در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تلاش دو برادر برای اثبات بیگناهیشان فایدهای نداشت و در نهایت چارهای جز جلب رضایت باقی نماند. با اینکه دو برادر موفق شدند رضایت اولیایدم را جلب کنند، اما همچنان مدعی هستند قتل کار آنها نبوده و مرد جوان از ترس خود را به پایین پرت کرده است؛ گفتههایی که مورد تائید نماینده دادستان تهران قرار نگرفته است.
او میگوید مدارک موجود در پرونده نشان میدهد این دو برادر در قتل مرد جوان نقش داشتهاند. نماینده دادستان تهران میگوید: این قتل توسط دو برادر به پلیس گزارش داده شد. آن طور که مدارک موجود در پرونده نشان میدهد، این دو برادر با پلیس تماس گرفته و مدعی شدند مردی جوان خودکشی کرده است.
آنها گفتند مرد غریبه وارد خانهشان شده و قصد فرار داشته که نتوانسته و خودش را از پنجره به بیرون پرت کرده است.
نماینده دادستان میگوید: پلیس، جسد را به پزشکی قانونی منتقل و تحقیقات خود را آغاز کرده است. دو برادر همچنان مدعی بودند از حضور آن مرد در خانهشان خبر نداشتند، البته این اظهارات میتوانست درست باشد.
آنها از رابطه خواهرشان با مردی جوان خبر نداشتند و این مرد هم در غیاب آنها وارد خانه شده بود، اما دو برادر زودتر از موقع برگشتند و درگیری بین آنها اتفاق افتاد.
با اینکه دو برادر این فرضیه پلیس را رد میکردند، تحقیقات بعدی و به دست آمدن مدارک جدید نشان داد آنها در قتل نقش داشتند و فرضیه پلیس درست است.
نماینده دادستان در مورد مدارکی که به دست آمده میگوید: یک روز بعد از پیدا شدن جسد، مردی به پلیس مراجعه کرد و مدعی شد دو برادر را دیده است که جسد را به پایین پرت کردند.
البته این تنها مدرک نبود، پزشکی قانونی هم اعلام کرد آثار جراحت روی بدن مرد مقتول وجود دارد که نشان میدهد او قبل از اینکه به قتل برسد درگیر شده و آثار بر جای مانده ناشی از شدت برخورد او با زمین نبوده است.
بنابراین تحقیقات گسترده در این خصوص انجام گرفت و ما به این نتیجه رسیدیم که دو برادر عامل قتل هستند، بنابراین کیفرخواست علیه آنها صادر شد. دادسرا تا پایان این پرونده هم بر نظر خود باقی ماند.
هرچند متهمان رضایت اولیایدم را جلب کردند اما به عنوان نماینده دادستان در این خصوص درخواستی به دادگاه ارائه دادیم و خواستار مجازات متهمان از لحاظ جنبه عمومی جرم شدهایم.
بیگناه هستم
متهم ردیف اول پرونده میگوید قتل کار او نبوده است و ماههایی را بیدلیل در زندان بوده است.
چه مدت در زندان بودی؟
دقیقا 57 ماه در زندان بودم و روزهای سختی را گذراندم. بدون اینکه در این قتل
مقصر باشم.
اما مدارک موجود در پرونده نشان میدهد تو عامل قتل بودی؟
قبول ندارم. من این کار را نکردم. مقتول خودش از پنجره بیرون پرید.
شاهدی وجود دارد که ادعا کرده تو و برادرت را حین پرت کردن جسد دیده است؟
من نمیدانم چرا افسر پرونده چنین چیزی را نوشته است. چنین حرفی در پرونده ما نبود. شاهد خودش در دادگاه حاضر شد و گفت که چنین حرفی نزده است.
پس شاهد چه گفته بود؟
او گفته بود جسد را کنار پنجره دیده است. البته حرفش درست است چون مرد جوان بعد از اینکه خودش را به پایین پرت کرد کنار پنجره افتاد. اما من و برادرم او را به پایین پرت نکردیم.
مقتول را میشناختید؟
خیلی نمیشناختیم، بعدها متوجه شدیم از هم محلیهای ماست.
چطور شد او وارد خانه شما شد؟
شب بود که من و برادرم به خانه رفتیم. دیروقت بود و فکر میکردیم همه خواب باشند، خانه ما چند طبقه بود.
وارد طبقه اول شدم و رفتم به مادربزرگم سر بزنم. خودمان در طبقه دوم بودیم. وسایلم را آنجا بردم و بعد وارد طبقه سوم شدم. صدای مادربزرگم را شنیدم که مرا صدا میزد. خواستم وارد خانه شوم که دیدم نمیشود در بسته بود، کلید در قفل نمیچرخید. خم شدم و از زیر داخل را نگاه کردم و دیدم کسی قدم میزند. کتانی مردانه پوشیده بود، فهمیدم مرد است. همین که در را شکستم و وارد شدم، مرد جوان خودش را از پنجره به بیرون پرت کرد و من هم نتوانستم کاری بکنم.
میدانی او چرا وارد خانه شما شده بود؟
برای سرقت آمده بود.
اما تحقیقات نشان داده او با خواهرت رابطه داشته و به همین خاطر هم وارد خانه شما شده است.
من این موضوع را نمیدانستم، شاید هم رابطهای بین آنها بوده، اما زمانی که من از خواهرم پرسیدم انکار کرد، شاید هم از ترس من این کار را کرد.
اگر شما مرتکب قتل نشدید و آنقدر هم روی بیگناهی خودتان پافشاری میکنید، پس چرا رضایت اولیایدم را جلب کردید؟
آنها بچهشان را از دست داده بودند و باید از آنها دلجویی میشد، اما قسم میخورم که کار من نبود. بعد از چند مرحله محاکمه، بالاخره قانع شدند که کار من نبوده، البته پدرم هم خیلی تلاش کرد تا من را از این وضع نجات دهد و من خیلی از او متشکرم.
شاهد، حرفش را پس گرفت
متهم ردیف دوم، برادر متهم ردیف اول است و آنها در زمان قتل با هم بودند. مدارک موجود در پرونده نشان میدهد این مرد با برادرش همدستی کرده و دست به قتل زده است.
او میگوید: زمانی که من و برادرم را بازداشت کردند هر دو به قتل متهم بودیم. در حالی که هیچ کدام از ما مرتکب قتل نشدیم. آن شب وقتی وارد خانه شدیم برادرم رفت که به مادربزرگم سر بزند اما من آنجا نبودم و در طبقه پایین ماندم. بعد از چند دقیقه صدای فریادهای برادرم را شنیدم. کمک میخواست. خودم را به طبقه بالا رساندم اما قبل از اینکه به آنجا برسم مرد جوان خودش را به پایین پرت کرده بود. با عجله پایین رفتیم. خون زیادی از او رفته بود و نمیشد کاری کرد. با این حال برادرم با پلیس تماس گرفت و با اورژانس صحبت کرد تا برای کمک بیایند با این حال هیچ کاری نتوانستیم برای او بکنیم.
مرد جوان ادامه میدهد: اگر قتل کار من و برادرم بود هیچ وقت با پلیس تماس نمیگرفتیم. ما فکر نمیکردیم به جرم قتل بازداشت شویم. آن هم به خاطر گفتههای شاهدی که حرفش را پس گرفت. سه بار محاکمه شدیم و در نهایت برادرم را به جرم قتل به قصاص و من را به جرم معاونت در قتل به زندان محکوم کردند؛ البته اول جرم من هم مشارکت در قتل بود، اما بعد از چند بار محاکمه من را در معاونت در قتل مجرم تشخیص دادند. با این حال، پدرم خیلی از ما حمایت کرد و تلاش زیادی کرد تا زندگی ما را نجات دهد.
او هر چه داشت به پای ما ریخت. البته من برای اولیایدم هم متاسفم. اما پسر آنها خودش وارد خانه ما شده بود به هر دلیلی که این کار را کرده بود کار درستی نبود و هرکسی جای ما بود واکنش نشان میداد، اما من و برادرم آدمکش نیستیم و دست به قتل نزدیم. (جام جم - ضمیمه تپش)
علیرضا رحیمینژاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: