در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فکر میکنم این موضوع دلایل دیگری هم دارد. یکی همین ترافیک سرسامآور تهران که از ساعتی به بعد زندگی را در این شهر مختل میکند. حتما دارید با خودتان میگویید خب این موضوع چه ربطی به تئاتر دیدن دارد؟ اما ربط دارد...
چند شب پیش میخواستم برای تماشای تئاتر «ملاقات» اثر مشترک شهاب حسینی و احمد ساعتچیان به فرهنگسرای نیاوران بروم. از صبح برنامهریزی کرده بودم که چه زمانی حرکت کنم و کی برسم و.... خلاصه آنکه همه دوراندیشیها را انجام داده بودم تا در ترافیک نمانم و بتوانم سر وقت به سالن اجرای تئاتر برسم.
دو ساعت قبل از برگزاری تئاتر راه افتادم، اما ترافیک آنقدر شدید بود که حس میکردم بین ماشینها گیر افتادهام و هیچ وقت هم نمیتوانم خلاص شوم. مدام ساعتم را نگاه میکردم و بیشتر نگران میشدم. بالاخره هم با کلی تاخیر به تئاتر رسیدم و بعد از پشت سر گذاشتن ترافیک آزاردهنده خیابانهای تهران و سردرد ناشی از هوای آلوده آرام آرام از گوشه سالن داخل شدم و نشستم که تئاتر را ببینم.
با پایان تئاتر، دیدن صندلیهای خالی و همچنین افراد زیادی که مثل من با تاخیر رسیدند و آرام و دزدکی نشستند تا نظم سالن را کمتر به هم بزنند، به این فکر کردم که ترافیک هم عامل بزرگی است که باعث میشود مردم کمتر بتوانند به سالنهای اجرای تئاتر سر بزنند، چون تئاتر یک پدیده زنده است که هر شب یک بار راس ساعت خاصی شروع میشود و پایان میپذیرد و مثل سینما نیست که یک فیلم را در سئانسهای مختلف نمایش دهد و بتوانیم در ساعت مورد نظرمان برای دیدنش مراجعه کنیم.
البته این پیشنهاد را هم میتوان به برگزارکنندگان و مدیران تالارها و تماشاخانههای پایتخت داد که دستکم اجراهای خود را در اوج ترافیک تهران قرار ندهند.
جالب است که بسیاری از تئاترهای نازل و سطحی در ساعات پایانی شب اجرای خود را آغاز میکنند، اما تئاترهای جدی و تاثیرگذار در حوالی غروب میخواهند میزبان علاقهمندان و مردم باشند.
زینب مرتضایی فرد / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: