیس بنیادی فرهنگی به نام این شاعر سخن گفته بود. او گفته بود: این بنیاد میتواند در معرفی احمد و بویژه آثارش به خوانندگان آنها نقش مهمی داشته باشد در حالی که در همین شهر کرمانشاه افراد زیادی به ما مراجعه میکنند و میپرسند که ما چگونه میتوانیم کتابهای او را تهیه کنیم؟ خوشبختانه آثار او و به ویژه شطحیاتش مخاطبان و علاقهمندان زیادی دارد و اگر بیماری او مجال دهد، در اولین فرصت بحث تاسیس بنیاد را پیگیری میکنم.
به نظر میرسد با چنین وضعی تاسیس بنیادهای فرهنگی یا موسسات فرهنگی و هنری یا حتی انجمنهای فرهنگی تبدیل به کلاف سردرگمی شده است.
سجاد روشنی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: